«صورت مسئله اعتیاد؛ آغاز راه درمان»
وقتی صحبت از اعتیاد میشود، اولین چیزی که به ذهن بسیاری از افراد میرسد، مصرف مواد و کنار گذاشتن آن است؛ اما اگر بخواهیم مسئله را عمیقتر نگاه کنیم، متوجه میشویم که اعتیاد بسیار فراتر از مصرف کردن یک ماده است. برای پیدا کردن راه درمان، ابتدا باید بدانیم اعتیاد چگونه به وجود آمده و چه قسمتهایی از وجود انسان را تحت تأثیر قرار داده است.در کنگره ۶۰، «صورت مسئله اعتیاد» نقطه شروع شناخت این بیماری است. زمانی که صورت مسئله بهدرستی تعریف شود، پیدا کردن راهحل نیز امکانپذیر میشود. اگر تعریف ما از اعتیاد فقط این باشد که «فردی مواد مصرف میکند و باید مصرفش را قطع کند»، طبیعی است که راهحل ما هم بیشتر به قطع مصرف محدود شود؛در حالی که قطع مصرف بهتنهایی، درمان کامل اعتیاد نیست.مصرف مداوم مواد مخدر باعث میشود سیستمهای طبیعی بدن، بهخصوص سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی، بهتدریج از تعادل خارج شوند.
بدن انسان بهطور طبیعی موادی تولید میکند که در تنظیم بسیاری از حالات جسمی و روانی نقش دارند. وقتی ماده بیرونی به شکل مداوم وارد بدن میشود، این سیستم طبیعی تحت تأثیر قرار میگیرد و به مرور زمان عملکرد طبیعی خود را از دست میدهد.به همین دلیل است که ممکن است فرد پس از قطع ناگهانی مواد، با مشکلات مختلفی روبهرو شود. جسم او هنوز فرصت بازسازی و برگشت به حالت طبیعی را پیدا نکرده است. بنابراین در دیدگاه کنگره ۶۰، درمان جسم یک فرایند زمانبر است و نمیتوان انتظار داشت که یک سیستم آسیبدیده در مدت کوتاهی به تعادل کامل برسد.اینجاست که روش DST معنا پیدا میکند. در این روش، به جای قطع ناگهانی مواد، میزان مصرف در یک برنامه مشخص و بهصورت تدریجی کاهش پیدا میکند و در طول این زمان، بدن فرصت پیدا میکند که سیستمهای طبیعی خود را بازسازی کند. در این نگاه، زمان دشمن درمان نیست؛ بلکه یکی از عوامل مهم درمان است.
اما اعتیاد فقط در جسم اتفاق نمیافتد. ضلع دوم این مسئله، روان است. فردی که مدت زیادی درگیر مصرف بوده، ممکن است در احساسات، تصمیمگیری، رفتار و ارتباطش با دیگران تغییراتی پیدا کرده باشد. بنابراین در کنار بازسازی جسم، روان نیز نیاز به آموزش و حرکت تدریجی دارد.ضلع سوم، جهانبینی است. شاید یکی از مهمترین نکات این باشد که انسان فقط مواد را کنار نگذارد، بلکه نگاه خود را نسبت به زندگی و خودش نیز اصلاح کند. اگر فرد همان تفکرات و نگرشهای گذشته را با خود به دوران بعد از درمان منتقل کند، ممکن است دوباره در برابر مشکلات زندگی دچار همان واکنشهای قبلی شود.در اینجا آموزشهای کنگره ۶۰ اهمیت زیادی پیدا میکند.وادیها، جهانبینی، حضور در جلسات و حرکت در مسیر درمان، به انسان کمک میکنند که علاوه بر جسم، روی تفکر و نگرش خود نیز کار کند.کتاب ۶۰ درجه زیر صفر نیز از همین جهت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مسئله اعتیاد را فقط به شکل یک عادت یا ضعف اخلاقی مطرح نمیکند،
بلکه آن را به صورت یک ساختار پیچیده بررسی میکند که برای بازگشت به تعادل، نیازمند شناخت و روش درست است.به نظر من، یکی از زیباترین نکات «صورت مسئله اعتیاد» این است که به انسان میآموزد برای حل یک مشکل، ابتدا باید آن را درست بشناسد. وقتی صورت مسئله اشتباه باشد، حتی اگر انسان تلاش زیادی هم بکند، ممکن است نتیجه مطلوبی نگیرد.برای مثال، اگر کسی یک ساعت خراب داشته باشد و فقط عقربههای آن را مدام جابهجا کند، ممکن است برای لحظهای ساعت درست به نظر برسد، اما مشکل اصلی همچنان باقی است. در اعتیاد نیز اگر فقط به ظاهر مسئله، یعنی قطع مصرف، توجه کنیم و به سیستمهای آسیبدیده جسم و تغییرات روان و جهانبینی توجه نکنیم، بخش اصلی مسئله همچنان حل نشده باقی میماند.بنابراین «صورت مسئله اعتیاد» برای من یعنی اینکه قبل از هر اقدامی، ابتدا بفهمم چه اتفاقی برای جسم، روان و تفکر انسان افتاده است.
وقتی شناخت به وجود آمد، صبر و زمان معنا پیدا میکند و انسان متوجه میشود که درمان، یک حرکت تدریجی و مرحلهبهمرحله است.در نهایت، من صورت مسئله اعتیاد را شروع یک نگاه جدید میدانم؛ نگاهی که به جای پاک کردن صورت مسئله، به دنبال شناخت ریشههای آن است. شاید بتوان گفت مهمترین قدم برای رهایی، این نیست که فقط بگوییم «دیگر مصرف نمیکنم»، بلکه این است که بفهمیم چه چیزی در وجود من به تعادل خود بازنگشته و برای بازسازی آن چه مسیری باید طی شود.وقتی مسئله درست دیده شود، راهحل هم میتواند درست انتخاب شود؛ و این همان نقطهای است که امید به درمان، از یک آرزوبه یک حرکت واقعی تبدیل میشود.
نویسنده راهنما همسفر خدیجه (لژیون هفتم )
ویرایش :همسفر سمیرا رهجوی راهنماهمسفر معصومه (لژیون پنجم)
عکاس :همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون یکم)
ارسال :راهنما تازه واردین همسفر ثریا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الوند قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
230