جلسه هشتم از دوره هجدهم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی قائم شهر روزهای پنجشنبه به استادی راهنمای محترم مسافر محمد بهرام زاده و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر علی اکبر با دستور جلسه (از سایت ، فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره 60چگونه استفاده میکنیم)در تاریخ 02 مهر ماه 1405 راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود
خلاصه سخنان استاد محمد بهرام زاده:
سلام دوستان محمد هستم مسافر
خیلی خوشحالم که به واسطه رهایی حسن عزیز یک بار دیگر در این جایگاه هستم خدمت شما عزیزان در این نمایندگی
خیلی کوتاه راجع به دستور جلسه بخاطر اهمیت زیادی که دارد صحبت میکنم، زمان قدیم تو بحث صدا و تصویر و ارتباطاتی که وجود داشت کنگره 60 خیلی حائز اهمیت بود ، تو برنامه ای که آقای عباس امیر معافی داشتند آقای علی جلالی داشتند و برنامه ای که آقای خدامی در رادیو داشتند خیلی افراد با کنگره 60آشنا شدند آمدند و خیلی حرکت های عظیمی شکل گرفت ، کنگره وسعت گرفت . اما اکنون با توجه به شرایط جدید اهمیت ویژهای بحث سایت بحث فضای مجازی و هوش مصنوعی دارد.

با توجه به اینکه خیلی کنگره بزرگ شده و خیلی ها می شناسند و آشنایی دارند ولی قطعا این احساس میشود که نیاز هست تا پیام کنگره در خصوص درمان اعتیاد در فضای مجازی بیشتر نشان داده شود و افراد بیشتری برای درمان اعتیاد بیایند، وظیفه ما هم به عنوان رهجو های کنگره حمایت این موضوع است، قطعا باید سایت را دنبال کنیم، با بازدید روزانه و گذاشتن کامنت حمایت کنیم و قوانینی که مهندس قرار دادند در خصوص فضای مجازی را رعایت کنیم.

امروز به واسطه تولد حسن عزیز جمع شدیم، حسن جان از راهنماهای شعبه قائم شهر هستند و از اولین رهایی شعبه قائم شهر هستند، حسن با مصرف شیره و تریاک وارد کنگره شد و برای من ایشون در بین رهجو های که داشتم خیلی جایگاه ویژه ای دارد چون با حداقل ترین امکانات و حداقل ترین آموزش اومد درمان شد در جایگاه های مختلف خدمت کرد و قبل از راهنمایی همه جایگاه ها را گذراند. حسن در سفر اولش در شرایطی بود که امکاناتی نداشتند اما الان خیلی راحت زیر یک سقف می نشینید، هفته ای سه روز آموزش میگیرید و همه چیز مرتب است. اما حسن در شرایطی رها شد که ما هفته ای یک روز بودیم، فقط جمعه ها میآمدیم پارک، حسن در سفر اولش نگهبانی را تجربه کرده ، استادی را تجربه کرده ،
بنابر امکانات و شرایط اون زمان قوانین اینجوری حکم میکرد چون نیروی دیگری نداشتیم و گاها من نمی آمدم، حسن در سفر اول لژیون را اداره میکرد. وقتی خواست یک آدم قوی باشد این اتفاق برایش میافتد.
من افتخار میکنم که واقعا ره جویی مثل حسن دارم. ممنونم که با سکوتتان به صحبت های من گوش کردید
در ادامه جلسه، تولد پنج سال رهایی و آزادمردی راهنما مسافر حسن...
اعلام سفر مسافر: سلام حسن هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس تریاک و شیره، مدت درمان یازده ماه و هشت روز، روش "DST" با داروی اوتی با راهنمایی آقای بهرامزاده، رهایی از اعتیاد پنج سال ونه ماه و سیزده روز، ورزش در کنگره فوتسال




خلاصه سخنان مسافر حسن :
سلام دوستان حسن هستم مسافر، خدا را شاکرم که فرصت دست داد تا در این جاگاه بنشینم ، آموزش ببینم و خدمت کنم خدا را سپاسگذارم توفیقی بدست آمد که توانستم بعد مدت پنج سال در مسیر درمان به آزادمردی و پنج سال رهایی برسم .
از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را فراهم آوردند تا من و دیگران به رهایی برسیم وبتوانیم به چنین جایگاهی دست بیابیم .در کنار استاد نشستن هم لذت دارد و هم استرس که من در این لحظه استرس بسیار بالایی را دارم .
در ادامه جای دارد از استاد خوبم آقای بهرام زاده تشکری ویژه بنمایم ، چرا که در دورانی که شعبه قاءمشهر با مشکلات عدیده ای درگیر بود و از لحاظ مکان شعبه درگیر خرید مکان و درگیریهای خاص خودش بود ایشان با امکانات بسیار اندک درنهایت توان آموزه های کنگره را به ما منتقل مینمودند و ما را در مسیر صراط مستقیم راهنمایی مینمودند که ما حصل آن دیدن این روز عزیز وجشن 5 سال رهایی من و دیگر رهجویان ایشان گردید.
من هر گاه که آقای بهرام زاده به من زنگ میزنند و تماس تلفنی میگیرند کل خانواده ام از رفتار و حرکات من متوچه میشوند که ایشان پشت خط میباشند . دلیل آن است که به دلیل احترام خاصی که من نصبت به ایشان دارم ، حتی اگر نشسته باشم بی اختیار می ایستم و لحن گفتارم نیز کاملا عوض میشود .
در ادامه از راهنمای همسفرم بسیار سپاسگذارم که ما را در این مسیر یاری نمودند و همچنین از همسفرم و دخترم و پسرم سپاسگذارم که در این مسیر یاور من بودند و هیچ گاه من را لحظه ای تنها نگذاشتند و همیشه در این مسیر مشوق من بودند و امیدوارم همیشه همین گونه یاور من باشند و بتوانیم با هم یک خانواده کنگره ای باقی بمانیم و در این مسیر خدمت نماییم.
پیام کنگره هم به این صورت به دمن رسید که با آقای بهرام زاده یک دوست مشترک داشتیم به نام آقا عیوب که ایشان آقای بهرام زاده را به من معرفی نمودند و گفتند که ایشان در حال راه اندازی شعبه قئمشهر کنگره 60 هستند و من که قبلا نام کنگره 60 را شنیده بودم بسیار هیجان زده شدم و از این خبر با رویی گشاده استقبال نمودم و این گونه شد که قدم به این بهشت گمشده نهادم.
خلاصه سخنان همسفر مهدی:
سلام دوستام مهدی هستم همسفر، خیلی خوشحال هستم که در بین شما هستم، اول از آقای بهرامزاده تشکر می کنم که راهنمای سفر اول پدرم بودند و بعد از آقای عموزاد تشکر می کنم که راهنمای سفر دوم و سیگار ایشان بودند، از راهنمای مادرم خانم فاطمه خیلی تشکر می کنم چون تاثیر بسیار مثبتی بر رفتار مادرم گذاشتند، از آقای محمد خلیل متشکرم که باعث شدند من به کنگره بیایم، از آقا عیوب سپاسگزارم که در پارک در کنار پدر من بودند. موضوعی که برای من بسیار جالب است این هست که هر زمان که پدرم با آقای بهرامزاده تلفنی صحبت می کند مشخصا رفتارش تغییر می کند و این مضوع از احترام ویژه ای است که پدرم نسبت به ایشان دارد و امیدوارم هرکجا که هستند سالم و سلامت باشند و در آخر از راهنمای خودم آقا مهرداد هم تشکر می کنم که متاسفانه فعلا کمتر می توانم در لژیون ایشان شرکت کنم. ممنون که به صحبت های من گوش دادید.
خلاصه سخنان راهنمای همسفر فاطمه،
سلام دوستان فاطمه هستم کمک راهنمای یک همسفر،
خداوند را شاکرم که بابت تولد و شادی یکبار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم، حضور آقای بهرامزاده را به شعبه خوشامد می گویم و همچنین پهلوانی ایشان را تبریک می گویم. پنج سال رهایی حسن آقا را در راس به آقای مهندس، آقای بهرمزاده و همسفران حسن آقا و خود حسن آقا تبریک می گویم. هر رهایی یکسری نوید هایی به همراه خود دارد و به راحتی بدست نمی آید و گوش به فرمان بودن و رعایت کردن حریم های کنگره 60 شرط رسیدن به آن است. فاطمه عزیز همیشه گوش به فرمان بود و اکثر جایگاه های خدمتی را یکی یکی پشت سر گذاشت و این هفته را به همه کسانی که درحال خدمت می کنند تبریک و خسته نباشید می گویم. ممنون که با سکوتتان به صحبت های من گوش کردید.
خلاصه سخنان همسفر فاطمه:
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر،
خدا را شاکرم که در کنگره حضور دارم و این تولد را به آقای مهندس و خانواده ایشان تبریک می گویم، از آقا عیوب سپاسگزارم که باعث ورود مسافرم به کنگره شدند، از راهنمای مسافرم سپاسگزارم که زحمت های زیادی برای مسافرم کشیدند. از خانم صبحگل عزیز سپاسگزارم که راهنمای تازه واردین من بودند. از راهنمای خودم خانم فاطمه سپاسگزارم. من در اوایل ورود به که کنگره حال خیلی خرابی داشتم و اصلا اعتماد به نفسی نداشتم و نقطه تحمل خیلی پایینی داشتم اما با رهنمود های راهنمای خودم بسیار حال بهتری پیدا کردم. به نظر من راهنماهای ما در کنگره مانند پدر و مادر ما برای ما زحمت می کشند و بقول معروف رفیق بی کلک ما هستند.
همچنین از خانم مریم راهنمای دیگر خودم هم تشکر می کنم که همیشه به من نصیحت های ارزشمندی رو به من می کنند.
من همیشه وقتی که به مشکلی بر می خوردیم به مسافرم می گفتم که خیلی بی خیال هستی و او در جواب به من می گفت که خدا بزرگ است و واقعا هم خدا در جاهایی که زندگی ما به مویی بند بود به ما کمک می کرد و آن مشکل را سپری می کردیم چون همیشه دعای خیر شما عزیزان پشت سر مسافر من هست و من تمام این خوشبختی و آرامش را مدیون آقای مهندس و کنگره 60 و راهنماهای مسافرم و خودم هستم. ممنونم که با سکوتتان به حرف های من گوش کردید.

.jpg)

نگارش: مسافر عباسعلی لژیون دوم ، امید لژیون سوم ، احسان
عکاس: مسافر عباس لژیون ششم
ارسال: مسافر احسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
182