آموزشهای «صورت مسئله اعتیاد» که در کنگره۶۰ به عنوان پایه و اساس مطرح میشود، از زمانی شکل گرفت که آقای مهندس تصمیم گرفتند پرونده اعتیاد را برای همیشه ببندند. ایشان در سال ۱۳۷۷ درمان را آغاز کردند و متد DST را کشف نمودند. در واقع، تمام این آموزشها حکم «پی» یک ساختمان را دارند. در ساخت یک بنا همه اجزا مهم هستند، اما پی از اهمیت ویژهای برخوردار است. ما در کنگره سفر میکنیم تا این پیها محکم شوند و در طول این مسیر، با شناخت خود، جهانبینی و درسهای زندگی، ساختمان وجودی خود را بنا میکنیم. صورت مسئله اعتیاد، یکی از همین آموزشهای پایهای است. آقای مهندس نگاه نوینی به اعتیاد ارائه کردند و میفرمایند؛ برای حل هر مسئلهای ابتدا باید دادههای اولیه و صورت مسئله را بشناسیم. دادههای اولیه، اطلاعاتی است که درباره «مواد» و «انسان» داریم؛ اما صورت مسئله چیست؟ چه اتفاقی افتاده و کدام بخش از بدن آسیب دیده یا از تعادل خارج شده است؟ اکنون میدانیم که انسان از نظر جسم، روان و جهانبینی آسیب دیده است. ما با یک انسان بیمار روبهرو هستیم که هدفمان تبدیل او به انسانی سالم است. پاسخ به این سؤال که «این تغییر چگونه اتفاق میافتد؟»، همان صورت مسئله است.
در بخش جسم، سیستمها و غدد شبهافیونی که دچار اختلال شدهاند، باید دوباره به تعادل برسند. در بخش روان نیز فردی که با دنیایی از استرس، نفرت، احساس حقارت، ترس، سیاهی، درد و ناامیدی دست و پنجه نرم میکند، نیاز به درمان دارد. در بخش جهانبینی نیز نیازمند تغییر نگرش و نگاه فرد به زندگی هستیم. روشی که ما برای ایجاد این تغییر به کار میبریم، همان حل مسئله است. برای مثال، اگر ویروسی را بشناسیم و بدانیم در کجا قرار دارد و نقطهضعفش چیست، میتوانیم راه درمانش را پیدا کنیم؛ چون اطلاعات لازم را در اختیار داریم. در مورد اعتیاد نیز ابتدا باید مسئله را بشناسیم تا بتوانیم راهحل مناسب را بیابیم. نوع نگاه کنگره۶۰، سادهسازی مسئله است. اعتیاد سالها حلنشده باقی ماند، زیرا صورت مسئله آن مشخص نبود و آن را بسیار پیچیده کرده بودند؛ اما در کنگره میگوییم اعتیاد با سه مؤلفه جسم، روان و جهانبینی سروکار دارد.
اگر بیماری اعتیاد را در منابع مختلف بررسی کنیم عوامل گوناگونی مطرح میشود که بسیاری از آنها مجهولاند. نمیتوان صدها مجهول را بهراحتی حل کرد؛ هرچه مجهولات بیشتر باشند، صورت مسئله پیچیدهتر و حل آن دشوارتر میشود. آقای مهندس میفرمایند:«علت اصلی اعتیاد عدم آگاهی است و این آگاهی باید در جهانبینی افزایش یابد.» با شناخت جسم، روان و جهانبینی، مسئله سادهتر و مسیر حل آن روشنتر میشود. اصولاً برای درمان یک مصرف کننده، شناخت دو موضوع حیاتی است: اول: شناخت انسان دوم: شناخت مواد
شناخت انسان توسط جناب مهندس و استاد امین در جزوه جهانبینی مطرح شده و شامل صور پنهان و صور آشکار است. بر همین اساس، مثلث درمان شامل جسم، روان و جهانبینی شکل میگیرد. در گذشته، چه در ایران و چه در جهان، این باور غلط وجود داشت که اعتیاد «مسمومیت مزمن» است و با سمزدایی، فرد بهبود مییابد یا اینکه اعتیاد را جزو اختلالات غیرقابلدرمان میدانستند؛ اما جناب مهندس در سال ۱۳۷۷ پرونده اعتیاد را بستند و صورت مسئله آن را حل کردند. مشخص شد اعتیاد یک بیماری و حاصل جایگزین شدن مواد بیرونی بهجای مواد درونی و شبهافیونی بدن است و برای آن راهحل قطعی پیدا شد. ما به علمی نیاز داریم که پاسخگو باشد. در کنگره۶۰ برای مسائل مطرحشده، پاسخ و راهحل وجود دارد؛ بنابراین وقتی میپرسند آیا اعتیاد به هر مادهای قابل درمان است؟ پاسخ ما «بله» است؛ بهگونهای که درمان در مدت ۱۰ تا ۱۱ ماه انجام میشود.
«علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است.»
منبع: کتاب ۱۴ مقاله و سیدی صورت مسئله اعتیاد.
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما زهرا (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون نوزدهم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
276