تقدير آن چيزى است كه ما با افكار و انديشه خودمان به وجود میآوریم، بنابراين هر دو به ما بستگی دارد. كارهايى كه ديروز انجام دادهايم امروز نتيجهاش را مىبينيم و كارهايى كه امروز انجام میدهیم فردا نتيجه آن را خواهیم دید؛ اگر امروز خشم بكاريم فردا خشم برداشت مىكنيم و اگر محبت بكاريم فردا محبت برداشت مىكنيم؛ بنابراين تقدير يعنى خود ما خواستههای خود را انتخاب كردهايم و يا اينكه كارى كردهايم كه برای ما اينگونه مقدر شده است.
نكته ديگر كه آقاى مهندس به آن اشاره مىكنند این است، كه تمام حالات روحى و روانى و خلقوخوى انسانها به يک سرى مكانيسم بيوشيمى كه همان سيستم شبه افيونى مىباشد برمىگردد كه تمام كارهاى ارزشی و ضدارزشى روى كاركرد اين سيستم تأثير مستقيم دارد. هر چه انسان به كارهاى ضدارزشى بپردازد باعث تخريب و ايجاد اختلال در اين سيستم مىشود و روز به روز به نابودى مىرود و روى خلقوخوى انسان اثر مىگذارد و انسان ناآرام و مضطرب و ناراحتى مىباشد، و برعکس این قضیه، هرچه به طرف ارزشها و صراط مستقيم حركت كنیم ترشح اين مواد بهتر مىشود و سيستم ما روز به روز از كاركرد بهترى برخوردار مىشود.
داشتن نگرش مثبت و همسو و هماهنگ بودن با طبيعت و كائنات تأثير مستقيمى روى اين سيستم دارد و در آسايش و آرامش خواهيم بود. در این سیدی اشارهاى به آشنايان بيگانه شده است كه گاهى بعضى انسانها با اينكه كنار هم هستند؛ ولى تنها هستند و اصلا پيوند محبت بين آنها برقرار نيست. در صورتی که اعضاى كنگره۶۰، با اينكه هيچ نسبتى با هم ندارند؛ ولى تنها چيزى كه توانسته آنها را در كنار هم قرار بدهد پيوند محبت است و به همين دليل دلهایشان براى همديگر مىتپد و همديگر را درک مىكنند.
ما انسانها در هر جايگاهی که قرار مىگیريم، بايد مردمدار باشيم و نسبت به مشكلات همدیگر بىتفاوت نباشيم و سعى كنيم در حد توان خودمان با عشق و محبت در حل مشكلات و سختىها به آنها كمك كنيم. كل زندگی، يك سفر پرفراز و نشيب است و ما مسافرانی هستيم كه در طول سفر و در جريان زندگى با انسانهايى برخورد مىكنيم كه شايد خواست خداوند است كه بر سر راه ما قرار بگيرند تا به وسيله ما مشكلات آنها حل شود.
ما مسافران زندگی در طول سفر با چيزهايى كه كسب كردهايم، سفر مىكنيم. ما بايد سعی كنيم درون و بيرون خود را در جهت مثبت و ارزشها با هم تطبيق دهيم و يكى كنيم. انسانى كه درونى خالى از ضدارزشها دارد، مطمئنا ظاهرى آرام دارد و انسانى كه درونى آشفته و ناآرام دارد نمىتواند بيرونى آرام داشته باشد و اگر بخواهد پنهان كند، اين پنهانكارى انرژى زيادى از فرد مىگيرد. محبت صورى و قراردادى نيست، اين پیوند محبت است كه انسانها را به هم متصل نگه داشته است.

منبع: سیدی مردم داری از آقای مهندس
نویسنده و ویرایش: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
81