English Version
This Site Is Available In English

مشعل هدايت در اوج تاریکی

مشعل هدايت در اوج تاریکی

آنجا که در دل تاریکی قرار گرفتی و تنها امیدت را به قدرت مطلق گره زدی، دری از نور به رویت گشوده شد. زندگی من با ورود به کنگره۶۰ به دو بخش قبل از کنگره و بعد از آن تقسیم شد. زندگی من پس از ورود به کنگره معنای دیگری پیدا کرد. گویی دوباره متولد شدم و فرصتی یافتم تا خودم، زندگی‌ام و محیط پیرامونم را به گونه‌ای دیگر ببینم. به قول سهراب سپهری: «چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.»

آموزش‌های کنگره به من آموخت که برای تغییر در زندگی، نخست باید نگاه خودم را تغییر دهم. هنگامی که آموزش‌ها را دریافت کردم و کوشیدم آن‌ها را در زندگی‌ام به مرحلهٔ کاربردی برسانم، نگاهم به زندگی جلوهٔ دیگری گرفت. تا پیش از ورود به کنگره، بوم زندگی من تنها سیاه و سفید بود؛ اما با آموزش‌هایی که به مرور فراگرفتم، این بوم رنگین شد. رنگ‌هایی که هر کدام برایم معنای امید، آرامش، محبت، صبر، بخشش و حرکت داشتند.

در گذشته برایم درک‌پذیر نبود که انسان بتواند بدون دریافت هیچ دستمزدی به هم‌دردان و هم‌نوعان خود خدمت کند. اما هرچه در این مسیر پیش رفتم به آرامی دریافتم که خدمت کردن به دیگران، در حقیقت خدمت به خویشتن خویش است. خدمت، یکی از درس‌های بزرگ سفر من بود. هر خدمتی که انجام می‌دادم، چیزی به وجودم می‌افزود. در دل خدمت، آموزش می‌دیدم و در مسیر آموزش، خود را بهتر می‌شناختم.

خدمت در سایت نیز برای من تجربه‌ای بس گران‌بها بود. با خواندن مطالبی که در سایت قرار می‌گرفت، دانش و آگاهی‌ام افزایش می‌یافت. ابتدا خود، مطالب را مطالعه می‌کردم تا آموزش لازم را دریافت کنم و سپس آن مطالب را در گروه لژیون می‌گذاشتم تا آنان نیز بتوانند از این آموزش‌ها بهره‌مند شوند. شاید در آغاز تصور می‌کردم این من هستم که مطلبی را به دیگران می‌رسانم؛ اما به مرور دریافتم که نخستین بهره‌گیرنده از این آموزش‌ها، خود من هستم.

کنگره به من یاد داد که آموزش زمانی ارزشمند است که بتوانم آن را از سخن به عمل تبدیل کنم. دانایی به تنهایی کافی نیست؛ باید آنچه را می‌آموزم در زندگی خود به اجرا درآورم.
در این مسیر آموختم که هیچ تغییری یک‌شبه رخ نمی‌دهد. باید حرکت کرد، آموزش دید، صبوری ورزید و در مسیر استوار ماند. هر گام کوچکی که در راه درست برداشته می‌شود، می‌تواند انسان را به جایگاه والاتری برساند.

امروز وقتی به گذشتهٔ خود می‌نگرم، می‌بینم پیش از کنگره با امروز تفاوت فراوانی دارم. شاید هنوز راه درازی در پیش داشته باشم؛ اما دیگر در تاریکی گذشته نیستم. امروز چراغی در دست دارم و می‌دانم اگر آموزش ببینم، تفکر کنم و دست به حرکت بزنم، می‌توانم مسیر زندگی‌ام را روشن‌تر سازم. من در کنگره تنها راه رهایی از تاریکی را نیاموختم، بلکه یاد گرفتم چگونه زندگی کنم، ببینم، بیاموزم و خدمت کنم.

امروز می‌دانم که خدمت، آموزش و حرکت، سه واژهٔ ساده نیستند، بلکه هر یک می‌توانند بخشی از مسیر تکامل انسان باشند. از قدرت مطلق سپاسگزارم که مرا در اوج تاریکی، با کنگره۶۰ آشنا کرد و فرصتی به من بخشید تا دوباره بایستم، حرکت کنم و رنگ‌های زیبای زندگی را به نظاره بنشینم. امیدوارم بتوانم در این مسیر، آموزش ببینم، آموزش دهم و خدمت کنم. نه برای دیده شدن، بلکه برای ساختن و پرورشِ خودم.

نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه  (لژیون چهارم) رابط خبری
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...