به نام آنکه قلم را به سوگند فراخواند و نور آگاهی را در تاریکیهای جهل روشن نمود امروز درحالی به گفتگو درباره سایت و فضای مجازی کنگره۶۰ مینشینیم که میدانیم این فضا، تنها یک بستر تکنولوژی نیست؛ بلکه دستان نامرئی خدمتگزارانی است که پیام رهایی را از قلب کنگره به گوش تمام دردمندانی میرسانند که شاید هرگز فرصت حضور فیزیکی نداشتهاند به راستی که سایت، دیدهبان بیدار کنگره۶۰ در دنیای دیجیتال است.
همسفر فاطمه به همراه مسافر خود غلامرضا با آنتیایکس مصرفی تریاک و شیشه وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه به راهنمایی مسافر مازیار و همسفر لیلا به روش DST با داروی اپیوم سفر کردند. اکنون به مدت 10 سال و 10 ماه و چند روز است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.
اینک به مناسبت هفته سایت با این خدمتگزار مصاحبهای ترتیب دادهایم تا از تجربیات ایشان بهرهمند شویم لطفاً با ما همراه باشید.
اگر بخواهیم سایت کنگره۶۰ را بهعنوان یک کتابخانه دیجیتال زنده برای نسلهای آینده همسفران تعریف کنیم، چه مسئولیت سنگینی بر دوش ما قرار میگیرد و چگونه بایستی این مسئولیت را در انتخاب مطالب احساس کنیم؟
طبق فرمایش آقای مهندس سایت ویترین کنگره۶۰ میباشد و فردی که به دنبال درماناعتیاد است با جستجو در گوگل میتواند به سایت کنگره دسترسی پیدا کند؛ بنابراین مطالبی که در سایت قرار میدهیم بایستی در ابتدا برای استفاده دیگران راهگشا سپس مطالب آن با حسخوب منتقل شود؛ زیرا حس ما به آن فرد انتقال داده میشود؛ بهعنوان مثال: دلنوشتههایی که حس همسفر به وسیله آن منتقل میشود و در حین خواندن، افراد متوجه شباهت آن با زندگی خویش میشوند؛ بنابراین بایستی سایت علاوه بر کیفیت مطالب بتواند درماناعتیاد را به صورت اصولی با متد درمانی کنگره که همان متد DST میباشد به صورت کامل شرح دهد. سایت کنگره۶۰ نیز سندی بدون نقص است؛ زیرا با بیان دقیق مطالب، کنگره را به افراد معرفی میکند؛ همچنین فعالیت سایت به زبان انگلیسی باعث جهانی شدن آن میشود؛ زیرا با انتقال مطالب افراد بیشتری با سایت کنگره آشنا شده همچنین قادر خواهیم بود کتابخانهای دیجیتال داشته باشیم و زمانیکه بخواهیم در مورد مطلبی تحقیق کنیم ابتدا به آرشیو مراجعه و سپس با جستجو در اینترنت علاوه بر سایت کنگره سایتهای دیگر نمایش داده میشوند؛ اما سایت کنگره به دلیل بازدید بیشتر اغلب در صدر قرار میگیرد.
بسیاری از همسفران سایت را تنها برای خواندن میبینند. از نظر شما چه راهکارهایی میتوان داشت تا مخاطبان سایت را از یک بیننده منفعل به یک همسفر فعال که در فعالیتهای کنگره مشارکت میکند تبدیل کنیم؟
زمانیکه مطالب سایت سایر نمایندگیها بازدید میشود کلمات کلیدی نیز باعث میشوند بازدید مطالب بیشتر در نتایج جستجوی بالاتر قرار گیرند بهعنوان یک همسفر که از سایت بازدید میکنم نباید صرفاً با نگاهی گذرا از کنار مطالب عبور کنم؛ زیرا این کار تنها شبیه به یک رفع تکلیف است بایستی بدانیم پشت هر مطلبی که در سایت بارگزاری میشود تلاش و همکاری افراد مختلفی وجود دارد؛ بنابراین زمانیکه بهعنوان یک همسفر مطالب را به شکلی صحیح و اصولی مطالعه و با آنها ارتباط برقرار میکنم بهتر میتوانم از آنها درس گرفته و مشارکت داشته باشم اعتقاد من این است که اگر نویسنده مطلب را با حس خوب و اشتیاق بنویسد این حس به خواننده نیز منتقل خواهد شد و این موضوع باعث میشود خواننده از مطالب آموزشی بهرهمند شود ممکن است این تجربه، انگیزهای برای او ایجاد کند تا خود نیز در فعالیتها یا خدمات سایت مشارکت کند در نهایت زمانیکه نوبت لژیون ما برای خدمتگزاری در سایت میرسد بایستی این کار را با عشق و از روی دل و جان انجام دهیم نه از روی اجبار یا بهعنوان یک دستور از سوی راهنما، بلکه با اشتیاق برای نوشتن درباره دستورجلسه یا مطالب آموزشی باشد تا مشارکتهای بعد ما نیز دارای معنا و اثر باشد.
اگر بخواهیم از منظر تجربه مخاطب به مطالب سایت بنگریم، کدام نوع از نوشتهها یا گزارشها بیش از همه توانستهاند با نیازهای درونی همسفران پیوند برقرار کنند و در دل آنها اثر گذارند؟ چه عاملی در این محتواها باعث ایجاد این ارتباط عمیق شده است؟
من شخصاً دلنوشتهها را بسیار دوست دارم زمانیکه برای نخستین بار در سایت شروع به خدمت کردم دلنوشتهها بیشتر در دل من جای میگرفت همانگونه که از اسم آن نیز مشخص است از دل میآید و به همین دلیل بر دل مینشیند این دلنوشتهها بسیار به من انگیزه میداد و زمانیکه لینک آن مطلب را برای رهجوهای خود ارسال میکردم برای آنها نیز جذاب و دلنشین بود. گاهی نیز از سایت نمایندگیهای دیگر بازدید میکردم و دلنوشتههایی که مسافران از مسیر درمان خود یا همسفران از تجربیات خود نوشته بودند را برای رهجوهای خود ارسال میکردم. از نظر من دلنوشتهها یکی از مطالبی است که در صفحه سایت میتواند جذاب باشد. مورد بعد گزارشهای تصویری مخصوصاً گزارشهای تصویری جشن همسفر بود که اکنون به خاطر شرایط کشور عکس گرفتن محدود شده است؛ اما در گذشته بهواسطه خدمت عکاسی با گرفتن عکسهای متفاوت از جشن همسفر انگیزه و انرژی خاصی دریافت میکردم؛ بهعنوان مثال: مسافری که سفر مطلوبی نداشت و خانواده خود را مورد اذیت و آزار قرار داده بود؛ اما در جشن همسفر با دادن پاکت و قدردانی از همسفر خود برق شوق در چشمان او نمایان بود و آن حال خوش را به دیگران انتقال میداد. زمانیکه نگهبان سایت بودم و بارگذاری عکسها را انجام میدادم با بعضی عکسها میخندیدم با بعضی دیگر گریه میکردم؛ بهعبارتی انتقال حس انجام میگرفت. زمانیکه بارگذاری عکسها با وجود مشکلات متعددی که در ارسال بود به اتمام میرسید باعث ایجاد انرژی و شادی زیادی در من میشد؛ بهعبارتی اگر انرژی را به کسی انتقال میدادم قطعاً انرژی دیگری دریافت میکردم. جشنهای کنگره از قبیل؛ جشن همسفر، ایجنت و مرزبان، راهنما و جشن دیدهبان دارای حس و حال بسیار خوبی بود. همچنین مشارکتهای اعضاء در مورد تجربیات خود در زمینه دستورجلسات البته مشروط به اینکه فرد طبق دانش و تجربیات خود مشارکتی ارائه کرده باشد نه با جستجو در گوگل آن مطلب را فراهم کرده باشد. در مورد برداشت از سیدی نیز به همین صورت است و فرد بایستی تجربیات خود را به صورت مشارکت ارائه دهد تا ابتدا بازدید از آن مطلب بیشتر و سپس به دل خواننده بنشیند؛ زیرا حس در این زمینه نقش به سزایی ایفا میکند و نیز در مورد تمام اعضاء صدق میکند. زمانیکه بارگذاری مطالب را با حس خوب انجام دهم قطعاً حس من در آن مطلب وجود دارد و باعث میشود به فرد خواننده نیز منتقل شود همچنین آموزشی برای او باشد. یکی از موارد ایجاد انگیزه و خدمت در سایت برای من زمانی بود که سایت نمایندگی کوروش آذرپور راهاندازی شد و آنزمان راهنمای من همسفر منصوره مسئول سایت شدند که از همین جا از زحمات ایشان بابت وصل من به خدمت در سایت تشکر میکنم. در آن زمان تعداد خدمتگزارن سایت اندک و به گستردگی امروز نبود. آن روز مطلبی نوشتم و زمانیکه وارد سایت اصلی شد برای من انگیزهای شد تا بتوانم بار دیگر مطالبی را بنویسم، این موضوع دروازه ورود من به سایت شد و شروع کردم به نوشتن مطالبی از قبیل؛ برداشت از سیدی، دلنوشته و مشارکت زمانیکه مطلبی را با حس خوب مینوشتم باعث ایجاد انرژی خاصی در من میشد و مدام مطالب خود و نظرات دیگران را بازدید میکردم و آنها برای من بسیار ارزشمند بودند.
.jpg)
در حال حاضر هوش مصنوعی ابزارهای گستردهای را برای تولید محتوا در اختیار ما قرار داده است با توجه به اهمیت اصالت و حس در آموزشهای کنگره۶۰، به نظر شما مرز استفاده از این فناوری در نگارش مطالب سایت کجاست؟ چگونه میتوان از ظرفیتهای این تکنولوژی برای تدوین مطالب بهره برد، بدون آنکه بار آموزشی و پیام قلبی متنها دچار خدشه شود؟
هر موضوعی که وارد زندگی ما میشود دارای جنبه مثبت و منفی است. هوشمصنوعی نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ زیرا دارای امکانات، مزایا و محدودیتهایی است که بایستی حد و مرز آن را بشناسیم. به عقیده من مهمترین موضوع این است که جایگاه صحیح هوشمصنوعی را بشناسیم و اجازه ندهیم که با استفاده از آن تجربه، آموزش و تواناییهای ما دیده نشود. نوشتن یک مطلب به کمک هوش مصنوعی ممکن است در جای خود مفید باشد؛ اما بایستی در بعضی موارد آن را مورد امتحان قرار دهیم و متوجه شویم تا چه اندازه میتواند منظور حقیقی ما را درک و منتقل کند. یکی از مسائلی که برای من اهمیت بسیاری داشت موضوع انتقال حس بود. نوشتهای که خود فرد با فکر، تجربه و احساس خود مینویسد تفاوت زیادی با متنی که هوشمصنوعی تولید میکند دارد. زمانی استاد جلسه بودم و بایستی در مورد دستورجلسهای صحبت میکردم مطلبی را در ذهن خود آماده کرده بودم به من پیشنهاد شد از هوش مصنوعی کمک بگیرم به دوستم که پیشنهاد استفاده از هوش مصنوعی را به من داد گفتم: گمان نمیکنم هوش مصنوعی بتواند به من کمک کند؛ اما به درخواست دیگران را پذیرفتم و این عمل را انجام دادم. در همان لحظه شروع به جستوجو کردم. مطالبی که به دست آمد مورد پسند او نبود و متوجه شدند. مطلبی که من با فکر و احساس خود نوشتهام با متنی که هوش مصنوعی به وجود آورده بود بسیار متفاوت بود آنجا بود که اهمیت حس نمایان شد. هوش مصنوعی میتواند اطلاعات را کنار یکدیگر قرار دهد و یک متن منسجم تولید کند؛ اما آن احساس و تجربهای که در وجود یک انسان شکل گرفته به همان صورت در اختیار او نخواهد بود؛ بنابراین طبیعی است که قادر نباشد آن حس را به مخاطب منتقل کند؛ البته این به این معنا نیست که نباید از هوش مصنوعی استفاده کنیم. گاهی مواقع در بعضی زمینهها میتواند کمک کننده باشد؛ بهعنوان مثال: ممکن است تصویری داشته باشیم که بخشی از آن نیاز به اصلاح داشته یا پوششی در تصویر مناسب نباشد و بخواهیم آن را تغییر دهیم در چنین مواردی استفاده از هوش مصنوعی میتواند گزینه خوبی باشد؛ اما زمانیکه استاد در کارگاه آموزشی صحبت میکند و ما میخواهیم هوش مصنوعی فایل صوتی را به متن تبدیل کند. ابتدا باید از خود سؤال کنیم که آیا با این کار میتوانیم آموزش بگیرم یا باعث میشود بخشی از آموزش را از دست دهیم؟ خانم آنی در این زمینه اشاره کردهاند که اگر فردی خدمت تایپ را بر عهده دارد بایستی خود فرد تمام مطالب را تایپ کند. ممکن است در زمان برگزاری جلسه نکات مطرح شده را دریافت نکرده باشد؛ اما زمانیکه سخنان را تایپ میکند باعث میشود آموزشها را عمیقتر دریافت کند این موضوع در مورد سیدیها نیز صادق است ممکن است سیدی را چندین مرتبه گوش دهیم؛ اما نکتهای از ذهن ما عبور کند یا اغلب اوقات ممکن است مدتها بعد با شنیدن یک مطلب یا قرار گرفتن در یک شرایط خاص، همان نکته به ذهن ما بازگردد؛ اما زمانیکه علاوه بر شنیدن، موضوعی را که دریافت کردهایم مینویسیم باعث میشود میزان توجه و درک ما بیشتر شود سپس آموزش شکل متفاوتی پیدا میکند در مورد سایت نیز این موضوع صدق میکند؛ اگر ما قادر باشیم کاری را انجام دهیم بسیار باارزش است. ممکن است در ابتدا انجام آن کار سخت به نظر آید؛ اما در جریان همین تجربه، مهارت و آگاهی ما بیشتر میشود به همین دلیل از نظر من بایستی ابتدا جایگاه هوش مصنوعی را درست شناخته و نیز حد و حدود استفاده از آن را رعایت کنیم. در مورد ویرایش نیز بایستی تا جایی که ممکن است خود فرد آن کار را انجام دهد. اکنون در کنگره خدمتگزارانی از قبیل؛ رابطخبری، تایپیست و مسئول مصاحبه وجود دارد که این افراد زمانیکه مطالب را مطالعه میکنند بهمرور زمان آموزشهایی را فرا میگیرند؛ بهعنوان مثال: استفاده صحیح از علائم نگارشی، استفاده به موقع از فعل و فاعل و ... اگر فردی نتواند فعل، فاعل یا ساختار صحیح جمله را تشخیص دهد میتواند از هوش مصنوعی کمک گیرد و صرفاً به جهت آموزشپذیری نه چیزی دیگر؛ برای مثال میتوانم از او سؤال کنم فعل و فاعل چیست و چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟ از نظر من روش استفاده صحیح از هوشمصنوعی بایستی بهعنوان ابزار آموزشی در اختیار ما قرار گیرد نه جایگزین تجربه و تواناییهای ما، اگر خود فرد وقت خود را برای نوشتن و ویرایش مطالب صرف کند علاوه بر ایجاد مهارت بیشتر مطالب فرد دارای روح و حس بیشتری خواهد شد و خواننده نیز میتواند آن احساس و حال و هوایی که پشت نوشته وجود دارد عمیقتر دریافت کند. در نهایت هوش مصنوعی میتواند ابزار بسیار خوبی باشد؛ اما مهم این است که بدانیم کجا و چگونه از آن کمک بگیریم و نیز چه زمان ما وارد عمل شویم؛ زیرا بعضی آموزشها تنها از طریق انجام دادن، تجربه، شنیدن و نوشتن به دست میآیند و هیچ ابزاری نمیتواند جایگزین این تجربه انسانی شود.
به نظر شما راهنما چگونه میتواند در لژیون، فرهنگ مشارکت در سایت را نه بهعنوان یک وظیفه، بلکه بهعنوان یک بخش از برنامه درمانی و خدمت معرفی کند تا مطالب ارسالی، از نظر کیفیت آموزشی و رعایت اصول کنگره، در بالاترین سطح باشند؟
زمانیکه لژیون خدمتگزار برای ارسال مطالب بودیم در لژیون به رهجوهای خود میگفتم مطالب را بنویسند؛ زیرا این یکی از شگردهای من بود به این خاطر که ابتدا رهجوها با سیدیها آشنا شوند سپس بتوانند از موضوع آن درس بگیرند. بر اساس خلقوخو و مشکلاتی که داشتند سیدیهای «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» را برای مشارکت به آنها پیشنهاد میکردم؛ بهعنوان مثال: برای فردی لحظه دشواری برای دیگری از نقطه سیاه تا رنگینکمان به همین صورت این منابع را آموزش میدادم. برای من جالب بود زمانیکه مشارکت خود را برای سایت آماده میکردند به من میگفتند این سیدی دقیقاً همان گره وجودی من بود که با گوش دادن به آن گره من باز شد. تمام این آموزشها از سر اجبار نبود، بلکه بهخاطر آموزشپذیری آنها بوده و هر زمان مشتاقانه برای این مسئله آماده بودند من نیز این کار را با مطالعه، تفکر و حس بسیار خوب انجام میدادم. مورد دیگر اینکه من رهجو بهعنوان یک همسفر اگر بدانم که مطالب سایت تا چه اندازه میتواند روی افراد بیرون از کنگره تأثیر گذارد مطالب خود را بهتر ارائه میدادم؛ زیرا در یکی از مصاحبههای دیدهبانان خواندم که تقریباً بین ۸۰ تا ۹۰ درصد اعضاء کنگره بهواسطه سایت با این مکان آشنا شدهاند. سایت یک خدمت پنهان است. اعضاء سایت کنگره۶۰ در پشت صحنه و با تلاش بیوقفه در حال خدمترسانی هستند و طبق فرمایش آقای مهندس تنها ویترین کنگره که همان سایت میباشد مشخص است و این باعث میشود افراد آموزش بیشتری دریافت کنند. من رهجو اگر بدانم که چهاندازه دلنوشته با مشارکتی که انجام میدهم برای افرادی که بیرون از کنگره هستند باارزش بوده و قرار است با این خدمت پیام کنگره را به آنها برسانم بسیار آسان و با عشق بیشتری این کار را انجام خواهم داد نه بهعنوان وظیفهای که راهنما به من فرمان داده است. اگر حتی قادر به انجام این کار نیستم بایستی آموزشپذیر باشم تا بتوانم در آینده با هر مطلبی که در سایت قرار میدهم فردی را از تاریکی اعتیاد نجات داده و در رهایی آن سهیم باشم و در نتیجه بتوانم به فرماندهی لایق تبدیل شوم.
کلام پایانی:
هفته سایت را به تمام خدمتگزارانی که در کنگره۶۰ به صورت چراغ خاموش خدمت میکنند تبریک عرض میکنم. این عزیزان بایستی برای خدمت خود ارزش قائل باشند و بدانند خدمت آنها گرچه خاموش است؛ اما ممکن است نوری در زندگی افراد بیرون از کنگره باشد همچنین چراغ راهی باشند برای افرادی که مسیر را گم کردهاند. سپاسگزار خداوند، آقای مهندس، خانم آنی عزیز و همسفر لیلا و راهنمایم همسفر منصوره هستم که به من اجازه خدمت در سایت را دادند. برای این عزیزان بهترینها را آرزومندم. همچنین برای تمام افرادی که در سایت خدمت میکنند امیدوارم خدمتی که انجام میدهند نوری شود در زندگی این عزیزان.
مصاحبهکننده: همسفر اعظم
ارسال: همسفر عاطفه دبیر سایت
همسفران نمایندگی سلمان فارسی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
107