در کنگره ۶۰، خدمتهایی هستند که شاید در نگاه اول ساده و بیسروصدا به نظر برسند، اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم که هر کدام حلقهای از زنجیرهای هستند که آموزش و انتقال پیام را کامل میکنند. یکی از این خدمتها، خدمت تایپیست است؛ خدمتی که در آن، کلمات استاد از فضای جلسه عبور میکنند و به نوشته تبدیل میشوند تا آموزشها ماندگارتر شوند و افراد بیشتری بتوانند از آن بهره ببرند.
همسفر معصومه در حال حاضر در جایگاه تایپیست سایت در حال خدمت هستند و در دورههای قبل انواع جایگاههای خدمتی سایت را نیز تجربه کردهاند.
سایت و فضای مجازی کنگره ۶۰ چه نقشی در آشنایی و ورود شما به کنگره داشت و این فضا چه کمکی به مسیر آموزش شما کرد؟
هنگامی که متوجه شدم مسافرم مصرفکننده است، خیلی ناراحت شدم. راههای مختلفی انتخاب کردیم و به نتیجه نرسیدیم. دیگر خسته و درمانده شده بودم. روزی برادرم به من گفت: «مکانی به نام کنگره60 در اتوبان افسریه وجود دارد، به آنجا برو.» آن زمان گفتم: «آنجا هم مانند تمام مکانهایی است که رفتیم و نتیجه نگرفتیم و به صحبت برادرم توجه نکردم.» چند سالی گذشت و روزی که دوباره مسافرم در منزل خوابیده بود، برای ترک یک شب تا صبح نخوابیدم و فکر کردم که خدایا چکار کنم؟ خسته شدم. جدا شوم؟ ادامه دهم؟ کمپ بروم؟ و هزار فکر دیگر. آنجا بود که دوباره حرف برادرم را به یاد آوردم. همان موقع رفتم در گوگل و سرچ کردم «کنگره ۶۰» و شروع کردم به خواندن و پیدا کردن شماره تلفن و یا آدرس. تماس گرفتم و جریان را گفتم و به من آدرس دادند که به شعبه بروم. روز چهارشنبه بود و هر دو رفتیم. روز آقایان بود، ولی با روی گشاده از ما استقبال شد و در مورد کنگره به من و مسافرم مشاوره داده شد. خدا را شکر میکنم که با یک سرچ در فضای مجازی توانستم اینجا را پیدا کنم و از تاریکیهایی که در وجود خودم بود هم، فاصله بگیرم. در سال ۱۳۹۸ که وارد شدم، هنوز از سایت و فضای مجازی کم استفاده میشد، ولی با پیشرفت کنگره۶۰ و استفاده از فضای مجازی، خدا را شکر با خیلی از مطالب و نوشتهها آشنا شدم و آموزش گرفتم. مطمئناً با بازدیدها و لایک کردن مطالب در سایت، انسانهای دیگر هم با کنگره آشنا میشوند تا آنها هم به آرامش و آسایش برسند.
با توجه به اثر تایپ و نوشتن سخنان استاد جلسه، به نظر شما دلیل نوشتن کامل سیدیها چیست و آیا گوش کردن به تنهایی کافی است؟ آیا خدمت تایپ باعث شده است که پس از تایپ سخنان استاد، درک جدیدی از جملات داشته باشید؟
خود من وقتی سیدیها را کامل مینویسم، کلمات را بهتر درک میکنم و بهتر با محتوای سیدی آشنا میشوم. در خلاصهنویسی و یا اینکه فقط سیدی را گوش دهم، فقط یک قسمت را متوجه میشوم؛ چون هنگام گوش دادن ممکن است گاهی ذهن من از صحبتهایی که در سیدی گفته میشود پرت شود و نتوانم همه سیدی را درک کنم و یا بهتر کلمات را درک کنم. برای تایپ سخنان استاد هم همینطور؛ در جلسه گوش میکنم؛ ولی وقتی جملات استاد را تایپ میکنم، محتویات جملههای استاد را بهتر درک میکنم؛ چون این بار با دقت بسیار زیادی گوش میکنم تا کلمهای جا نیفتد و دیگران هم با خواندن آن بهتر متوجه شوند.
مهمترین انگیزه شما برای استمرار داشتن در کنگره و خدمت کردن چیست؟
مهمترین انگیزه خدمت در کنگره، دینی است که به گردن دارم؛ چون آرامشی که الان در زندگی دارم را مدیون کنگره هستم. با آموزشهایی که از کنگره گرفتم، متوجه شدم با تفکر، صبر و زمان به آنچه خواستهام است میرسم.
خدمت سایت و تایپیست چه چیزی را درباره خودتان به شما نشان داد که قبل از این خدمت نمیدیدید؟
زمانی که هنوز در سایت خدمت نمیکردم، فکر میکردم کار با فضای مجازی سخت است و از عهده آن برنمیآیم؛ اصلاً توانایی ندارم که این کار را انجام دهم؛ ولی وقتی به من گفتند انجام بده، میتوانی، باز هم با ترس قبول کردم، ولی اولین بار که این کار را انجام دادم، اولش سخت بود، اما یواشیواش با آموزشهای بهتر یاد گرفتم و تجربه بیشتری کسب کردم و دیدم خواستن توانستن است.
وقتی صحبتهای استاد را تایپ میکنید، آیا شده مطلبی را بارها ببینید اما در یک لحظه خاص، تازه معنای آن را برای زندگی خودتان بفهمید؟ کدام جمله بوده است؟
جملههای زیادی بوده، ولی زمانی که دکتر امین در هنگام جشن همسفر به نمایندگی ما آمده بود و آن زمان هم تایپیست بودم و سخنان ایشان را تایپ میکردم، جمله جالب ایشان این بود که هنگام رهایی مسافران نگاه میکنم که آن مسافر همسفری دارد یا خیر؛ زیرا یک همسفر نقش مهمی در درمان یک مسافر دارد. در آن هنگام، پس از سالها در کنگره بودن و آموزشها و تجربههایی که گرفتم، متوجه شدم یک همسفر واقعاً یک بال پرواز است و کمک بسیار زیادی در رهایی یک مسافر و حتی استحکام خانواده دارد.
در کنگره از صبر، استقامت و آرامش صحبت میشود. به نظر شما یک همسفر چگونه میتواند صبر کند و رها کند، بدون اینکه صبرش تبدیل به تحملِ منفعلانه شود؟
در اینجا صبر همسفر به معنی تحمل کردن او نیست؛ صبر به این معناست که او را درک کند، قبول کند او یک بیمار است، رها کند؛ چه در مورد مصرف و یا حتی کارهای دیگر. در وهله اول باید بداند برای خودش به کنگره آمده نه برای مسافرش؛ زیرا وقتی من خودم را از تاریکیهایی که در من شکل گرفته بیرون آورم، مطمئناً مسافر هم از ظلمت و تاریکیها رها خواهد شد.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر سامره (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
109