برداشت من از سیدی باتلاق این بود که استاد امین ابتدا درباره انسانهایی صحبت میکنند که در مشکلات و شرایط سخت زندگی گرفتار شدهاند و منتظر هستند تا همهچیز درست شود و بعد حرکت کنند. در حالی که همین منتظر ماندن میتواند یک حجاب باشد. انسان باید در همان شرایطی که قرار دارد، حرکت را شروع کند؛ چون با شروع حرکت، آموزش و کمک گرفتن، شرایط هم بهتدریج تغییر میکند.
استاد برای توضیح این موضوع از مثال باتلاق استفاده میکنند. وقتی انسان داخل باتلاق میافتد، هرچه بیشتر دستوپا بزند، ممکن است بیشتر فرو برود و برای نجات، به یک دست یا طناب از بیرون نیاز دارد. در زندگی هم همیشه نمیتوانیم همه مشکلات را بهتنهایی حل کنیم. گاهی باید غرور و منیت را کنار بگذاریم و کمک بخواهیم.
استاد امین میگویند اگر خودشان به موفقیتی رسیدهاند، به دلیل داشتن معلمهای زیاد بوده است. هرکدام از این معلمها دستی بودهاند که بخشی از مسیر تاریکی را برای ایشان روشن کردهاند. استاد درادامه به شعری در اول جزه جهان بینی اشاره میکنند؛ «بار دگر مست شویم، حاصل صد دست شویم» 
در ادامه، استاد درباره قوانین زندگی صحبت میکنند. انسان نمیتواند با قدرت خودش در مقابل هستی بایستد. همانطور که موجسوار نمیتواند جلوی موج را بگیرد، بلکه باید موجسواری را یاد بگیرد و با موج حرکت کند. انسان هم باید یاد بگیرد کجا مقاومت کند، کجا کوتاه بیاید، کجا آموزش بگیرد و کجا دست کمک دراز کند.بخش دیگری از سیدی درباره «جان» بود. استاد امین از بازیهای کامپیوتری مثال میزنند که انسان در ابتدای بازی چند جون دارد و هر بار که شکست میخورد، یکی از جانهایش را از دست میدهد. گاهی هم در طول بازی یک جان به دست میآورد، استاد میگویند این مفهوم از حقیقت زندگی انسان گرفته شده است.
خداوند به هر انسانی یک «جان» میدهد؛ یعنی انرژی، توان، زمان، فرصت، پول و امکاناتی که برای حرکت در مسیر زندگی در اختیار او قرار گرفته است. بنابراین، انسان باید مراقب باشد این سرمایه را چگونه مصرف میکند.
استاد سه نوع استفاده از این «جان» را مطرح میکنند. گروه اول تمام انرژی و توان خود را صرف لذت و خوشگذرانی میکنند و مأموریت زندگی را فراموش میکنند. گروه دوم برای رسیدن به خواستههای خود، علاوه بر انرژی خودشان، انرژی و جون دیگران را هم مصرف میکنند و جلوی رشد و حرکت آنها را میگیرند. اما گروه سوم بخشی از توان خود را برای زندگی و حرکت خودشان استفاده میکنند و بخشی را هم میبخشند و در اختیار دیگران قرار میدهند.
استاد در مورد بخشش نکته مهمی میگویند که اگر انسان از داشته اضافه خود ببخشد، بخشش است؛ اما اگر خودش هم نیاز داشته باشد و از همان مقدار کم به دیگری بدهد، این دیگر گذشت است.
در پایان، استاد موضوع بودجه الهی را مطرح میکنند؛ اینکه توان و امکاناتی که خداوند به انسان میدهد، مانند یک بودجه است. اگر انسان از این توان در مسیر درست استفاده کند، ببخشد و حق دیگران را رعایت کند، این بودجه میتواند افزایش پیدا کند. اما اگر در مسیر نادرست حرکت کند، از دیگران انرژی بگیرد و حق آنها را ضایع کند، این بودجه کاهش پیدا میکند.
برداشت من از این سیدی این بود که باید بفهمم در کدام قسمت زندگیام داخل باتلاق هستم و آیا با دستوپا زدن بیشتر، فقط خودم را بیشتر گرفتار میکنم یا باید راه درست کمک گرفتن را پیدا کنم. همچنین باید بدانم جان و انرژیای که خداوند در اختیارم گذاشته، فقط برای راحتی و لذت خودم نیست؛ بلکه باید از آن برای حرکت، آموزش، خدمت و کمک به دیگران هم استفاده کنم.
پیام اصلی سیدی باتلاق این بود که انسان باید قوانین زندگی را یاد بگیرد، از غرور و منیت فاصله بگیرد، در زمان نیاز کمک بخواهد و از سرمایهای که خداوند به او داده، درست استفاده کند تا بتواند از باتلاقهای زندگی عبور کند.
برداشت از سیدی: مسافر علیرضا لژیون اول
تایپ و ویراستاری: مسافر علیرضا لژیون اول
- تعداد بازدید از این مطلب :
476