English Version
This Site Is Available In English

راه رسیدن به درمان و حال خوب؛ استقامت و پایداری در صراط مستقیم است!

راه رسیدن به درمان و حال خوب؛ استقامت و پایداری در صراط مستقیم است!

جلسه دوم از دور پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی امام قلی خان با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر علی‌محمد و دبیری مسافر علی؛ با دستور جلسه اول "وادی هفتم تأثیر آن روی من" و دستور جلسه دوم " تولد یکمین سال رهایی مسافر سعید" در روز پنجشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر. شاکر و سپاسگزار خداوند بابت تمامی نعمت‌ها و رحمت‌هایش در آشکار و پنهان هستم، بابت تمامی آموزش‌های رایگان ازش سپاسگزارم. از گروه مرزبانی جدید سپاسگزارم بابت فرصتی که برای بنده به وجود آوردند و همچنین از ایجنت محترم شعبه تشکر می‌نمایم.
دستور جلسه اول: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دوم آن چه برداشت می‌نمایید». یافتن راه یعنی یافتن راه درمان، راه سلامتی، راه خروج از ظلمت‌ها، راه جداشدن از زشتی‌ها، پلیدی‌ها، دردها و رنج‌ها، راه عزتمند شدن، راه بصیرت، راه عالم و آگاه و دانا شدن و در نهایت راه رسیدن به حال خوب و دوم آن چه برداشت می‌نمایید، یعنی بعد از یافتن راه هر قدر که الان زرنگ باشیم و در این مسیر کسب کنیم و به دست بیاوریم و دریافت کنیم! هر قدر که به هوش آمده و فهمیده باشیم که اینجا چی داریم برداشت می‌کنیم!به قول پهلوان محترم مسافر اصغر که همیشه شعری زیبا برایمان می‌خوانند: «هر کس به‌سهم فهمش فهمیده ماجرا را*** ما طالب وفاییم، خریده‌ایم وفا را» یعنی هر کس باید به‌اندازه و سهم خودش فهمیده باشد که در چه باتلاقی گیرکرده است! و این که اینجا چقدر جای خوبی است! چه شفاخانه ایست. حافظ می‌گوید: «هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد*** در خرابات بگویید که هشیار کجاست؟» «آن کس است اهل بشارت که اشارت داند*** نکته‌ها هست بسی، محرم اسرار کجاست؟»
می‌گوید هر که در این دنیا آمد با یک پیشینه و نقش خرابی آمده است؛ این جا آمده است که درمان شود. ببینید چه کسی به این هشیاری رسیده است که اینجا خودش را درمان کند؟ حالا در کنگره ۶۰ برای ما هم همین است. هر که آمد به کنگره نقش خرابی دارد. بسیاری افسرده هستند و عده‌ای عصبی‌اند. خیلی‌ها روان‌پریش‌اند و بسیاری متنفر و خشمگین‌اند و رنجور و بیمار و الی ما شاء لله. در کنگره بگویید که هشیار کجاست؟ چه کسی به هوش آمده است و واقعاً به دنبال درمان و نجات خویش است؟ آن کسی اهل نجات، رستگاری و رهایی است که هشیار باشد و گوش‌به‌فرمان باشد. درمان‌های خیلی زیادی در کنگره ۶۰ هست؛ ولی مطیع و فرمان‌بردارش کجاست؟ امیدوارم همه ما، سفر اولی و دومی‌ها و هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد به هشیاری رسیده باشد که فرمان‌برداری کند. اما: پس از یافتن راه و آن چه برداشت می‌کنیم خبر خوش اینکه: در ادامه تفکرات شما به تکامل می‌رسد و ادامه خوب، کم‌کم شما را توجیه می‌نماید.( سی دی ذره )یعنی این که الان در برداشت‌هایی که در مسیر می‌کنید و آموزش‌هایی که می‌گیرید، تفکر، اندیشه و عقل شما بارور شده و کامل می‌شود، نیرو می‌گیرید و تقویت می‌شوید برای ادامه مسیر. بی شک ما در مسیر درمان جسم و جان با انبوهی از خرابی‌ها، کمبودها و مشکلات مواجه هستیم و میشویم! و اگرشما در برابر مشکلات تسلیم شوید مثل آن است که بگویید همه این آموزش‌ها تاکنون هیچ بوده است! انسان بی مشکل در زمین و در جسم نیست! نیاز شما به مشکلات، وابسته بودن به جهان‌های در حال تکامل است.( سی دی ذره)میگه: اگر بابت مشکلاتی که در سفر برایتان به وجود می‌آید تسلیم شوید، مثل آن است که هیچ بهره‌ای از آموزش‌ها و تکنیک‌هایی که آموزش داده‌اند نگرفته‌اید. استفاده‌ای برایتان نداشته است. ما به مشکلات نیاز داریم چون سرمایه‌های ما هستند و باعث می‌شوند قدرتمند و قوی شویم و ادامه حیات خویش را با کوله باری پر از تجربه ادامه دهیم.
اما نکته مهم دیگر که در سفرکردن و تزکیه پالایش ما هست که بسیار حائز اهمت است اینکه: ما به شدت نیاز داریم به یک صفت، یک ویژگی یا یک خصوصیت و سرمایه اولیه برای خروج از تاریکی ها ودرمان خودمان!یعنی:استقامت و پایداری! ما باید محکم و پابرجا باشیم، جا نزنیم و شانه خالی نکنیم! در قانون یزدان، حق(خداوند)با آن نیرویی است که خلل‌ناپذیر است. (سی دی مثلث تفکر) میگه:خداوند کمک آن کسی می‌کند که محکم و پابرجاست، استقامت می ورزد. در آیه ۳۰ سوره فصلت آمده است: همانا کسانی که گفتند پرورش‌دهنده ما الله است و در عملکرد و گفتارشان استقامت ورزیدند، بر ایشان ملائکه نازل می‌شوند. یک تفسیر از ملائکه یعنی علم، آگاهی، خرد، نور و روشنایی که بر وجود ایشان فرود می‌آید. ایشان را از غم و ناراحتی و ترس خارج کند؛ چرا که وقتی نور بیاید، ظلمت محو شده و بیرون می‌رود. مهر با نمایان‌شدن، تاریکی را از تن بیرون می‌کند. (کتاب ۶۰ درجه) در ادامه می‌فرماید: و بشارت میدهند به ایشان بهشت یا حال خوب را ! همان که وعده دادیم. راه جنت و آرامش، شرطش پرهیزکاری و درست زندگی‌کردن است. در حیات انسان‌ها باید آدم‌ها و انسان‌های مقرب پروردگار مشخص بشوند. عدول از قوانین انسان را به قالب حیوانی سوق می‌دهد و راه مستقیم آنان را به نور نزدیک می‌گرداند (سی دی هسته خارجی).
پس نتیجه میگیریم که: راه رسیدن به درمان و حال خوب؛ استقامت و پایداری در صراط مستقیم است. تمام آموزه‌ها و جهان‌بینی‌های کنگره ۶۰ می‌آید تا ما را با اضداد آشنا کند. جناب مهندس می‌فرمایند که باید آن‌ها را به رسمیت بشناسیم چرا که حیات بر پایه اضداد بنا شده است! بر پایه سیستم پاداش و تنبیه است! یعنی همان اضداد. اگر در بعد جسمانی به فرمان‌ها جامه عمل پوشانده نشود و یا نقض فرمان بشود، دوران سختی آغاز می‌گردد که بارش آن رحمت نیست؛ به دیگر سخن ظلم بسیار، ظلم و سختی را می‌طلبد! ( سی دی طلب ظلم) مطابق آیه شریفه ۲۲ از سوره جاثیه می‌فرماید: خداوند سیستم آسمان‌ها و زمین را بحق و درستکار خلق کرد تا تمام نفس‌ها بابت آن چه کسب می‌کنند جایزه بگیرند. چه پاداش منفی و چه مثبت و به هیچ‌کس هیچ ستمی نمی‌شود.
بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که انسان تا زمانی که نمی‌داند و اشتباه می‌کند قابل‌بخشش است، ولی زمانی که انسان آگاه و دانا شد و باز هم آن تخلف را مرتکب شد، دیگر اشتباه نیست بلکه یک انتخاب است! و جایزه و فرجام آن انتخاب قطعاً درد و رنج و بیماری و ذلت و عذاب است !این‌همه معلم، این‌همه تعلیم‌دهنده، این‌همه چراغ هدایت، این‌همه شرایط رهایی، نجات و رستگاری و باز بیراهه می‌رود!؟ «راه است و چاه است و دیده بینا و آفتاب چندین چراغ دارد این راه و باز بیراهه می‌رود؟ پس بگذار بیفتد و بیند سزای خویش!» لطفاً سیستم آموزشی و درمانی کنگره ۶۰ و خودتان را تشویق بفرمایید.
اما دستور جلسه دوم: «تولد و یکمین سال رهایی مسافر سعید» این اولین‌بار است که افتخار قرارگرفتن در این جایگاه تولد نصیب من شده است و بسیار خوشحالم. ابتدا به مسافر سعید و همسفرشان و هم چنین راهنمای محترم همسفرشان تبریک و شادباش می‌گویم. اول سه درخواست از ایشان دارم و می‌خواهم خودشان از نظر عقلی و قلبی به این بصیرت برسند و انجام دهند. اول تلاش برای راهنما شدن و دوم پهلوان شدن و سوم تحصیلات عالیه. ایشان انسان خدمتگزاری است و بسیار بااخلاق است. اغلب تزکیه و پالایش‌ها را انجام داده است؛ ولی مثل همه ما هنوز هم تاریکی‌هایی در وجود ایشان هست و باید با جهان‌بینی‌ها آن‌ها را یکی‌یکی شناسایی کند و درصدد درمان آن‌ها باشد. یه دوره‌ای در سایت و دوره‌ای با همسفرشان در نشریات خدمت کردند، یه دوره‌ای دبیری داشتند. سرداری و دنوری پرداخت کرده‌اند و من از ایشان راضی هستم. ان‌شاءالله خداوند هم از ایشان راضی باشد و توفیقات الهی در مسیر زندگی‌شان نصیب و روزی ایشان بشود. خودتان را تشویق کنید.

اعلام رهایی مسافر سعید:

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر
من هم با هفت سال تخریب وارد کنگره شدم. آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره خوراکی، ۱۱ ماه و چهار روز سفر کردم در لژیون ۱۶ نمایندگی امام قلی خان دولت‌آباد زیر نظر استاد توانمند و با محبتم آقا علیرضا اعتباریان به روش  DST، با داروی درمان OT در حال حاضر هم یک سال چند ماه است که به لطف خدا و دستان آقای مهندس آزاد و رها هستم. ورزش در کنگره ۶۰، بدمینتون.

خواسته مسافر:
من آرزو دارم هیچ پدر و مادری شاهد مصرف‌کردن اولاد خود نباشد.

خواسته همسفر:
من آرزو دارم که اذن کنگره ۶۰ آمدن تک‌تک مصرف‌کنندگان صادر شود و راهشان باز شود.

سخنان مسافر:
آن چه باور است محبت است و آن چه نیست ظروف تهی است. دوستان تنها پیوند محبت ما را به هم متصل نگاه خواهد داشت.
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر
خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفته‌ام. روزهای اول که به کنگره آمده بودم و رهایی عزیزان را می‌دیدم از خود می‌پرسید آیا روزی هم می‌شود که من رها بشوم؟ اکنون خدا رو شکر که اولین تولدم را جشن می‌گیریم. خدا را شکر که توانستم فرمان‌بردار باشم و به این جایگاه برسم. من به سبب شرایط شغلی و خانوادگی مجبور بودم که مصرف خود را پنهان نگهدارم و تنها اندکی قبل از آمدنم به کنگره ۶۰، همسر من متوجه مصرف‌کردنم شدند. به سبب مصرف مواد آن چنان در جهل و تاریکی بودم و پرده و پوششی که روی ادراک و فهمم کشیده شده بود، دیگر چشم و گوشم واقعیت‌ها را نمی‌دید و نمی‌شنید. نمی‌خواستم قبول کنم که مصرف‌کننده‌ام و تقصیرها را به گردن دیگران می‌انداختم. مسئولیت چیزی را قبول نمی‌کردم.
پس از خداوند که شاکر و سپاسگزار او هستم، تا آخر عمر باید قدردان راهنمای خودم و همه راهنمایان محترم کنگره ۶۰ باشم. هیچ کجای دنیا سراغ ندارید که برای درمان اعتیاد یک رهجو، یک سال به طور شبانه‌روز زحمت می‌کشند و با اختیار کامل، دانش و آگاهی خویش را در اختیار رهجو قرار می‌دهد تا از بند شیطان و تاریکی آزاد شود و بتواند به رهایی و آرامش و آسایش برسد. به‌رایگان و البته بدون چشم داشت. حداقل کاری که می‌توانم بکنم آن است که تا آخر عمرم قدردان و سپاسگزار راهنمای خود باشم. این ها همه ساختار سالم کنگره ۶۰ است. حس راهنماها حس الهی است و صحبت آن‌ها در جسم و دل من می‌نشست. گروه دیگر همسفران هستند. چه سختی‌هایی که تحمل کردند. زحمت کشیدند و دروغ بسیار به ایشان گفتم. وقتی وارد کنگره شدم، همسفرم تمام مشکلات را به دوش کشید و همراه من سفر کرد به امید و آرزوی بازگشت دوباره آرامش و آسایش به زندگی و خانه و خانواده. من تا آخر عمر باید قدردان ایشان باشم. رسالتی است که خداوند بر عهده همه ما از بدو تولد گذاشته است. از این که به صحبت‌هایم گوش کردید سپاسگزارم و از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، راهنمای محترم خوبم و راهنمای محترم همسفرم تشکر می‌کنم.

سخنان راهنمای همسفر:

سلام دوستان زهره هستم یک همسفر

خدا را شاکر و سپاسگزارم که به‌خاطر این تولد در این جایگاه هستم. تولدهایی که مصداق بارز اجرای وادی هفتم است و به تمام سفر اولی‌ها و تازه‌واردین و تمام کسانی که گرفتار درد رنج هستند این پیام را می‌دهد که اگر راه را درست انتخاب کنند و برداشت درستی هم از آن داشته باشند، روزی می‌توانند این جایگاه را لمس کنند. این تولد را به آقای مهندس و خانواده محترم، راهنمای محترم علیرضا و آقا سعید و خانم زهرای عزیز تبریک می‌گویم. خانم زهرا اولین رهجوی لژیون ۱۸ که بسیار مهربان و خوش‌رو هستند و بسیار بخشنده هستند. همیشه خواسته ایشان در تمام جشن‌ها و مناسبت‌ها این بوده است که بتوانند حداکثر قدردانی را انجام دهند. در خدمتگزاری از اولین نفراتی هستند که اعلام آمادگی می‌کنند. در نشریات خدمت کردند و عضو لژیون سردار هستند. انرژی و توان بالایی دارند و از حافظه قوی خود برای حفظ و انتقال پیام‌ها استفاده می‌کنند. ان‌شاءالله هر دو عزیز شال راهنمایی دریافت کنند. ممنون از این که به صحبت‌های من گوش کردید.

سخنان همسفر مسافر:
«شب به یکباره به طغیان دچار می‌گردد؛ اما نسیم آرام الله پس از چندی در تمام آبادی‌ها حاکم می‌شود و عظمت و سلامتی بازمی‌آید و شما از آن بهره بیشتری می‌برید».
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
خدا رو شکر که من هم بهره‌مند هستم که در این جمع قرار گرفتم. بسیار خدا را شاکرم که اذن کنگره ۶۰ برای من و مسافرم صادر شد و برای ما این راه باز شد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را برایمان فراهم کردند که به رهایی برسیم و حال خوش. از راهنمای محترم مسافرم آقای علیرضا اعتباریان بسیار ممنونم که مسافر من را درمان کردند و البته روی جهان‌بینی ایشان خیلی کار کردند. از راهنمای خوب خودم خانم زهره خیلی تشکر می‌کنم که بسیار در کنار ایشان توانستم آموزش ببینم. خالصانه و با تمام وجودشان به من آموزش دادند. از گروه ایجنت و مرزبانی تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم. مدتی بعد از آمدن مسافرم به کنگره ۶۰ آمدم. به اصرار ایشان که راهنمای محترمشان گفته بودند اگر همسفر داشته باشید خیلی بهتر است آمدم. خود من تخریب بسیار زیادی داشتم و نه صرفاً از مصرف مسافرم بلکه پدر و مادر و برادرم را ازدست‌داده بودم. خیلی به‌هم‌ریخته بودم و به کنگره آمدم تا حال دلم را خوب کنم. از راهنمای محترمم بسیار آموختم و از صمیم قلب دوستشان دارم. در سفر اول گله و شکایت از مسافرم داشتم؛ ولی سفر خوبی داشتند. در مورد جهان‌بینی ایشان گلایه می‌کردم و خانم زهره تأکید می‌کردند که خوب سفرکردن و درمان‌شدن یعنی یک تغییر بزرگ و من بعدها بسیار در مورد این جمله تفکر کردم دیدم که خوب سفرکردن مسافرم بار روانی بسیاری را از من کم کرده بود. تشکر می‌کنم از همه شما که به صحبت‌های من گوش کردید. خودتان، تفکر عظیم آقای مهندس و راهنماهای محترم را تشویق کنید.

 

عکس، تایپ، ویراست، تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...