جلسه چهاردهم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی همسفر یعقوب، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر( حیدر) با دستور جلسه « وادی هفتم و تأثیر آن روی من» پنج شنبه،۲۶شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان یعقوب هستم یک همسفر
خب، خدا را شکر میکنم که در اینجا، در بین عزیزان هستم و انشاءالله که بتوانیم با همدیگر جلسه خوبی داشته باشیم.
اول از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم، بعد از راهنمای خوب و عزیز خودم، آقا مسعود، و همچنین راهنمای لژیون پنجم، احمدآقا، که امروز اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. انشاءالله که بتوانیم جلسه خوبی داشته باشیم.
اما در مورد دستور جلسه؛ دستور جلسه، برخلاف بعضی از دستور جلسات، دو بخش دارد؛ یعنی دو موضوع در هم دارد. یکی «پیدا کردن رمز و راز» و یکی «پیدا کردن حقیقت».
یعنی ما یک چیزی را باید پیدا کنیم تا دسترسی به چیز دیگری پیدا کنیم. دو مرحلهای میشود. هر کاری که نهفته باشد، این حالت را دارد.
برای پیدا کردن حقیقت؛ حقیقت حالا کجاست؟ اصل حقیقت، خود انسان است؛ در درون انسان است. موضوع آفرینشی که خدا انجام داده، بقیه موجودات حقیقت نیستند که واقعیتاند. تمام اشیا و موضوعاتی که ما میبینیم، اینها واقعیتاند. ما میخواهیم به یک حقیقتی دست پیدا کنیم.
خب، برای پیدا کردن حقیقت، حالا «کشف» که میگویم، صحبت «کاشف» که میشود، در خیلی از موضوعات اسم کاشف هست. مثلاً فلان جایی را کشف کرده، یک کاری را کشف کرده، یک بیماری را کشف کرده؛ خیلی از اینها کشفهای واقعیاند، ولی تعدادشان کشفهای حقیقی هستند.
حالا موضوعی که آقای مهندس اینجا برای ما مطرح کرده، موضوع D.S.D، کشفی که در درون انسانه؛ یعنی یک بیماری که در درون انسان بوده و ساختار بهبودیش هم درون خود انسانه؛ یعنی چیز خارجی نداره.
در واقع، انسان اشرف مخلوقات، خیلی نهفتهتر و خیلی پیچیدهتر از این حرفهاست که به ظاهر به نظر میآد. میتونه به جاهایی برسه، به مقامهایی برسه، به کارهایی برسه که واقعاً شاید در ذهن خودش هم نگنجه.
داستان توی این سیدی اخیر آقای مهندس، توی این «ملک لامکان»، میگه که شما میتونید به قلههای رفیع و دستنیافتنی دست پیدا کنید، مشروط بر اینکه خودتون رو تجهیز کنید.
ما به چی باید تجهیز بشیم که بتونیم کشف کنیم خودمون رو؟
موضوع پیدا کردن خودمون در اینجا؛ من اگه بتونم خودمو پیدا کنم، ماهیت خودمو بتونم بشناسم، خیلی از مشکلات من حل میشه. اگر انسانها بتونن به خودشون مسلط باشن، بتونن واقعیت درون خودشون رو پیدا کنن، خیلی از مسائل، خیلی از بیماریها، خیلی از ناهنجاریها، خیلی از چیزها حل میشه.
ما دائماً، حالا این چیزی که جلوی انسان رو میگیره برای کشفیات اون، نفس انسانه. نفس انسان، نیروی مخالف و پیشرونده انسانه؛ در واقع انسان رو از پیشروی باز میداره.
هر موقعی که میخواد حرکتی بکنه، توی بحث اعتیاد در نظر بگیریم، خب بارها و بارها اتفاق افتاده طرف میره توی درمان، موقتی واقع میشه، ناامید میشه، برمیگرده.
توی همین کنگره اومدن، من خیلیها رو دیدم اینجا اومدن، نفسشون برشون گردونده. یعنی اومده، یک کشفی انجام شده. موضوع اینجاست که کشف انجام شده، همه آدمها نمیتونن کاشف باشن.
ما رهروانی هستیم که خیلی جاها باید از آموزههای دیگران استفاده کنیم. راههایی که کشف شده، دو ماه ارائه شده، مفت در اختیار ما گذاشته شده، باید بتونیم استفاده کنیم.
رهجو بیاد اینجا، راه پیدا شده؛ خیلی هم راه سادهای، خیلی صعبالعبور نیست. کار خاصی نمیخواد بکنه؛ یه نظم میخواد، یه گوشبهفرمانی.
ولی اون نفس باز جلوش رو میگیره، گولش میزنه. نه، اینجا رد شدم که آخرای کار ول کرده، رفته؛ سهدهم سیسی کرده، رفته. چرا رفته؟
اون ضدیت موضوع اضداد میآد جلوی آدم رو میگیره.
ما توی خیلی از مسائل، اگر گوشبهفرمان باشیم، اگر اون راهی رو که برای ما پیدا شده، حالا من که نمیتونم با این علم ناقص خودم کاشف بشم، یه چیزی رو پیدا کنم؛ ولی حداقل میتونم اون راهی رو که پیدا شده، اون چیزی که کشف شده، اون چیزی که ارائه شده، اون رو حداقل میتونم انجامش بدم.
منتها مشروط به اینه که کمر همت رو ببندن.
همونجوری که آقای مهندس میگه توی این «ملک لامکان»، من باید خودم رو تجهیز کنم. به چی تجهیز کنم؟
من باید خیلی چیزها رو زمین بذارم که بتونم از یه قلهای برم بالا.
دیگه یه کوه ساده رو در نظر بگیرید؛ من کولهپشتی میخوام، عصا بخوام، طناب میخوام، فلان بخوام؛ ده تا وسیله میخوام که از یه کوه بالا بره.
حالا از یه کوهی که خداوند میگه شما بیا بالا، شگفتیهایی میبینی، اصل واقعیت رو میبینی؛ شما توی این بالا من باید به چی اینجا مجهز باشم؟
اینجا باید خودمو بشناسم، اینجا باید به معرفت دست پیدا کنم، باید اون تزکیه رو انجام بدم، باید گوشبهفرمان باشم، اطاعت امر کنم.
ممنون که گوش کردید.
تنظیم:مسافرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
103