English Version
This Site Is Available In English

حقیقتِ درون انسانها یک ودیعه الهی است

حقیقتِ درون انسانها یک ودیعه الهی است

هفتمین جلسه از دوره هجدهم سری کارگاههای آموزشی_عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی قائمشهر، روزهای پنجشنبه به استادی دیده بان محترم آقای ملکی، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر کاوه با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» در تاریخ 26 شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان عبدالله هستم مسافر
خداوند بزرگ را شاکرم که دوباره فرصتی دست داد که نمایندگی قائمشهر باشم. من در جلسه ای که با راهنمایان داشتم گفتم که حس من به نمایندگی شعبه قائمشهر نسبت به بقیه شعبات بسیار بیشتر است و احساس میکنم که سالیان سال با این شعبه آشنایی نزدیک دارم و همه شما عزیزان برایم آشنا هستید. بی شک این حس در کنگره ۶۰ یک هدیه الهی است، که ما برای ارتقای سطح آگاهی خودمان و پیوند محبت بین اعضاء ازین حس استفاده می‌کنیم. برای اینکه بتوانیم بهتر باشیم و درست تر عمل کنیم و در راه بهتری زندگی مان را پیش ببریم.


همه شعبات کنگره خانه ما محسوب میشود ولی بعضی جاها حسش فرق می‌کند، و این جای خوشحالی دارد که این حس درونی زیبا را من نسبت به این شعبه و اعضایش دارم.
امروز علاوه بر دستور جلسه این هفته وادی هفتم، تولد ۵ سال رهایی ایجنت محترم شعبه آقا اسحاقعلی راهنمای بزرگوار و همسفرشان را هم داریم.از نظر من همه انسانها جهت بهتر شدن تلاش میکنند و همه هم می دانند راه درست کدام است ولی چرا در عملکرد ما آنقدر اشتباه رخ میدهد؟

چرا انقدر در راه، مسیر درست را گم میکنیم؟

قطعاً خواسته ی صد در صد ما برای پیشبرد و رسیدن به هدف اصلی ما نیست  و یا مسیر نادرستی را برای رسیدن به خواسته های معقول و درست انتخاب میکنیم. حالا که در کنگره قرار گرفتیم و راه درست را پیدا کردیم دیگر پذیرش اشتباهات برای ما قابل هضم نیست. نه اینکه هیچ خطایی نداریم و یا اشتباه نمی کنیم، نه؛ بلکه این موارد نادرست قابل توجیه نیست. چرا چون کسی را در راس هرم داریم که همه ی این مسیرها را طی کرده است، همه این عملکردها را اول برای خودش و بعد برای خانواده اش اعمال کرده است و بعد برای ما بازگو کرده و قابل اجرا نموده است. پس باید از خود بپرسیم که قرار است مسیر کنگره را برای چه پیدا کنم؟ و یا قرار است به کجا برسم؟ قرار است سفرم را خراب کنم ‌و باز هم در سفر دوم اشتباه کنم؟ پس اگر این طور هست پس یه جایی از کار من ایراد دارد و راه کنگره به خودی خود ایرادی ندارد.
به نظر من هر کس بتواند آموزش های کنگره را از وادی اول با تفکر آغاز نماید و در درون خودش پیاده کند و بابت تمام مسائل و آزمون و خطاهای زندگی با دقت کاربردی کند قطعاً پیروز خواهد شد. چرا پیروز خواهد شد؟
چون ما در خارج این کنگره با سیستمی در ارتباط هستیم که هرجای این شهر دغدغه و مشکل مردم بیشتر شود افراد سودجوی بیشتری آنجا حضور دارند. مثلاً برای درمان اعتیاد  هزاران راه ایراد دار و خطادار وجود دارد. خوش به حال آنهایی که رایگان خدمت می‌کنند. انشالله که پاداشش را از خداوند بزرگ میگرند؛ ولی آنجایی که برای هر کاری اگر چه نادرست پول می‌گیرند و باعث گمراهی انسانها می‌شوند باید با تفکر بیشتری به تعامل پرداخت. موارد زیادی مثل مسئله درمان اعتیاد، سیگار و چاقی و لاغری هم هست که می‌بینیم ازین موضوعات و رنج مردم با مسیرهای انحرافی و با روش های مختلف نادرست مردم را میفریبند و از دردشان برای سود بیشتر سواستفاده می‌کنند.
فرق کنگره با بقیه جاها در ایجاد دانایی بیشتر در بین افراد و اعضا میباشد و اعضا را ملزم به تفکر و رسیدن به فرمان عقل می‌کند تا بتوانند کارشان را به درستی پیش ببرند. در کائنات و هستی نیز فرق آدم عاقل و جاهل در تفکر کردن آنهاست که بعد ازین تفکر و تجزیه تحلیل دیگر جایی برای پشیمانی نمی‌گذارد؛ ولی انسان جاهل اول مرتکب کار می‌شود و بعد به پیامد آن کار انجام شده فکر می‌کند که آیا درست بوده است و یا نه؟ همه اینها را کنگره در وادی هفتم برای ما به بهترین شکل بیان می‌کند. اگر قرار است رمز و راز حقیقت را کشف کنیم باید اول حقیقت را بشناسیم. حقیقت در درون هر شخص وجود دارد. حقیقت در درون انسانها یک ودیعه الهی است؛ یعنی بوده، هست و خواهد بود.
ما قرار نیست یه سری چیزها را پیدا کنیم و در عوض موارد اصلی زندگی مان را از دست بدهیم. من قرار نیست اعتیادم را درمان کنم ولی از نظر مالی به خودم و خانواده ام ضربه بزنم که دیگر قابل جبران نباشد. برای لاغری و درمان سیگار نیز همینطور است و یا مشکلات اعصاب و روان که الان گریبانگیر خیلی از افراد جامعه میباشد. ما قرار است که با پیدا کردن این راز و رمزها مسیر درست را برای رسیدن به یک هدف درست پیدا کنیم. بله، کار ما سخت می‌شود. دیگر نمی‌توانیم به هرجایی برویم و یا با هر آدمی دم خور شویم و هر خطایی دیگر برای ما قابل توجیه نیست. سنجیده باید عمل کنیم و رفتارمان باید چکیده ای از اعمال درست باشد. باز هم تاکید می‌کنم باید تمام تلاشمان در جهت حرکت درست باشد. باید در رفتارهای عمومی در جامعه از دیگر افراد بهتر باشیم، چون استاد ما  این حرکت را از طریق آموزه های کنگره به ما یاد داده است.
چرا سعی می‌کنیم با دیگران درست برخورد کنیم؟ چون موضوع ادب را برای ما در کنگره باز کرده اند و گفته اند رمز رفتار درست در جامعه با ادب بودن است. ما نباید در جامعه هرجایی هر حرفی را بزنیم و یا در خانواده که جامعه ای کوچکتر میباشد حرف های ناثواب و غلط بزنیم و یا با جنس مخالف با زشتی سخن بر زبان برانیم. هیچوقت یک انسان با ادب نمی تواند آدم نامنظمی باشد و ما در کنگره یاد گرفته ایم که درست رفتار کنیم. خاصه در جامعه و در بین افراد بیرون از کنگره، این یکی از آموزه های مشخص کنگره به ما میباشد. به گفته بزرگی که می‌فرماید ادب به مانند عطر است؛ به خودت میزنی ولی دیگران از بوی خوشش استفاده می‌برند. آنقدر از این ادب، خوشبو و معطر میشوی که بقیه از کنار شما بودن لذت وافر می‌برند. باید بعد از سفر اول و در بدو ورود به سفر دوم روی مسائل جهان بینی و خودسازی کار کنیم تا رفتارمان را نسبت به جهان پیرامون عوض کنیم. چرا؟ چون باید انسان بهتری باشیم و در زندگی مفیدتر عمل کنیم تا ارتقا پیدا کنیم.
کنگره نمی‌گوید که شمایی که درمان شده اید باید حتماً به کنگره خدمت کنید، نه؛ ولی می‌گوید راه  رسیدن به حال خوش و بالا بردن جهان بینی خدمت به دیگران است. یعنی همانطوری که دیگران خدمت کردند تا من به رهایی رسیدم، حالا من باید خدمت کنم تا دیگران به رهایی برسند. حال چه از نظر مالی یا جانی یا‌ هر خدمتی در هر جایگاهی که باشد.
چون افرادی که در اینجا هستند باید به بهترین شکل و در آرامش به درمان برسند. همه ما تلاش می‌کنیم که یک سفر اولی درین مسیر تغییر کند و به یک انسان بهتری تبدیل بشود و زندگی سالمتری را شروع کند و در جامعه مفیدتر ظاهر شود و دیگر آن انسان قدیم نباشد.
وادی نهم نیز به ما می‌گوید که تمام مسائل ما از ذره ای سیاهی در درون روشنایی ها شروع می‌شود و بالعکس؛ یعنی اگر قرار است اتفاق خوبی در زندگی ما بیافتد از همان نقطه سفیدی که در دل آن تاریکی و ظلمت وجود دارد با یک جرقه آغاز می‌گردد. القا افکار آسمانی شروع می‌شود و  آغاز راه در ذهنت شکوفه میزند و افرادی پیدا می‌شوند که از طرق مختلف مسیر کنگره را نشان می دهند و از آن به بعد شما باید تلاش کنید تا بتوانید استفاده کنید و کیفیت زندگی خود را بالا ببرید.
قطعاً افرادی که در کنگره ۶۰ به رهایی می رسند، چه در لژیون مالی و چه در جایگاه های خدمتی دیگر قرار می‌گیرند و شروع به خدمت می‌کنند تا بار مسئولیتی هر چند کوچک را در جهت رهایی دیگر افراد به دوش بکشند.


من اعتقادم این است که افراد درمان شده در کنگره ۶۰ به هیچ عنوان مصرف کننده های بی مصرف نیستند. این انسان ها آنقدر در تاریکی ها و ظلمت سختی و ناملایمت کشیدند که الان دوست دارند برای رسیدن دیگر افراد به حال خوش قدم بردارند و امیدوارم همه ما به این نتیجه برسیم که راه کنگره راه درست زندگی کردن و راه به تکامل رسیدن است. امیدوارم در درجه اول زندگی خودمان و بعد زندگی اطرافیانمان را مد نظر قرار دهیم و در معرض این تفکر باشیم.
قسمت دوم دستور جلسه، تولد ۵ سال رهایی اسحاقعلی میباشد و چون ایجنت نمایندگی هستند و رابط این نمایندگی من می‌باشم، راهنمای اسحاقعلی من هستم. بخاطر همین، آزادمردی ایشان را امروز جشن میگیریم. اسحاقعلی جایگاه خدمتی اش را با شناخت پیدا کرد. بعد از درمان به جایگاه راهنمای تازه واردین رسید. در  موضوع مالی، هم خودشان و هم همسر محترمشان به جایگاه پهلوانی رسیدند و یکی از مشخصه های خاص ایشان رعایت درست قوانین میباشد. به عنوان مجری قانون و مسئول یک نمایندگی کمترین تنش را داشتند و خیلی جاها از مسائل خودشان به عنوان ایجنت گذشتند تا آرامش در نمایندگی برقرار باشد و نمایندگی بهتری را داشته باشند و اینها همه از برکات آموزش های کنگره است که توانست در پرورش چنین افرادی موفق عمل کند تا در جایگاه خدمتی به این شکل درست عمل کنند و برای دیگر افراد نیز الگوی مناسبی باشند. امیدوارم که رهجوهای خوبی را پروش بدهند و همیشه، هم خودشان و هم خانواده محترمشان سالم و سلامت باشند و در مسیر کنگره ۶۰ مانا و پایدار باشند.

در ادامه جلسه، تولد پنج سال رهایی و آزادمردی ایجنت راهنما مسافر اسحاقعلی...

اعلام سفر مسافر: سلام دوستان، اسحاقعلي هستم یک مسافر. آخرين آنتی ايكس مصرفی، شربت متادون، شيره، مشروبات الكلي و قرص؛ روش درمان، DST با داروي شفابخش OT به راهنمايي آقا رجب در شعبه نيمايوشيج بهشهر. رهايي پنج سال و يازده روز

خلاصه سخنان مسافر اسحاقعلی: سلام دوستان اسحاقعلی هستم مسافر. سپاسگزار هستی و سپاسگزار خداوند بزرگ هستم. از آقای مهندس و استاد ملکی سپاسگزارم که قبول زحمت کردند به نمایندگی ما تشریف آوردند و جایگاه استادی جلسه امروز را پذیرفتند. من در اول، آرزو میکنم که همه ی شما حضور خداوند را در لحظه لحظه زندگی خودتان حس کنید.
از همه افرادی که لطف کردند و در جشن آزادمردی من شرکت کردند صمیمانه تشکر میکنم. من از همان بدو ورود به کنگره احساس رهایی داشتم؛ چون بعد از طی کردن دنیایی از تاریکی ها و ظلمت ها و اسارت در بند نیروهای شیطانی، در آموزش آموزه های کنگره قرار گرفتم و با برداشت درست قدم ها و استمرار در فرمانبرداری درست به رهایی رسیدم و امروز توانستم پنجمین سال رهایی ام را جشن بگیرم.
از همسفر گرانقدرم بسیار بسیار سپاسگزارم که در طی تمام این مراحل سخت مرا تنها نگذاشته و مانند فرشته ای مهربان در کنار‌من بوده و با من طی طریق کردند. من بعد از رنج ها و دردهای زیادی که تحمل کردم امروز به این جایگاه رسیدم. چون با درد کشیدن به قدرت رسیدم و با  گوش کردن های حرف ها و آموزش های آقای مهندس و دیده بانان محترم و برداشتن قدم های درست، به چنین روزی رسیدم که توانستم هم در کنگره و هم در زندگی موفق عمل کنم. من از دخترم و همسرم عذر خواهی میکنم بابت سال های از دست رفته ای که با اعتیاد به مواد مخدر از دست رفتند؛ ولی امروز درین جایگاه خرسند و خوشحالم که توانستم چنین جایگاه و چنین روزی را تجربه کنم. انشالله همه مسافران و همسفران نشستن درین جایگاه را تجربه کنند.

سخنان راهنمای همسفر آزاده: سلام دوستان، آزاده هستم راهنمای یک همسفر. خیر مقدم می گویم خدمت دیده بان محترم، آقای ملکی و همراهانشان و عزیزانی که از بهشهر تشریف آوردند. من هم این تولد را تبریک می گویم خدمت آقای مهندس و خانواده بزرگ کنگره ۶۰ و خدمت آقای اسحاقعلی و راهنمای بزرگوارشان و خانم صبحگل و فرزندانشان. همه شعبه، خانم صبحگل و آقای اسحاقعلی را می شناسند و از خدمات آن ها آگاهند و می دانند که هرجا نیاز به خدمت بوده، این دو عزیز پیش قدم بوده اند. مسیری که طی کردند را بدرستی طی کردند و برداشت های زیادی از کنگره کردند. راهنمای تازه واردین شدند، راهنما و پهلوان شدند. مطمئناً برداشت های زیادی در صور پنهان داشتند که به این قدرت و توانایی رسیدند تا بتوانند این جایگاه ها را تجربه کنند.
خانم صبحگل به محض ورود به کنگره، راهنما وارد شدند. بعضی ها راهنما وارد کنگره می شوند و با هر راهنمایی که باشند، در نهایت راهنما می شوند و خانم صبحگل جز این دسته از همسفران بودند. هرجا به ایشان نیاز بود حضور داشتند و زحمات زیادی برای شعبه کشیدند. این مسافر و همسفر به شعبه شور و انرژی می دهند و امیدوارم همیشه در مسیر کنگره ثابت قدم و پرانرژی باشند.

سخنان همسفر صبحگل: سلام دوستان صبحگل هستم یک همسفر. از استاد جلسه، دیده بان محترم آقای ملکی بسیار سپاسگزارم که استادی جلسه را به عهده گرفتند. خوشامد می گویم خدمت خودشان و همراهان محترمشان. انشاالله که خیر و برکت خدمتشان چندین برابر در زندگیشان جاری باشد. مطمئناً اگر من و مسافرم امروز در این جایگاه قرار داریم بواسطه بنیانگذار کنگره ۶۰، جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، دیده بانان محترم و راهنمایان بزرگوارمان است. این جشن آزادمردی را خدمت تمامی این عزیزان تبریک می گویم. همچنین آزادمردی را خدمت مسافرم تبریک می گویم که با تلاش و کوشش و مسئولیت پذیری خود توانست این جایگاه را تجربه کند. انشاالله که در ادامه مسیر نیز بهترین ها برایشان رقم بخورد.
یک مصرف کننده زمانی که می خواهد به درمان برسد نیاز به سه پارامتر دارد. پارامتر اول خواسته قلبی و خواست خود مسافر است. پارامتر دوم، شربت OT و سومی نقش همسفر است. من همسفر مسافری هستم که ۲۵سال تخریب انواع مواد مخدر را داشت ولی اکنون بیش از ۵سال است که خدا را شکر به درمان رسیده است. زمانی که راهنمای تازه واردین بودم به همسفران تازه واردی که می گفتند مسافر من مصرف کننده است، چرا من باید سفر کنم و سی دی بنویسم می گفتم زمانی که یک همسفر در کنار یک فرد مصرف کننده زندگی می کند، مطمئناً آن نداری، بدبختی، تاریکی و سختی فرد مصرف کننده به همسفر و فرزندان او نیز اصابت می کند. شاید همسفر در خیلی از رشته ها، مهندس و یا دکتر و لیسانس و فوق لیسانس باشد، ولی در مورد بیماری اعتیاد آموزش ندیده است و چیزی نمی داند. پس نیاز دارد که در اینجا درباره بیماری اعتیاد آموزش بگیرد تا بتواند در بیرون از کنگره و در زندگی، خانواده خود را مدیریت کند و به حال خوش برساند.
آزادمردی یادآور گذشتن انسانی از تاریکی به روشنایی و از ترس به شجاعت و از قهر به مهر و از نفرت به طرف عشق و از ناامیدی به امید است. وقتی فردی غرور و تکبر و منیت خود را کنار بگذارد آنوقت است که به آزادمردی و حال خوش می رسد. امیدوارم بتوانیم از آموزش هایی که در کنگره می گیریم برای تعادل زندگی خود استفاده کنیم و شاکر خداوند و شاکر تمام عزیزانی باشیم که در این راه به ما یاری و کمک می رسانند.

سخنان همسفر کمند: سلام دوستان، کمند هستم یک همسفر. از راهنمایان پدر و مادرم بابت تمام زحمتشان تشکر می کنم. به پدر عزیزم تبریک می گویم. ممنون بابت تصمیمی که برای خود و برای خانواده گرفتند و جسارتی که به خرج دادند و در این راه محکم ایستادند. از این بابت با تمام وجود به ایشان افتخار می کنم.
از مادر عزیزم تشکر می کنم که با صبوری کنار ما ماندند و خیلی از سختی ها را تحمل کردند. امیدوارم نور به زندگی همه بتابد و همه این لحظه را تجربه کنند.

نگارش: مسافر عباسعلی، لژیون دوم

عکس: مسافر عباس، لژیون ششم

ارسال: مسافر کاوه، لژیون یکم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...