English Version
This Site Is Available In English

راه درست یعنی؛ کلید حل مشکلات

راه درست یعنی؛ کلید حل مشکلات

«در پرتو بخشش در راه خدا بخشوده خواهید شد و خداوند به آن چه انجام می‌دهید آگاه است.»

در خدمت پهلوان همسفر زینب هستیم تا گفت‌وگویی در مورد دستور جلسه: «وادی هفتم و تاثیر آن روی من.» داشته باشیم. ایشان به همراه مسافرشان با بیش از ۹ سال تخریب وارد کنگره  شدند؛ آخرین آنتی‌ایکس مصرفی انواع مواد مخدر، با راهنمایی مسافر سجاد و همسفر سودابه، به مدت 13 ماه و 10 روز به روش DST همراه با داروی OT سفر کردند و هم اکنون مدت 7سال و 6 ماه است که آزاد و رها هستند. ورزش در کنگره ایروبیک و بدمینتون.

با توجه به متن وادی هفتم: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت می‌نماییم.» یافتن راه و برداشت شما از لژیون سردار چگونه بوده است؟

در مورد لژیون سردار می‌گوییم؛ وقتی در کنگره ورود پیدا می‌کنیم، هیچ اجباری نیست که همه عضو لژیون سردار شوند ولی یکی از آن آب‌میوه‌های کنگره که می‌تواند حال من همسفر را بهتر کند و در مسیر بهتر قرار دهد، لژیون سردار است. حالا که من دراین مسیر درست قرار گرفته‌ام، به نتیجه مطلوبی که باید برسم، می‌‌رسم ولی اگر نه! بگویم، اگر من نباشم دیگران این کار را انجام می‌دهند؛ دیگرانی هستند، ولی آیا با کاری که دیگران انجام می‌دهند، حال من بهتر می‌شود؟ آیا وضعیت زندگی من بهتر می‌شود؟ نه! من همانی که هستم می‌مانم، فقط آمده‌ام یک وقتی را بگذرانم، مسافرم بیاید و یا آمده‌ام که یک‌سری اتفاقات در زندگی‌ من بیافتد و تا حرکت نکنم و آن برداشت از مسیر را  نداشته باشم، هیچ اتفاق خاصی شاید در زندگی من نمی‌افتد.

اگر بخواهید پیام وادی هفتم را دریک جمله به تازه‌واردین منتقل کنید، چه می‌گویید؟

تازه واردی که امروز تازه از این در وارد شده است، شاید خیلی در مورد وادی‌ها اطلاعاتی نداشته باشد و این وظیفه راهنما است که به او آموزش دهد که وادی‌ها مثل یک‌سری پل‌ و دانه‌های زنجیر به هم وصل هستند؛ یعنی اگر من بخواهم به وادی هفتم برسم باید از وادی اول که وادی تفکراست، شروع کنم و وقتی تفکرم را درست کردم، برای این‌که راه درست را پیدا کنم، راحت‌تر هستم اما اگر وادی تفکر را کار نکرده باشم،  ناامید باشم و مسائل را به دیگران بسپارم؛ مسلما وقتی به وادی هفتم می‌رسم و حکم عقل را اجرا نکنم، نمی‌توانم تصمیم درستی بگیرم و برداشتم از آن راه، آن چیزی که باید باشد، نیست؛ فقط آمده‌ام که آمده باشم.

ما در وادی هفتم می‌گوییم؛ یک کلیدی برای قفل‌ها‌ی بسته وجود دارد و هر کسی خودش می‌داند چه قفل‌ها و گره‌هایی در زندگی و در وجودش هست، باید آن‌ها را بشناسیم و کليدها را پیدا کنیم. راه درست یعنی کلید حل مشکلات.  یک تازه وارد وقتی که می‌آید ودر لژیون می‌نشیند و یا این که از لژیون تازه‌واردین حتی اگر سوالی بپرسد در مورد وادی‌ها، باید برایشان مختصر توضیح داده‌ شود تا آن همه حجم از ناامیدی را که دارند، بتوانند درک کنند و در مسیری که هستند، الگوها به آن‌ها نشان داده می‌شوند که این همسفر مثل تو بوده، این مسیر را رفته و برداشتی که از این مسیر دارد، مسلما به سعادت می‌رسد که چند سال است که در کنگره است و دارد خدمت می‌کند، حتما فلسفه‌ای پشت این‌کار بوده و حتما رهایی مسافر که کم‌ترین اتفاق بوده، برایش رقم خورده است.

وادی هفتم چه پیامی برای انسان دارد و چرا انتخاب راه درست تا این اندازه اهمیت دارد؟

در وادی هفتم اشاره می‌شود به دو دسته از انسان‌ها؛ کم خردان و خردمندان. کم خردان کسانی هستند که مشکلات ریز و کوچک دم پایشان را حل نمی‌کنند و انتظار دارند که بخواهند کارهای بزرگ‌تری انجام دهند. ما باید از همان کارهای کوچک شروع کنیم، به‌هم نریزیم و زندگی همراه با آرامشی داشته باشیم. اگر بتوانیم از کارهای کوچک شروع کنیم به درجه خردمندی می‌رسیم و اگر خودم با وجود آن منیتی که هنوز در وجودم است، خودم را جزء خردمندان بدانم باید قطعا به درون خودم مراجعه کنم که آیا من تغییراتی داشته‌ام! آیا آن منیت را توانسته‌ام کنار بگذارم! من منیت دارم که مشکل را در خودم نمی‌بینم و در دیگران می‌بینم یا مسافر من مشکل دارد و من هیچ مشکلی ندارم، من خیلی از خودم راضی هستم همه مسیرها را رفته‌ام، من راضی‌هستم آیا آن‌هایی که با من زندگی می‌کنند از زندگی کردن در کنار من  لذت می‌برند! آن آرامش را دارند یا این‌که نه! اتفاقی برایشان نیفتاده است. این دو دسته کسانی هستند که آقای مهندس حسین دژاکام در وادی هفتم به آن‌ها اشاره می‌کنند و اما خردمندان کسانی هستند که می‌آیند و مسائل  را به شکل درست و مطلوبی حل می‌کنند.

منظور از رمز و راز کشف حقیقت در وادی هفتم چیست؟

در وادی هفتم رمز و راز را خود آقای مهندس حسین دژاکام معنی کرده‌اند که کلمات کلیدی این وادی هستند؛ یعنی چه؟ یعنی این‌‌که آن سر، راز و آن چیزی که پوشیده و نهان است را بتوانیم کشف کنیم؛ شاید سال‌ها درمان اعتیاد مثل یک رمز و رازی بود و همه می‌دانستند که می‌توانند اعتیادشان را درمان کنند یا به قول خودشان ترک کنند ولی راه را بلد نبودند، وقتی کشف شد به حقیقتی رسیدیم و الان می‌بینیم که مسافرهایمان و چندین هزار نفر هستند که به درمان قطعی رسیده‌اند و این همان حقیقتی است که ما در کنگره به وسیله وادی هفتم، توانستیم رمز و راز آن را کشف کنیم.

به عنوان کلام پایانی اگر صحبتی دارید، لطفا برای ما بفرمایید.

خیلی ممنونم از خدمتگزاران سایت که این فرصت را به‌ من دادند تا من هم گفت‌وگویی داشته باشم. در مورد ربط دادن وادی هفتم به لژیون سردار و چون حالا در جایگاه پهلوانی خدمت می‌کنم به این منظور نباشد که یک پهلوان لزوما باید تمام مسائل زندگی‌اش حل شده باشد، یک پهلوان این طور نیست که هیچ مشکلی در زندگی نداشته باشد و آمده یک مبلغی را پرداخت کرده و شال پهلوانی را به گردن انداخته است؛ جایگاه پهلوانی هم مثل تازه‌واردینی که برای رسیدن به شال راهنمایی تلاش می‌کنند و می‌آیند مطالب کنگره و وادی‌ها را می‌خوانند، آزمون می‌دهند و همه‌ مراحل را طی می‌کنند تا به شال راهنمایی برسند؛ برای دریافت شال پهلوانی هم باید از خیلی چیزها در زندگی بزنی، خیلی از مسائل  زندگی را باید نبینی و واقعا باید از درون به آن خواسته پهلوانی برسی، من خواسته دارم که امسال پهلوان شوم؛ یک سال من باید از لباسم، امکاناتم، تفریح و مسافرتم بزنم تا بتوانم این کار را انجام دهم. اگر قرار است که من آن کارهایی را که قبلا انجام می‌دادم مانند، طلایی که ماهانه می‌خرم تا  پس‌اندازی داشته باشم، مسافرت بروم و یا وسایل زندگی را عوض کنم، اگر بخواهم این کارها را انجام دهم، نمی توانم هیچ وقت پهلوان بشوم.

یک پهلوان اول از همه باید دل بزرگی برای بخشش، داشته باشد، گذشت کند، گذشت را ما در سیستم جمعیت احیای انسانی کنگره60، تمرین می‌کنیم؛ یک دفعه یک سفر اولی نمی‌تواند بیاید 6 میلیون تومان ببخشد، باید از سبد شروع کند، بعد سردار، بعد دنور شود و بعد از گذشتن و طی کردن این سلسله مراتب، بیاید و پهلوان شود؛ این‌ها  به صورت همان تدریجی است. به مسافران کنگره یاد می‌دهیم که به صورت قطره چکانی  موادت را کنار بگذار، همسفر هستی به صورت قطره چکانی صفاتت را بشناس و آن ‌ها را کنار بگذار؛ شرکت در لژیون سردار باید به همین صورت باشد، باید از پس‌اندازهای ریزریز شروع کنیم، عضو لژیون سردار شویم؛ لژیون سردار جزء آن پکیجی است که در کنگره باید رعایت شود؛ اگر من ورزش آمدم و خدمت‌های دیگر را انجام دادم، در پارک حضور داشتم  و راهنما هم هستم  ولی در دلم صفت بخشش را رشد ندادم، نمی‌توانم از وقت خود هم حتی برای رهجویم بزنم؛  یک روز کار، یک روز مهمانی و... نمی توانم خیلی در کنگره حضور داشته باشم. این بخشش خیلی مهم است؛ ما اول بخشش را با بخشیدن انسان‌ها شروع می‌کنیم و بعد با بخشیدن مال، تا ان‌شاءالله در ادامه بتوانیم، شال پهلوانی را دریافت کنیم.

طراح سوال و انجام مصاحبه: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر پرتو رهجوی راهنما همسفر آسیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عمان سامانی شهرکرد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...