
سلام دوستان شکیبا هستم یک همسفر؛
در مورد وادی هفتم میتوان گفت که وادیها مانند شاهکلیدهایی هستند که به انسان کمک میکنند تا به خودشناسی و در ادامه، به خداشناسی برسد. برای یافتنِ راه، کشفِ حقیقت و شناختِ رمز و رازِ آن، چه باید کرد؟ چگونه میتوان مسیری را انتخاب کرد که به بیراهه ختم نشود؟ مسیری که شاید کوتاهترین راه نباشد، اما ما را به نتیجهی مطلوب برساند. همانگونه که غذای خام و نپخته قابلِ استفاده نیست، بسیاری از خواستهها و اهداف نیز برای به نتیجه رسیدن، نیازمندِ زمان، آموزش و طی کردنِ مراحلِ لازم هستند. در درجهی اول، باید آموزش ببینیم تا بیاموزیم چگونه تفکر کنیم. سپس ساختاری را که در ذهن خود طراحی کردهایم، موردِ بررسی قرار دهیم و ببینیم آیا ابزار و امکاناتِ لازم برای عملی کردنِ آن را در اختیار داریم یا خیر. اگر ابزارِ لازم را داشته باشیم، میتوانیم تفکر خود را به عمل تبدیل کنیم و آن را از «قوه به فعل» درآوریم؛ در غیر این صورت، باید ابزارِ موردِ نیاز را فراهم کنیم یا با تفکرِ بیشتر، راهِ دیگری را انتخاب نماییم. بنابراین، تنها تفکر کردن کافی نیست؛ بلکه برای تبدیلِ تفکر به عمل، وجودِ ابزار و امکاناتِ لازم نیز ضروری است. پس از تفکر و یافتنِ راه، میتوانیم با فردی که در زمینهی موردِ نظر تجربه و آگاهی دارد، مشورت کنیم؛ فردی که خیر و صلاحِ ما را بخواهد و بتواند با تجربهی خود، ما را در انتخابِ مسیرِ مناسب یاری نماید. سپس با بررسی و تفکر، تصمیمِ نهایی را اتخاذ کنیم. همچنین باید پیش از سخن گفتن، دربارهی کلامِ خود تفکر کنیم تا سخنی بر زبان نیاوریم که پس از آن مجبور به عذرخواهی شویم. تفکر پیش از سخن گفتن، یکی از نشانههای خردمندی است. همواره نیروهای بازدارنده و ضدارزش در مسیرِ زندگی وجود دارند و تلاش میکنند انسان را فریب دهند و از رسیدن به اهدافِ خود بازدارند. اما اگر انسان در مسیرِ صراطِ مستقیم حرکت کند، با تلاش، تفکر، آموزش و پایداری میتواند از این موانع عبور کرده و به نتیجهی مطلوب برسد باید تلاش کنیم تا در تمامِ مراحلِ زندگی، رمز و رازِ مسیرِ درست را بیابیم و از آنچه در این مسیر میآموزیم، برداشتِ لازم را داشته باشیم.

سلام دوستان آزیتا هستم یک همسفر؛
وادی اول، مقدمهای برای سایر وادیهاست. وادیها مانند شاهکلیدهایی هستند که در اختیار ما قرار گرفتهاند تا بتوانیم قفلِ مشکلات و مسائلِ زندگیمان را باز کنیم در زندگی، ابتدا باید خواسته و ساختاری را که میخواهیم بهوجود آوریم، بهدرستی مشخص کنیم و سپس برای دستیابی به آن، تلاش و کوشش نماییم. بسیاری از انسانها در زندگی، مسیرِ درست را انتخاب نکردهاند یا در میانه راه دچار اشتباه شدهاند؛ در نتیجه، قربانیِ انتخابهای نادرستِ خود شدهاند، آنان بهجای رسیدن به مرغزار، سر از مسلخ درآوردهاند. مسلخ میتواند همان تاریکیها، ضدارزشها و اعتیاد باشد. گاهی انسانها به دلیلِ عجله و نداشتنِ صبر و تفکر، همواره بهدنبالِ کوتاهترین راه هستند؛ در حالی که کوتاهترین راه، لزوماً بهترین راه نیست. هر بذری که بکاریم، همان را برداشت خواهیم کرد. اگر گندم بکاریم، گندم درو میکنیم و برای رسیدن به زمانِ برداشت، به صبر و گذشتِ زمان نیاز داریم. بنابراین، نتایجِ اعمال و انتخابهای ما نیز به زمان، صبر و استمرار نیازمندند. جناب مهندس میفرمایند: «هر درِ بستهای قفلی دارد و هر قفلی کلیدی.» اگر آموزشِ صحیح ببینیم و از آن بهدرستی استفاده کنیم، هیچگاه پشتِ درهای بسته متوقف نخواهیم ماند. انسانها را میتوان به دو گروه: خردمندان و ناخردمندان تقسیم کرد. انسانِ خردمند پیش از هر اقدامی تفکر میکند و سپس سخن میگوید و تصمیم میگیرد؛ اما انسانِ ناخردمند، بدون تفکر، سخن میگوید و اقدام میکند. انسانِ خردمند میداند که بهترین و ماندگارترین گنج، «گنجِ درون» است؛ گنجی که با تفکر، آموزش و تلاش بهدست میآید. چنین انسانی وقت و انرژیِ خود را در مسیرهای بیهوده و بیثمر تلف نمیکند. ما باید در مسائل و امورِ زندگی، تمامِ جوانب و زوایایِ موضوع را در نظر بگیریم و آنها را بهدقت بررسی کنیم نباید بدون تفکر و بررسیِ کافی، تصمیمی عجولانه بگیریم؛ زیرا نتیجه انتخابهای نادرست میتواند ناکامی، ناامیدی و فرو رفتن در تاریکی باشد. نشانه قرار گرفتن در مسیرِ صراطِمستقیم این است که انسان بهتدریج به مقصدِ راستینِ خود نزدیک شود؛ خواه این مقصد، رسیدن به آرامش و آسایش باشد، خواه دستیابی به یک هدفِ معقول و ارزشمند و یا کشفِ حقیقت. جناب مهندس میفرمایند: «کنگره مانند یک گردباد است.» اگر بخواهم به مرکزِ این گردباد هدایت شوم، باید شاگردی و فرمانبرداری را بیاموزم و تسلیمِ آموزش و فرمان باشم. باید «چشم گفتن» را بیاموزم تا بتوانم آموزش بگیرم، رشد کنم و در مسیرِ پیشرفت قرار بگیرم، همانگونه که گفته شده است: «انسان چیزی نیست جز سعی و تلاشِ خودش.» مقصدِ ما باید رسیدن به نقطهای باشد که در آن آرامش، آسایش، شادی، محبت و صلح وجود داشته باشد؛ نه طوفانی که همراه با تلاطم، زمینلرزه و گرد و غبار باشد و در نهایت بر سرِ انسان آوار شود. امیدوارم با بهرهگیری از آموزشهای ناب و بهروزِ کنگره، بتوانیم بهترینراه را در زندگی پیدا کنیم و با حرکت در مسیرِ صراطِمستقیم، به آرامش، آسایش، عشق، محبت و صلح دست یابیم.
سلام دوستان غزل هستم یک همسفر؛
همه ما در طولِ زندگی، در مقاطعِ مختلف بر سرِ دوراهی قرار میگیریم و انتخابِ مسیر، به خودِ ما بستگی دارد. بسیاری از ما بهدلیلِ نداشتنِ صبر و آگاهیِ کافی، راهِ نادرست را انتخاب میکنیم در واقع گاهی بهدنبالِ کوتاهترین راه برای رسیدن به هدف هستیم؛ در حالی که کوتاهترین راه همیشه بهترین راه نیست و ممکن است ما را از رسیدن به نتیجهی مطلوب دور کند. در زندگی، یافتنِ راهِ درست، شناختِ مقصد و آگاهی از نتیجهای که در پایانِ مسیر به دست خواهیم آورد، اهمیتِ بسیاری دارد ما باید با تفکر، صبر و تلاش، بهترین مسیر را انتخاب کنیم تا بتوانیم به آسایش و آرامش در زندگی دست یابیم البته تنها یافتنِ راه کافی نیست؛ بلکه باید در مسیرِ درست حرکت کرد، از تجربیات و آموزشهای آن بهره گرفت و برداشتهای لازم را به دست آورد. رسیدن به نتیجه مطلوب، نیازمندِ تفکر، تلاش، صبر و حرکتِ مستمر است و بدونِ این عوامل، انتخابِ راه بهتنهایی نمیتواند ما را به مقصد برساند.

سلام دوستان مهناز هستم یک همسفر؛
انسانها در زندگی زمانِ زیادی را صرفِ یافتنِ راهحلِ مسائل و مشکلاتِ خود میکنند. یافتنِ راهِ درست در زندگی از اهمیتِ بسیاری برخوردار است وادی هفتم نیز مانندِ سایرِ وادیها، بیانگرِ قوانینی است که چگونگیِ درستِ زندگی کردن را به ما میآموزد و چه بخواهیم و چه نخواهیم، این قوانین در زندگیِ ما جاری هستند. همه انسانها در طولِ زندگی، گاهی بر سرِ دوراهی قرار میگیرند در صورتِ انتخابِ راهِ نادرست و اشتباه، ممکن است به بنبست برسند و حتی گاهی مشکلات تا مرحله متلاشی شدنِ زندگی پیش برود؛ اما انسان با بهرهگیری از نیروی عقل و تفکر میتواند راهِ درست را انتخاب نماید در این صورت، حقیقت برای او شیرین و دلپذیر خواهد شد. در مسئله اعتیادِ مسافرم، راههای بسیاری را امتحان کردیم که بهدلیلِ نادرست بودنِ مسیر و نداشتنِ آگاهیِ کافی، همگی به بنبست و شکست منتهی میشدند. خداوند را شکر میکنم که کنگره۶۰ راهِ درست و صحیحی را به ما نشان داد و تبدیل به چراغی از نور و امید برای من و مسافرم در مسیرِ رهایی از تاریکیهای اعتیاد شد.
سلام دوستان توران هستم یک همسفر؛
سرآغازِ وادیِ هفتم چنین بیان میکند: «رمز و رازِ کشفِ حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتنِ راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» تمامِ وادیها، قوانینِ هستی و قوانینِ زندگی را به من آموزش میدهند. اگر این وادیها را بهدرستی بیاموزم و آموزههای آنها را در زندگیِ خود عملی کنم، قطعاً به صلح و آرامشی که نهایتِ آرزوی هر انسانی در طولِ زندگی است، خواهم رسید. تمامِ انسانها در طولِ زندگی با مشکلات و مسائلِ متعدی روبهرو میشوند حتی در بسیاری از مواقع، دلیلِ بهوجود آمدنِ مشکل و چگونگیِ حلِ آن را نیز میدانند و برای برطرف کردنِ آن، تمامِ تلاش و کوششِ خود را به کار میگیرند؛ اما مشکلی که با آن مواجه میشوند این است که برای حلِ مسئله، از راهِ درست و اصولی وارد نمیشوند در نتیجه، نهتنها مشکلِ آنها برطرف نمیشود، بلکه قرار گرفتن در مسیرِ اشتباه، مشکلاتِ دیگری را نیز بر سرِ راهشان قرار میدهد. بیشترِ انسانها بهدنبالِ کوتاهترین راه برای رسیدن به هدف هستند؛ در حالی که این راه، در بسیاری از مواقع همان بیراههای است که انسان را از مسیرِ اصلی دور کرده و به نابودی میکشاند. بنابراین، یافتنِ راهِ درست بسیار مهم است؛ اما مهمتر از آن، ادامه دادن در مسیرِ صحیحی است که انتخاب کردهایم تا در نهایت به نتیجه مطلوب دست یابیم در وادیِ هفتم، انسانها به دو گروهِ خردمندان و کمخردان تقسیم شدهاند. انسانِ کمخرد کسی است که برای حلِ مشکلِ خود، بدونِ تفکر و بررسی، راهِ نادرستی را انتخاب میکند و حتی پس از مواجه شدن با شکست نیز بر انتخابِ خود اصرار و پافشاری مینماید. اما انسانِ خردمند میداند که پیش از انتخابِ هر راهی، باید با تفکر و تأمل، مسیرهای مختلف را بررسی کند تا بتواند بهترین و درستترین راه را انتخاب نماید. همچنین میداند که یافتنِ راه، تنها آغازِ مسیر است و برای رسیدن به مقصد و برداشتِ نتیجه مطلوب، باید در مسیرِ درست حرکت و پایداری کند.
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
26