سیزدهمین جلسه از دور سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی هشتگرد با استادی پهلوان محترم مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من » مورخ 24 شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر، خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم از تجربیات گذشتهام بگویم و پیامی برای کسانی داشته باشم که شاید هنوز در مسیرهای بیراهه به دنبال درمان قطعی هستند، دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» است.
من قبل از اینکه با کنگره 60 آشنا شوم سالهای زیادی از عمرم را صرف مطالعه طب سنتی و فعالیت در عطاری کردم تصور من این بود که با شناخت گیاهان دارویی میتوانم تمام دردهای بشری از قبیل اعتیاد و چاقی و ریزش مو را درمان کنم و از این راه هم به مردم خدمت کنم و هم درآمد خوبی داشته باشم اما واقعیت این بود که خودم درگیر همان دردهایی بودم که فکر میکردم میتوانم آنها را درمان کنم و این بزرگترین تناقض زندگی من بود.
بارها سعی کردم با روشهای غیرعلمی مانند مصرف انواع دمنوشها یا تکیهبر اراده شخصی که هیچ پایه و اساس علمی نداشت اعتیاد خود را درمان کنم اما هر بار با شکست مواجه میشدم و وضعیتم بدتر میشد تا اینکه به نقطه ناامیدی رسیدم و متوجه شدم که علم بدون شناخت صورتمسئله واقعی اعتیاد هیچ کاربردی ندارد و تنها وقت و سرمایهام را هدر میدهم و از مسیر خارج میشوم.
وقتی با کنگره 60 آشنا شدم، ابتدا با دیدگاه تردید وارد شدم اما با دیدن مسیر درمان متوجه شدم که این تنها راه اصولی و منطقی برای رهایی از بند اعتیاد است و توانستم با متد DST به درمان قطعی برسم بعد از درمان اعتیاد معضل بزرگ دیگری در زندگیام وجود داشت که آنهم اضافهوزن بود که ناشی از سبک زندگی غلط در دوران مصرف و بعدازآن بود دوباره با آموزههای کنگره و این بار در لژیون جونز شرکت کردم و توانستم با تغییر نگرش و سبک تغذیه 17 تا 18 کیلوگرم از وزن اضافی خود را کاهش دهم که این برایم یک موفقیت بزرگ بود که نشان میداد آموزشهای کنگره در تمام ابعاد زندگی جاری است و فقط محدود به اعتیاد نیست.
اما در مورد لژیون سردار باید بگویم که در ابتدا فکر میکردم اگر ازلحاظ مالی کمک کنم حتماً باید چیزی به جیب من برگردد و به ثروت برسم اما وقتی وارد لژیون سردار شدم دیدم که قضیه کاملاً متفاوت است و برکات مادی تنها بخش کوچکی از ماجراست یک خاطرهای دارم که همیشه آن را به یاد میآورم و آن مربوط به زمانی است که در بازار تهران بودم و ناگهان یک حادثه بمبگذاری اتفاق افتاد و من دقیقاً در همان لحظه در آن محل بودم اما به طرز معجزهآسایی هیچ اتفاقی برایم نیفتاد و جان سالم به دربردم آنجا بود که فهمیدم حضور در لژیون سردار و بخشش مال چه برکات عظیمی دارد که شاید با چشم سر قابلدیدن نباشد.
و آن چیزی جز حفظ جان و آرامش و اتفاقات خوب در زندگی نبود که فراتر از هرگونه حسابوکتاب مادی است امیدوارم همه مسافران سفر اول قدر این جایگاه و این آموزشها را بدانند و بدانند که اینجا بهترین مکان برای بازسازی جسم و روان و جهانبینی است.
از راهنمایان عزیز و جناب مهندس دژاکام بابت ایجاد چنین بستری سپاسگزارم و آرزو میکنم که همه به درمان قطعی و آرامش برسند و این زنجیره عشق و محبت در لژیون سردار همیشه جاری و ساری باشد و ما نیز بتوانیم باقدرت به مسیرمان ادامه دهیم و خدمتگزار باشیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

عکس و تایپ: مسافر پوریا لژیون سوم
تنظیم و ارائه گزارش: مرزبان خبری مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
143