English Version
This Site Is Available In English

محبت و بخشش، همانند کاتالیزور عمل می‌کند

 محبت و بخشش، همانند کاتالیزور عمل می‌کند

ما در وادی ششم می‌‌خواهیم فرماندهی عقل را به رسمیت بشناسیم و به جایی برسیم، هرچه را که عقل فرمان می‌دهد بتوانیم اجرا کنیم. تمامی مشکلات ما به خاطر این است که ما پیرو نفس اماره هستیم و به صدای عقل خود گوش نکرده‌ایم. اگر بخواهیم به فرمان عقل نزدیک شویم؛ باید آرام‌‌آرام از ضدارزش‌‌ها دوری کنیم. هم‌‌چنین وادی هفتم به ما می‌‌گوید که پیدا کردن راه مسئله مهمی در زندگی ما است. گاهی اوقات در زندگی به یک دو‌‌ راهی می‌‌رسیم؛ یک راه آن به بیراهه و مسلخ می‌رود و راه دیگر به مقصد سالم و کامیابی می‌رسد که به وسیله عقل و تفکر‌ کردن می‌‌شود راه درست را پیدا کرد و به روشنایی و در صراط مستقیم قرار گرفت. هرکسی فرمانبرداری را یاد بگیرد می تواند فرمانده شود و اگر انسان بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، شرط لازم این است که فرمانبرداری را به‌طور کامل انجام دهد.


به واسطه حضور زوج پهلوان دستیار دیده‌‌بان مسافر پهلوان بهروز و دستیار اسیستانت همسفر پهلوان شادی در شعبه باغستان کرج، این افتخار نصیبمان شد که دقایقی گفتگویی با این پهلوان و همسفر عزیز را داشته باشیم و آموزش بگیریم و تقدیم به شما که دنبال نور و آگاهی و معرفت هستید. همسفر شادی و مسافرشان بهروز با آخرین آنتی‌ایکس هروئین و شیشه وارد کنگره شدند. روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، به مدت ۱۱ ماه، زیر نظر راهنمایان بزرگوار مسافر علیرضا زرکش و همسفر آنی کماندار سفر کردند؛ هم‌اکنون به مدت ۱٠ سال به لطف خداوند و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافرشان شنا است.

دیدگاه خود را در مورد آموزش گرفتن در کنگره و تبدیل آن به دانایی مؤثر بفرمایید؟
طبق آموزش‌‌هایی که در کنگره فرا گرفتم یکی از این مثلث‌‌ها کار، کنگره و خانواده است. همیشه در مثلث‌ها سه ضلع باید به یک میزان رشد کرده باشد و مثلث متساوی الاضلاع باشد و برآیند هر کدام دو ضلع دیگر را نتیجه بدهد. من هر‌‌ چقدر آموزش‌دیده‌‌تر باشم، بی‌‌نقص‌تر نقش خود را در خانواده ایفا می‌‌کنم. اگر من با تمام وجودم یک کنگره‌ای بوده و آموزش راستین دیده باشم، آموزش‌ها و تمام چیزهایی را که اساتید کنگره به من آموختند، در دل خانواده اجرا و عملی می‌کنم و در محل کار، عمل سالم را با تمام وجودم اجرا می‌‌کنم.

چه چیزی باعث شد که در کنگره از ابتدا تا به الان در قبال خدمت مسئولیت‌‌پذیری داشته باشید؟
من با کنگره آشنایی داشتم ولی به علت شرایط‌، مسافرم زودتر وارد کنگره شدند. شراب معرفت و آموزش‌‌هایی که مسافر من از کنگره دریافت کرده بود، در خانه اجرا و عملی می‌‌کردند؛ حتی در رابطه‌ای که داشتیم و من بی‌نهایت کنجکاو شده بودم. بواسطه‌ی رفتارهای مسافرم، بی‌نهایت مشتاق و  عاشق این بودم که این معلم راستین و انسان فرهیخته و بنیان‌گذار را ببینم. وارد کنگره شدم، راهنمای من خانم کماندار بودند؛ من آموزش‌ها را عاشقانه و با جان و دل گرفتم و انگار آن عاشق شدن اتفاق افتاد. همیشه مشتاق و خواهانِ آن‌ راز بزرگ که در کتاب ۱۴ وادی، وادی آخر، عشق، مهر و محبت است یعنی خدمت با عشق و بدون چشم داشت نسبت به همگان هستم.

شما به هنگام دریافت شال پهلوانی خود چه حسی داشتید؟
راستش را بگویم شادترین لحظه‌ای که یک انسان می‌تواند داشته باشد. حتی یادم هست که آن لحظه لایو پخش زنده هم داشت ضبط می‌‌شد و من با تمام وجودم این شعر را خواندم و تمام حس من این شعر بود: ای مطربان، ای مطربان، بر دف زنید احوال من، من بیدلم، من بیدلم، من از کجا، عشق از کجا.

برداشت شخصی شما از وادی هفتم چیست و چه رابطه‌ای با آموزش‌های جهان‌بینی دارد؟
طبق وادی هفتم رمز و راز حقیقت دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌‌نماییم. رمز را که آقای مهندس به آن رسیده بودند و همان متد DST است و همان ضرایب  ۰.۸ و همان پله‌های ۲۱ روزه و همان صبر و زمانی که باید در نظر بگیریم تا به آن آسایش و آرامش برسیم. راز اصلی و برداشت شخصی من این است که هر‌ کسی که وارد کنگره شود، راز را هم در صور آشکار و هم در صور پنهان پیدا می‌کند. راز اصلی همان اجرای متد DST در درمان مواد مخدر و تخریب‌زا، سیگار و قلیان، چاقی و تغذیه ناسالم، کولیت‌‌ روده، بیماری‌های زنان در صور آشکار و ترک غیبت، دروغ‌گویی، ضد‌‌ارزش‌ها در صور پنهان به مرور زمان مطرح می‌شود و همه آنها دریافت‌های این دانشمند عزیز و فرزانه نسبت به متد DST است. حالا من شادی از کنگره چه برداشتی دارم، من می‌‌توانم چند مدل را بررسی کنم. حالت اول: اینکه به کنگره بیایم و وقتی مسافرم رها شد، تمام، همه چیز تمام شده است؛ یا حالت دوم: اینکه در صور پنهان به این نگاه کنم و به این فهم برسم که فرامین و وادی‌‌ها چه هستند، مثلاً ترش رو نباش، مثلاً غیبت نکن و تزکیه و پالایش کن، مثلاً دوربین‌‌ را سوی خودت بگیر. ببینم که من نهایتا با استفاده از متد DST و اجرای آن، چه تغییراتی را در خودم ایجاد کرده‌ام.

کمی در مورد لژیون سردار و صفت بخشندگی برایمان توضیح دهید و اینکه چگونه عضویت در لژیون سردار ما را در رسیدن به اهداف و مقصودهایمان یاری می‌کند؟
یکی از مهمترین رمز و راز‌‌هایی که وجود دارد؛ این است که منِ‌ شادی به عنوان یک رهجو، باید خودم را به وادی چهاردهم برسانم. وادی چهاردهم یعنی باور به مهر، محبت و بخشش و می‌گوید که محبت چون دو سر یک کمان بی‌انتها و نامتناهی است. آنچه که بقا دارد عشق و محبت و بخشندگی است؛ علاوه بر این عشق و محبت و بخشندگی در رسیدن ما، به خواسته‌ها و آرزوهایمان مثل یک کاتالیزور عمل می‌کند؛ مثلا رهایی مسافرمان از بند مواد. وقتی با سرداری مانند یک پل، دستان یک عزیزی را، می‌گیریم و از آن گذرگاه‌ سخت عبورش می‌‌دهیم و وقتی انسانی را به رهایی می‌رسانیم، در برآورده شدن آرزوها و خواسته‌های ما مثل یک کاتالیزور عمل می‌‌کند و سرعتی بی‌‌نظیر به آن می‌بخشد و به صورت تصاعدی به خواسته‌‌های قلبی خود می‌رسیم. برای مثال آقای مهندس متدشان را بخشیدند (همان کشف راز و متد DST) و  از همان روز اول سرداری را اجرا و عملی کردند و بخشندگی زیادی در متد خودشان داشتند، تا با عقاب سفید درونشان در بیکران به پرواز درآیند.

در مسیر رسیدن به پهلوانی چه دیدگاهی نسبت به بخشش دارید؟
هر بار که خداوند در کلام الله می‌‌گویند:  «بسم الله الرحمن الرحیم» برای معرفی و پرزنت خودشان اولین چیزی که می‌‌گویند همان تأکید و تکرار صفت بخشندگی، رحیم بودن و مهربانی بی‌‌حد و مرز است و این را به رخ منِ انسان می‌‌کشد؛ حواست باشد که اگر می‌‌خواهی به من نزدیک باشی و به آرامش برسی، اولین هدف زندگی‌‌ را مهربانی، رحیم‌ بودن و بخشندگی قرار بده؛ حتما بخشندگی نسبت به تمام مخلوقات هستی را در اولویت  قرار بده.
روش کنگره روش الگویی است. برای همین است که آقای مهندس از عدد، رقم، شال و معیارهایی استفاده می‌‌کنند و می‌‌خواهند الگوها باشند تا بچه‌‌ها آموزش بگیرند و متوجه اتفاقات شوند و الگوبرداری کنند. مگر نه برای هر انسانی پهلوانی معنای متفاوتی دارد و فرق می‌‌کند. آن عزیزی که شش میلیون پرداخت می‌کند، عزیزی که مبلغی کمتر  ولی تمام وجودش را پرداخت می‌‌کند؛ او هم شاید پهلوان واقعی باشد و حتی ممکن است که کسی پرداختی نداشته باشد ولی به جایگاه پهلوانی در صور پنهان رسیده باشد.

از دیدگاه شما یک انسان چه زمانی می‌تواند به معنای واقعی پهلوان شود؟
به نظر من پهلوان واقعی در درجه اول یک فرمانبردار است؛ استاد امین، خود در سی‌دی‌ها فرمایش کردند: نقض فرمان اولین ورود به تاریکی‌ها و اجرای فرمان آغاز ورود به روشنایی‌هاست؛ من فکر می‌کنم مهم‌ترین بخش این باشد که من قوانین و وادی‌های کنگره را با جان و دل بشنوم؛ با جان و دل در کنگره و در زندگی اجرا و کاربردی کنم. بیرون از کنگره تسلیم محض خداوند و پیام‌آوران راستین‌ باشم و در مرحله دوم در داخل کنگره‌۶۰ باید تسلیم محض آقای مهندس و خانواده محترم‌شان باشم؛ در نوشتن سی‌دی‌ها و تکالیف و انجام دادن فرمان‌ها کوتاهی نکنم و فرمان‌ها را با جان‌ دل انجام دهم. باید فرمان‌ها را با تمام وجودم بپذیرم و انجام دهم و این استارت و آغاز پهلوانی واقعی است.

به هنگام معرفی خودمان در روز گلریزان به عنوان سردار، دنور، پهلوان چطور بر ترس‌ها و موانع درونی‌مان غلبه کنیم و بخشنده باشیم؟
کنگره تلاش می‌کند که انسان تک‌بعدی به یک انسان چند‌‌بعدی تبدیل شود و سفرهای کنگره یعنی: سفر اول (انسان تک بعدی)، سفر دوم (انسان دو بعدی)  و سفر سوم (انسان سه‌بعدی) است که ایده‌‌آل‌ترین حالت، سفر سوم است و آقای مهندس همیشه می‌گویند:" خود را در معرض اصلاح الهی قرار دهید" و من قرار است در معرض اصلاح الهی باشم. طبق یک مثلثی مثل، مثلث عشق با اضلاع عقل، عشق و ایمان، باید سه ضلع به هم نزدیک باشند‌ و به یک میزان باشند؛ وقتی می‌‌خواهم رقمی را اعلام کنم بخش ایمان خیلی پررنگ باشد چون قطعا آدم عاشقی بودم؛ همسفر عاشقی بودم که در کنار مسافرم قرار گرفتم و با بلیط مسافرم وارد کنگره شدم. پس باید عاشقانه سفر کنم حس خوب دریافت کنم، این همه عشق و محبت را از کنگره دریافت می‌‌کنیم و روز گلریزان این ایمان قلبی است که یک فرصت است که در پیام سردار می‌‌گویند: تا خداوند به که رخصت دهد و من بخواهم عددی را اعلام کنم و ادامه دهنده مسیر خیر باشم؛ من نقطه‌ای هستم از این اقیانوس بی‌‌انتها در این صراط مستقیم و  تلاش می‌‌کنم تا مانند امواجی که چون گردباد بر زمین فرود می‌آید و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می‌برد؛ سعی می‌‌کنم تلاش می‌کنم، من را نیز با خود به امانت ببرد؛ من هستم و می‌‌خواهم که باشم و نباید تماشاچی باشم و  توسط  این گرد‌باد عظیم به بالا باید بروم و منتخب شوم؛ تا خداوند به که رخصت دهد! تا در این مسیر عاشقی باشد.

در نهایت طبق مصاحبه با همسفر شادی بخشش از ما نیست از خداست که از طریق ما جاری می‌شود. باید ایمان داشت که هرچه بخشیده شود، در سیستم الهی چند برابر باز می‌گردد. با توکل، نیت پاک و عشق به خدمت، می‌توان از مرز ترس گذشت و به مقام دنوری و پهلوانی رسید. با دوری از ضد‌‌ارزش‌‌ها و مواد مخدر، و با توکل بر سیستم الهی و فرمانبرداری، می‌توان به مقام پهلوانی رسید؛ جایی که صبر و ایمان، نعمت‌ها را چند برابر می‌سازد. این درس‌ها دعوتی است به هر خواننده که امروز، با یک گام کوچک در راه خدمت و بخشش، آرامش باطنی و نشاط ظاهری را تجربه کنید و بیابید که رهایی واقعی، در رها کردن منیت و ترس‌ها نهفته است. کنگره‌۶۰، با چنین آموزش‌هایی، نه تنها راهی برای درمان، بلکه مسیری برای زندگی است. در نهایت از  آقای مهندس دژاکام  بنیان‌گذار کنگر‌ه‌۶۰ و خانواده محترم‌‌شان کمال تشکر را دارم.

مصاحبه‌کننده: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)
طراح سؤالات: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)، همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم)، همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم) و همسفر بهناز رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر اعظم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...