English Version
This Site Is Available In English

راه درست را پیدا کن ، حرکت کن و از مسیر زندگی برداشت نیکو داشته باش

راه درست را پیدا کن ، حرکت کن و از مسیر زندگی برداشت نیکو داشته باش

دوازدهپین جلسه از دوره چهل‌ونهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی حر، با استادی راهنمای محترم، مسافر مجتبی‌، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر اسماعیل، با دستور جلسه « وادی هفتم و تاثیر آن روی من »، روز دوشنبه بیست‌و‌سوم شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:

  سلام دوستان مجتبی هستم، یک مسافر. در ابتدا، به رسم ادب، از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان سپاسگزارم که چنین بستری را فراهم کردند تا همه ما در کنار یکدیگر قرار بگیریم و از آموزش‌های کنگره بهره‌مند شویم. همچنین از راهنمای عزیزم و تمام اساتید و بزرگوارانی که در مسیر حرکت من و بسیاری از مسافران یاری‌رسان بوده‌اند، صمیمانه قدردانی می‌کنم. اگر امروز در این جایگاه قرار دارم و توفیق خدمت دارم، خود را مدیون زحمات این عزیزان می‌دانم. اما درباره دستور جلسه امروز؛ بخش نخست آن به وادی هفتم مربوط می‌شود؛ «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» به نظر من، انتخاب این وادی پس از وادی ششم، بسیار پرمعناست. در وادی ششم آموختیم که عقل فرماندهی کند و از فرمان عقل پیروی کنیم؛ اما اکنون باید بدانیم که برای حرکت، نخست باید راه را پیدا کنیم. اگر انسان راه درست را نشناسد، ممکن است سال‌ها حرکت کند، تلاش کند و حتی رنج فراوانی متحمل شود، اما به مقصد نرسد. همان‌گونه که در درمان اعتیاد، افراد بسیاری خواهان رهایی بوده‌اند و تلاش کرده‌اند، اما چون راه صحیح را نمی‌شناختند، در مسیرهای نادرست قرار گرفته‌اند و نه‌تنها به نتیجه نرسیده‌اند، بلکه گاهی امید خود را نیز از دست داده‌اند.

این مسئله به من یادآوری می‌کند که خواستن به‌تنهایی کافی نیست؛ باید راه درست را پیدا کرد و سپس در آن راه حرکت نمود. اما بخش دوم وادی، یعنی «آنچه برداشت می‌نماییم»، به همان اندازه اهمیت دارد. نتیجه تنها به معنای رسیدن یا نرسیدن نیست؛ برداشت ما از آن نتیجه نیز اهمیت دارد. برای مثال، ورزشکاری را تصور کنیم که ماه‌ها تمرین کرده، رژیم غذایی داشته و سختی‌های فراوانی را تحمل کرده تا در یک مسابقه شرکت کند. شاید در نهایت اول، دوم یا سوم شود این نتیجه مسابقه است. اما برداشت او از این مسیر می‌تواند چیز دیگری باشد. ممکن است از اینکه به مقام موردنظر نرسیده، ناامید شود یا اینکه به این نتیجه برسد که همین تلاش‌ها باعث سلامت جسم، نظم و رشد او شده است. این برداشت، به جهان‌بینی و نگاه او بستگی دارد. در سفر درمان اعتیاد نیز همین‌گونه است. در طول سفر، تنها قطع مصرف هدف نیست؛ قرار است نگاه انسان تغییر کند، جهان‌بینی او تغییر کند و ناخالصی‌های درونش به‌تدریج پالایش شود. گاهی انسان تصور می‌کند با پایان سفر اول، همه مشکلات زندگی باید تمام شده باشد؛ در حالی که سفر دوم، مرحله‌ای است که بسیاری از مسائل تازه خود را نشان می‌دهند. زمانی که حس‌های انسان باز می‌شوند، دیگر مانند دوران مصرف، بسیاری از مسائل را بی‌تفاوت پشت سر نمی‌گذارد. بنابراین اگر جهان‌بینی تغییر نکرده باشد، ممکن است حتی انسان آرزو کند به دوران مصرف بازگردد؛ چون در آن زمان بسیاری از حس‌ها بسته بودند و چیزی را آن‌گونه که امروز احساس می‌کند، درک نمی‌کرد. پس تمام آموزش‌ها، کارگاه‌ها و خدمت‌هایی که در کنگره انجام می‌دهیم، برای این است که تغییر از درون اتفاق بیفتد. درمان فقط نبودن مواد نیست؛ تغییر نگاه، رفتار و جهان‌بینی است. کنگره راه را مشخص کرده است. کافی است این مسیر را بشناسیم، به آن اعتماد کنیم، آموزش بگیریم و با فرمانبرداری و عمل حرکت کنیم. گوش دادن به سخنان راهنما به‌تنهایی کافی نیست؛ باید آنچه می‌آموزیم را در زندگی به اجرا بگذاریم. در این میان، خدمت نیز نقش بسیار مهمی دارد. خدمت صادقانه باعث می‌شود نگاه انسان تغییر کند و برداشت او از زندگی عمیق‌تر شود. بسیاری از تغییراتی که در سفر دوم اتفاق می‌افتد، نتیجه همین آموزش و خدمت است.

و اما بخش دوم دستور جلسه، تولد یک سال رهایی مسافر عزیز، آقا اقبال است. این روز را به خود ایشان، خانواده محترمشان، راهنمای گرامی‌شان آقا فرهاد و همه اعضای کنگره تبریک می‌گویم. چیزی که در مسیر ایشان برای من ارزشمند است، حضور و خدمت ایشان در سفر دوم است؛ حتی بسیاری از خدمت‌ها بدون هیاهو و در سکوت انجام می‌شود، اما اثر آن در مسیر زندگی باقی می‌ماند.

امیدوارم آقا اقبال با ادامه این مسیر و با بهره‌گیری از آموزش‌ها، روزبه‌روز به جایگاه‌های بالاتر خدمت نزدیک شوند و ان‌شاءالله روزی در جایگاه راهنمایی قرار بگیرند. زیرا راهنما زمانی می‌تواند چراغ راه دیگران باشد که خود، مسیر را پیموده و آنچه آموزش می‌دهد، در زندگی خویش به اجرا گذاشته باشد. در پایان، یک بار دیگر از جناب مهندس دژاکام، خانواده محترمشان، راهنمایان عزیز و همه خدمتگزاران کنگره تشکر می‌کنم و برای آقا اقبال عزیز، بهترین‌ها را در ادامه مسیر آرزو دارم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

خلاصه سخنان مسافر اقبال :

سلام دوستان، اقبال هستم، یک مسافر. امروز بسیار خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفته‌ام و از صمیم قلب می‌گویم که احساس می‌کنم تمام دنیا برای من است. این حال خوب و این روز را مدیون کنگره ۶۰ و جناب مهندس دژاکام هستم. از جناب مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر می‌کنم. از آقای مهدی نیز سپاسگزارم که افتخار داشتم مدتی در خدمت ایشان باشم. همچنین از راهنمای سفر اولم، آقا مجتبی عزیز، بابت تمام زحمات و محبت‌هایشان تشکر می‌کنم. از ایجنت محترم، مرزبانان و تمام خدمتگزاران کنگره که در هر جایگاه و به هر شکلی خدمت می‌کنند نیز قدردانی می‌کنم. این حال خوب امروز من، حاصل زحمات همین عزیزان است و امیدوارم بتوانم با خدمت صادقانه، پاسخ کوچکی به این همه محبت بدهم.

اگر به گذشته خودم نگاه کنم، می‌بینم کاری که کنگره برای من انجام داد، حتی از توان خانواده‌ام خارج بود. پدرم بسیار دوست داشت که من درمان شوم، اما دانش و تجربه لازم برای کمک به من را نداشت. امروز می‌فهمم که چه موهبت بزرگی نصیبم شد که با کنگره و آموزش‌های آن آشنا شدم. زمانی که مصرف می‌کردم، حتی پسرم پارسا را نیز درگیر آن شرایط کرده بودم. یک روز با خودم فکر کردم که اگر همین مسیر را ادامه بدهم، شاید فرزندم نیز روزی همان راهی را برود که من رفته‌ام. خدا را شکر امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است؛ خانواده‌ام خوشحال‌اند، خودم خوشحالم و کسانی که مرا می‌بینند، تغییراتم را احساس می‌کنند.

زمانی بود که به سختی از خواب بیدار می‌شدم، چند ساعت طول می‌کشید تا بتوانم خودم را جمع کنم و سر کار بروم و عصر با حال نامناسب به خانه بازمی‌گشتم. حتی در کارم نیز به دلیل شرایطی که داشتم، اعتبارم را از دست داده بودم و گاهی پاسخگوی مشتریانم نبودم. اما امروز به لطف آموزش‌های کنگره و راهنمای عزیزم، شرایط تغییر کرده است. اعتبارم دوباره به دست آمده، اخلاق و رفتارم بهتر شده و آرامشی را تجربه می‌کنم که زمانی تصورش را هم نمی‌کردم. امروز با تمام وجود می‌گویم که این حال خوب، نتیجه آموزش، حرکت و ماندن در مسیر کنگره است. برای تمام سفر اولی‌های عزیز آرزو می‌کنم روزی در همین جایگاه بایستند و این حال خوب را تجربه کنند؛ زیرا آنچه امروز احساس می‌کنم، واقعاً قابل وصف نیست. از همه شما عزیزان سپاسگزارم.

 

                  اهدای تقدیر نامه به اعضای لژیون سردار

 

متن و ویرایش: مسافر علی

تصویر و بارگذاری:مسافر بهروز

مرزبان کشیک: مسافر محمد رضا 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...