جلسه سیزدهم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد به استادی راهنمای تازهواردین همسفر الهه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زکیه با دستور جلسه «وادی هفتم(رمز و راز حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینمائیم) وتاثیر آن بر روی من» روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

موضوع دستور جلسه وادی هفتم، رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی پیدا کردن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. وادی اول تا وادی چهارم در مورد تفکر صحبت میکند؛ اینکه با تفکر ساختارها آغاز میشوند و بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال میرود. وادی پنجم بیان میکند که باید تفکر را از قوه به فعل دربیاوریم، عمل کنیم و شروع به حرکت نمائیم. وادی ششم میگوید که باید حکم عقل را در قالب یک فرمانده کاملاً اجرا کنیم.
و اما به وادی هفتم میرسیم که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی پیدا کردن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. من این وادی را هنگام مطالعه چندین بار مرور میکنم، خیلی زیباست. از دیگاه من، وادی هفتم یک قانون بسیار مهم در هستی است، چرا؟ بهخاطر اینکه حقیقتهای دیروز، امروز و فردا را بیان میکند. حقیقت چیست؟ حقیقت همیشه بوده، هست و خواهد بود؛ یعنی دقیقاً همان کاری که مهندس حسین دژاکام در کنگره۶۰ انجام داد. ایشان حقیقتهایی را برای ما پیدا کردند و آنها را کشف کردند. چه حقیقتی؟ راه درمان اعتیاد را کشف کردند، راه درمان سیگار را کشف کردند، راه درمان اضافهوزن را پیدا کردند و حتی در کنار آن، راهحل درمان خیلی از بیماریهایی را که هنوز راه درمان مشخصی برای آنها پیدا نشده، مورد بررسی و کشف قرار دادند؛ درواقع وقتی مهندس حسین دژاکام راه درمان اعتیاد را پیدا کردند و با مطرح کردن صورتمسئله اعتیاد توضیح دادند که چه اتفاقی برای ساختار جسم یک مصرفکننده میافتد و چه اختلالاتی در سیستم جسم ایجاد میشود،
دیگر رمز و راز و مسئلهای در مورد اعتیاد باقی نماند. آن حقیقتی که سالها پنهان مانده بود، کشف شد و قفل اعتیاد باز شد. چرا میگوییم قفل اعتیاد باز شد؟ چون سالها هنوز هم عدهای اعتقاد دارند که درمانی برای اعتیاد وجود ندارد؛ اما مهندس حسین دژاکام آمدند و راه درمان اعتیاد را کشف کردند؛ حتی همین حقیقت، یعنی راه درمان اعتیاد و درمان اضافهوزن، در اختیار ما قرار گرفت، چرا میگوییم قفل اعتیاد در کنگره۶۰ باز شد؟ چون اکثر ما همسفران دیدهایم که مسافرانمان راههای زیادی را برای درمان اعتیاد تجربه کردهاند، ولی به درمان نرسیدهاند، چرا؟ چون راههایی که انتخاب میکردند، راه درستی نبود.
رسیدن به خواسته مهم است، ولی اینکه از چه راهی بخواهیم به خواستهمان برسیم، از خود خواسته مهمتر است. راهی که آنها انتخاب میکردند، راه درستی نبود؛ وقتی ما برای رسیدن به خواستهمان، چه درمان اعتیاد و چه درمان سیگار و چه رسیدن به حال خوش، تصمیم میگیریم حرکت کنیم، باید ببینیم چه راهی را انتخاب میکنیم، آن راه چند درصد موفقیت دارد؟ آیا کسی تا به حال آن راه را امتحان کرده است؟ ما امروز میبینیم کسانی که در کنگره۶۰ هستند، همان مصرفکنندههایی بودهاند که به گفته مهندس حسین دژاکام، بعضی از آنها اهل دعوا بودند و حتی افرادی بودند که در بیرون از کنگره۶۰، آنها را قبول نداشتند؛ اما امروز به جایگاههایی مثل دیدهبانی رسیدهاند. این حرکت عظیمی بود که مهندس حسین دژاکام در کنگره۶۰ انجام داد و دلیلش این بود که ایشان راه درست را پیدا کردند.
یکی پیدا کردن راه؛ آن راهی که مهندس حسین دژاکام پیدا کردند و راه درستی بود، چرا؟ به خاطر اینکه کنگره۶۰ از مجموعهای از ساختارها تشکیل شد و راه را به ما نشان میدهد. من متوجه شدم که باید به کنگره۶۰ بیایم و اعتیاد، سیگاریا اضافهوزن را درمان کنم. مسئلهای که وجود دارد این است که طبق وادی چهارم، مسئولیت اصلی همچنان بر عهده خود من است. من باید در مسیری که برایم پیدا شده، حرکت کنم و ادامه مسیر بدهم، مسئولیت اصلی بر عهده خودم است.
وقتی وارد کنگره۶۰ میشوم و راه برای من پیدا شده، باید شروع کنم و مسیر را ادامه بدهم، گوش به راهنما باشم و آموزشها را بگیرم تا به هدفم برسم. حالا راه پیدا شد؛ اما ادامه وادی میگوید: برداشتت چیست؟در ادامه، وقتی این راه را شروع کردی و داری آن را ادامه میدهی، در انتهای راه برداشت تو از این مسیر چیست؟ آیا وقتی به کنگره۶۰ آمدم و راه درمان را طی میکنم، برداشت من این است که ساختار جسمم و اختلالاتی را که در سیستم شبهافیونی بدنم ایجاد شده، اصلاح کنم، بیایم افکار و اندیشهام را درست و اصلاح کنم، از نظر جهانبینی آموزش بگیرم، پیشرفت کنم و بتوانم مشکلات و مسائلی را که باعث شده به این نقطه برسم، اصلاح کنم. برداشت من این است که در ادامه راه، دیدم را نسبت به مسافرم عوض کنم، نگاهم را نسبت به زندگی تغییر بدهم و اشتباههایی را که در گذشته انجام میدادم، اصلاح کنم یا اینکه برداشت من این باشد که هنوز راه را ادامه نداده و در مسیر قرار نگرفتهام، شروع کنم به قضاوت کردن کنگره۶۰، راهنما،ایجنت،مرزبان یا برداشت من این باشد که تا با یک مشکلی روبهرو شدم، مثلاً مسافرم گریز زد،سریع بگویم کنگره نمیروم.
میخواهم در ادامه صحبتهایم بگویم بعضی مواقع هست که وقتی یک سفر اولی وارد کنگره۶۰ میشود، مسیر درمان برایش خیلی هموار است و میتواند راحتتر مسیرش را ادامه بدهد و یک موقع هم هست که سفر اولی وارد میشود و شروع به حرکت میکند، اما مقداری از مسیر برایش سخت است و حالا در یک سربالایی قرار دارد و مسیر درمان برایش کمی سختتر است، یا مسافرش گریز میزند و یا با مشکلاتی مواجه است، نباید ناامید شود؛ باید از صبر، استقامت و پایداری بهره ببرد و یک سرعت متعادل برای خودش در نظر بگیرد؛ از طرف دیگر، کسی هم که وارد مسیر شده و مسافرش خوب سفر میکند و راه درمان برایش هموار است و در یک مسیر سرازیری قرار دارد، او هم باید سرعت متعادلی را برای خودش در نظر بگیرد،هر دوی این افراد باید از یک سرعت متعادل برخوردار باشند تا بتوانند مسیرشان را بهدرستی ادامه بدهند و به هدفشان برسند.
قرار نیست همه ما یکجور باشیم و همه بتوانیم در یک سطح و با یک سرعت، این مسیر را ادامه بدهیم. شرایط هرکدام از ما متفاوت است و مهم این است که راه درست را پیدا کنیم، در مسیر حرکت کنیم و برداشت درستی از مسیر داشته باشیم.
در پایان، برای همه آرزوی موفقیت میکنم و از مهندس حسین دژاکام بسیار سپاسگزارم که این راه را کشف کردند و آن را در اختیار همه انسانها قرار دادند تا بتوانند از این مسیر استفاده کنند و به درمان و حال خوش برسند.
در ادامه اعلام سفر سی سیدی همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر مریم لژیون پنجم


مرزبانان کشیک: همسفر زینب و مسافر محمد
تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
85