English Version
This Site Is Available In English

از پذیرش تا پرواز

از پذیرش تا پرواز

آنگاه آنچه که آفریده شده (انسان) به‌جا در حرکت باشد، لحظه‌ به‌ لحظه قدم‌هایش را به گلستانی تبدیل می‌کند که با کوچک‌ترین نسیم، فضا پر از رایحه گل از انواع و اقسام می‌گردد. بهشت را تا جان در بدن دارد، می‌بیند و با همه هستی به پرواز درمی‌آید. منتظر نمی‌ماند که کسی پیدا شود و با الفاظ او را دلخوش بدارد. چشم‌هایش در خواب هم می‌بیند و به سیر و سیاحت دیگر پدیدارهای حق الهی می‌شود. وقتی نام دیده‌بان را می‌شنویم، شاید نخستین چیزی که به ذهن ما می‌رسد، جایگاه و مسئولیت باشد؛ اما پشت این عنوان سال‌ها تجربه، آموزش، انتخاب و حرکت است. هفته دیده‌بان فرصتی است برای شنیدن تجربه‌ها، نگاه‌ها و مسیری که یک دیده‌بان را به امروز رسانده است.

به مناسبت هفته دیده‌بان در خدمت دیده‌بان محترم بخش همسفران، خانم آنی کماندار هستیم تا از میان تجربیات و دیدگاه ایشان به مفهوم عمیق‌تری از همسفر بودن پی ببریم. در ادامه شما را به خواندن این مطلب دعوت می‌نماییم. خانم آنی کماندار در جایگاه‌های مختلف در کنگره: از جمله جایگاه راهنمایی، مربی تیراندازی با کمان، دیده‌بان ورزش و چندین دوره ایجنتی در نمایندگی آکادمی و پارک طالقانی را تجربه کرده‌اند. ایشان اکنون در جایگاه دیده‌بانی همسفران در مسیر هدایت و خدمت‌رسانی به انسان‌های جویای رهایی گام برمی‌دارند.

از نگاه شما، مهم‌ترین مسئولیت برای یک دیده‌بان خانواده چیست؟

مسئولیت یک دیده‌بان، دیده‌بانی است و مهم‌ترین وظیفه دیده‌بان همسفران این است که نظارت کند، خوب نگاه کند و به قسمت امور خانواده همسفران توجه کند تا کارها به‌درستی پیش برود.

چرا جایگاه همسفران در کنگره۶۰ مهم و حیاتی است؟

در کنگره همه جایگاه‌ها مهم هستند. بخش‌های مختلف کنگره مانند: بخش خانم‌های مسافر، آقایان مسافر، همسفران آقا و همسفران خانم را در نظر بگیرید. وجود همه آن‌ها اهمیت دارد و همه خدمتگزاران در هر جایگاهی هستند چه اعضائی که شال‌ دارند یا شال ندارند، حضورشان برای سیستم حائز اهمیت است؛ اما این‌که در کنگره بخش همسفران چرا حائز اهمیت است، اهمیتش این است که مسافر و همسفر دو بال پرواز هستند؛ اگر همسفران بخواهند بال پرواز باشند؛ باید خودشان آموزش ببینند. در وهله اول زمانی‌که همسفر وارد کنگره می‌شود، مشکلات و مسائل خود همسفر وجود دارد و از طرف دیگر، درد مسافر و مصرف‌کننده بودن مسافر نیز وجود دارد. در ابتدا وقتی وارد کنگره می‌شوند، سعی کنند که فرا بگیرند، چگونه؟ اول از همه به خودشان کمک کنند، آرام شوند، تعادل پیدا کنند و یاد بگیرند که چگونه می‌توانند به مسافرشان کمک کنند؛ پس اول از همه، همسفر آموزش‌ها را فرا می‌گیرد و در وهله دوم می‌تواند به مسافرش کمک کند. مثالی را آقای مهندس در این باره همیشه عنوان می‌کنند: شخصی که دچار سوختگی شده بود را با بیل خاموش کردند. دکتر بعد از بررسی و معاینه گفت: مشکل فرد ۹۰ درصد کوفتگی و ۱۰ درصد سوختگی است. این مسئله به این موضوع اشاره می‌کند که باید راه و روش کمک کردن را فرا گرفت. همیشه این تعادل باید حفظ شود؛ یعنی اصلاً پایه و اساس حضور همسفران در کنگره این است که به مسافر کمک کند. یک راه این است که شما اول از همه دوربین را روی خودتان بیندازید، ذره‌بین را روی خودتان بیندازید تا خودتان آموزش‌ها را فرا بگیرید؛ ولی این به این مفهوم نیست که فقط برای خودتان بیایید، پیشرفت کنید، آموزش ببینید و بعد مسافر را به امان خدا رها کنید خیر باید جانب تعادل را رعایت کنید؛ ولی اصل قضیه ورود همسفر در مرحله اول برای آموزش گرفتن و کمک به خود و در مرحله بعد کمک به مسافر است.

شما همیشه بر رشد همسفران تأکید دارید. این نقطه شروع برای رشد همسفر به نظرتان کجاست؟

با آموزش‌های کنگره، حرکت همسفر آغاز می‌شود و نقطه اول این است که فرد پذیرش داشته باشد؛ یعنی اگر خارج از کنگره کوهی از اطلاعات و دانش را دارد و دارای جایگاه و منصب است، زمانی‌که به کنگره می‌آید اصطلاحاً باید ظرفش خالی باشد؛ زیرا ظرف انسان اگر پر باشد، دیگر چیزی را فرا نمی‌گیرد؛ باید ظرفش خالی باشد و بخواهد که یاد بگیرد و پذیرش یادگیری را داشته باشد تا بتواند فرا بگیرد. اولین قدم برای این‌که شما بتوانید به یک انسان کمک کنید این است که شخص خواسته‌اش را داشته باشد که بخواهد به او کمک شود وگرنه نمی‌شود به او کمک کرد. یک نفر که در دریا غرق می‌شود تا دستش را بالا نیاورده است، شما نمی‌توانید به او کمک کنید؛ باید بخواهد که به او کمک شود و بخواهد که فرا بگیرد.

اگر بخواهید یک اشتباه رایج در همسفران که باید اصلاح شود را نام ببرید، به نظرتان چه اشتباهی است؟

یک اشتباهی که معمولاً رایج است این است که ما جهان‌بینی و اصول را در کنگره یاد می‌گیریم که در وهله اول بتوانیم مشکلات و مسائل خودمان را حل کنیم نه این‌که جهان‌بینی را یاد بگیریم و آن را یک خط‌کش کنیم که مسافرمان را با آن بررسی کنیم،؛ به عنوان مثال سی‌دی منیت و کبر را گوش کرده‌ام، طبق سی‌دی تو این حرکت را کردی پس منیت داری. آموزش جهان‌بینی و آموزش کنگره برای این است که انسان این دانش را اول روی خود پیاده کند، نه این‌که یک خط‌کش بردارد و بخواهد نواقص شخصیتی دیگران یا ایرادات دیگران را بیابد؛ البته در جایگاه استاد و شاگردی، بایستی مربی اشکال رهجو را پیدا کند و به او کمک کند؛ ولی در حالتی که در خانواده بخواهد از مسافرش ایراد بگیرد، این یک انحراف است؛ بایستی این جهان‌بینی را روی خودش پیدا کند.

در مسیرتان تاکنون شده است که یک تجربه‌‌ برایتان سخت باشد؛ ولی با گذشت زمان متوجه شده باشید که مهم‌ترین درس زندگیتان بوده است؟

بله آموزش‌های راستین و الهی همیشه ناز و نوازش نیست؛ بعضی وقت‌ها ممکن است که اصلاً برای شما خوشایند نباشد؛ یعنی شما می‌خواهید یک درسی را بگیرید، یک اشکالی دارید؛ ولی یادگیری و فهمش برایتان سخت یا سنگین باشد؛ اگر انسان بخواهد اصلاح شود و در راه صراط مستقیم حرکت کند باید فرا بگیرد. یکی از چیزهایی که انسان را آسیب‌پذیر می‌کند، همین حساس بودن است این‌که همه چیز به او بر بخورد. زمانی‌که کم سن بودم، آدم حساسی بودم بودم و مسائل به من برمی‌خورد؛ اگر کسی بالا و پایین حرف می‌زد، ناراحت می‌شدم و به من برمی‌خورد. آقای مهندس خیلی جالب می‌گفتند که چه شده؟ به اسب شاه گفته‌اند یابو، به تو برخورد؟ در دوران نوجوانی‌ خیلی برایم سنگین بود که این چه حرفی است که پدرم به من می‌زند؟ سال‌ها گذشت و در ادامه متوجه شدم که پدر من خیر‌خواه من بوده و آن جمله را استفاده کرده؛ برای این‌که من آدمی باشم که سریع به من برنخورد، قوی باشم، آدمی باشم که آسیب‌پذیر نباشد. می‌خواست به من کمک کند که فرا بگیرم. در صحنه اول ممکن است آن آموزش برای فرد دردناک باشد و نتواند بپذیرد؛ ولی در ادامه اگر واقعاً به استاد یا پدرش اعتماد داشته باشد، دوستش داشته باشد، مطمئناً متوجه است که آن فرد خیر او را می‌خواهد و از او تبعیت می‌کند و در ادامه فرا می‌گیرد.

آینده همسفران کنگره۶۰ را چگونه می‌بینید؟

از آینده که خبر نداریم که چه می‌شود تا زمانی که ما اعضاء خانواده آقای مهندس زنده و در قید حیات هستیم یا در سال‌های بعد، از زمانی که ما هم نباشیم ان‌شاءالله این ساختار این‌قدر نیرومند و توانمند باشد و این توانایی الهی با تدابیر آقای مهندس درست و اصولی پایه‌ریزی شده باشد که سال‌های سال برقرار باشد و انسان‌ها بیایند و از این دانش استفاده کنند، برای این‌که یاد بگیرند، درمان شوند و راه و رسم درست زندگی کردن را بیاموزند. ما هم سعی می‌کنیم از اصول و قوانین الهی پیروی کنیم و ان‌شاءالله خداوند هم توان بدهد که این بستر برقرار باشد و انسان‌ها بیایند و از این بستر استفاده کنند و درمان بشوند.

کلام آخر:

در نهایت آنچه از این گفتگو می‌توان دریافت این است که همسفر بودن تنها در کنار مسافر بودن نیست؛ بلکه سفری برای آموختن، رشد کردن و ساختن خویشتن است. همسفر زمانی می‌تواند در کنار مسافر خود نقش مؤثری داشته باشد که خودش آموزش دیده، آرام و متعادل باشد. شاید بتوان گفت پرواز واقعی از همین نقطه شکل می‌گیرد از جایی که انسان می‌پذیرد باید بیاموزد، تغییر کند و قدم‌به‌قدم مسیر خود را ادامه دهد. امید است این مسیر و این آموزش‌ها همچنان پابرجا بماند و بستر کنگره۶۰ سال‌های سال باقی باشد تا انسان‌های بیشتری بتوانند از این دانش بهره بگیرند، درمان شوند و راه و رسم درست زندگی کردن را بیاموزند و هر انسانی که قدم در این مسیر می‌گذارد، روزی بتواند ثمره آموزش‌ها و تغییرات خود را در زندگی خویش و در یاری رساندن به دیگران به تماشا بنشیند.

مصاحبه‌کننده و طراح سوال: همسفر ستایش رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .