English Version
This Site Is Available In English

حقیقت با زور و عجله کشف نمی‌شود

 حقیقت با زور و عجله کشف نمی‌شود

راهنما‌ تازه‌واردین همسفر مهرناز

 بعد از گذراندن شش وادی مهم به وادی هفتم رسیده‌ایم که به ما می‌گوید رمز و راز حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم.

 به‌نظر من نکته مهم این است که متوجه شویم برای انجام هر کاری نیاز به تفکر و اندیشه و در ادامه، حرکت به سمت آن فکر است، آیا فقط حرکت کردن و رسیدن به مقصد کافی‌ است؟ یا چطور و با چه وضعیتی رسیدن هم همان‌قدری مهم است که شروع کردن یک ایده و کار، مهم است؟ وادی هفتم به ما می‌گوید برای حرکت کردن دو راه مقابل ما وجود دارد ۱ حرکت به سمت ارزش‌ها و صراط‌مستقیم و ۲ حرکت به سمت ضد‌ارزش‌ها و مقصدی نامعلوم. 

 ما هر لحظه در زندگی با این دو راه مواجه هستیم؛ اما کسی در نهایت می‌تواند به سلامت آرامش، آسایش و مقصدی امن برسد که وادی‌های قبلی را اجرایی کرده باشد، آنگاه حقیقت برای ما شیرین و دلچسب خواهد بود؛ اما هستند کسانی که می‌خواهند بدون هیچ تلاش و کوششی با طی کردن کوتاه‌ترین مسیر به مقصد برسند، بله شاید در نهایت مقصدی باشد؛ اما با چه وضعیتی برسند و ممکن است در مقصد چیزی جز تاریکی و مسلخ در انتظار آن‌ها نباشد. 

 ما در این وادی یاد گرفتیم که انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند، خردمند و بی‌خرد. دسته اول برای انجام هر کاری و قبل از حرف‌ زدن ابتدا فکر و بررسی و سپس عمل می‌کنند که در نهایت بهترین نتیجه را از عمل خویش می‌گیرند و می‌دانند که گنج واقعی در درون خود نهفته است مثل مسافرانی که بعد از گذراندن مسیری سخت حقیقت درمان‌اعتیاد را پیدا کرده‌اند که جایی جز جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ و متدDST نیست.

  دسته دوم ابتدا حرف می‌زنند بعد فکر می‌کنند یا برای انجام کار‌های خود، بدون فکر و اندیشه شروع می‌کنند و همیشه به دنبال راه حل یا ایجاد مشکل برای دیگران هستند.

 همه انسان‌ها تلاش می‌کنند برای هدف والای انسانی که همان شکوفا شدن صفات خداوند در انسان است. برای رسیدن به این هدف، تنها راه قرار گرفتن در صراط‌مستقیم است. 

 امیدوارم حالا که ما با کنگره۶۰ و آموزش‌های مهندس حسین دژاکام (بنیان کنگره۶۰) آشنا شدیم بتوانیم بیشترین بهره را ببریم من بابت این لطف خداوند، همیشه شکرگذار قدرت‌مطلق، مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان هستم.

راهنما همسفر فاطمه

 وادی هفتم به من می‌آموزد که برای رسیدن به مقصد، باید راه درست را پیدا کنم در این وادی با مفهوم رمز و راز کشف حقیقت روبه‌رو می‌شوم.

 حقیقت همیشه در مقابل چشم ما قرار دارد؛ اما دیدن آن نیازمند دانایی و تفکر است. گاهی انسان تصور می‌کند حقیقت را می‌داند در حالی‌که فقط برداشت خودش را از حقیقت می‌شناسد. برای کشف حقیقت باید از سطح عبور کرد و به عمق مسائل توجه داشت.

 در ادامه وادی‌ها، یاد گرفته‌ام که تفکر و حرکت، دو اصل اساسی در زندگی هستند؛ اما حرکت بدون شناخت مسیر، می‌تواند انسان را از هدف دور کند ممکن است تلاش زیادی داشته باشم؛ اما اگر مسیر اشتباه باشد، نتیجه‌ای که می‌خواهم به دست نمی‌آید. وادی هفتم به من یادآوری می‌کند که پیدا کردن راه درست، خودش بخشی از حرکت است.

 در کنگره۶۰، من با آموزش‌ها متوجه می‌شوم که برای حل هر مسئله‌ای باید صورت‌مسئله آن را درست ببینم وقتی صورت‌مسئله را اشتباه تشخیص بدهم، طبیعی است که راه‌حل من هم اشتباه باشد؛ بنابراین قبل از هر اقدامی باید ببینم در کجا قرار دارم و به کجا می‌خواهم، برسم.

 یکی از نکات مهم این وادی برای من، تفاوت بین دانستن و فهمیدن است. ممکن است اطلاعات زیادی داشته باشم اما هنوز به دانایی‌موثر نرسیده باشم. دانایی زمانی ارزشمند است که بتوانم آن را در زندگی به عمل تبدیل کنم. اگر بدانم چه کاری درست است؛ ولی آن را انجام ندهم، هنوز در مسیر دانایی قرار نگرفته‌ام.

 من در زندگی بارها به دنبال راه‌های کوتاه بوده‌ام گاهی می‌خواستم سریع‌تر به نتیجه برسم و همین عجله باعث می‌شد مسیر اصلی را نبینم.

  وادی هفتم به من می‌آموزد که هر چیزی راه و روش خودش را دارد برای رسیدن به آرامش، باید مسیر آرامش را پیدا کنم و برای رسیدن به دانایی، باید مسیر آموزش و تجربه را طی کنم.

 در کنگره۶۰ یاد می‌گیرم که هیچ‌کس نمی‌تواند راه را به جای من طی کند، راهنما می‌تواند مسیر را نشان بدهد؛ اما حرکت کردن با خود من است.

 آموزش‌ها زمانی در زندگی من اثرگذار می‌شوند که آن‌ها را تجربه کنم و به اجرا دربیاورم از نگاه من، کشف حقیقت یک اتفاق لحظه‌ای نیست؛ بلکه یک فرآیند است.

 هر چه بیشتر آموزش می‌بینم و تجربه می‌کنم، زاویه دید من نسبت به زندگی تغییر می‌کند چیزی که روزی برای من غیرممکن بود، ممکن است با تغییر نگرش و حرکت درست، قابل انجام شود.

 وادی هفتم به من می‌گوید که برای رسیدن به مقصد، باید هم مقصد و هم راه رسیدن به آن را بشناسم.

 اگر هدف داشته باشم ولی مسیر را نشناسم، ممکن است سرگردان شوم و اگر مسیر را بشناسم ولی حرکت نکنم، باز هم به مقصد نمی‌رسم؛ پس برای من، وادی هفتم یعنی شناختن راه، حرکت کردن در راه و رسیدن به حقیقت، یعنی به جای اینکه همیشه به دنبال جواب آماده باشم، خودم در مسیر کشف حقیقت قرار بگیرم.

 یعنی از تجربه‌های خود درس بگیرم و اشتباهات خود را تبدیل به آموزش کنم در نهایت می‌آموزم که حقیقت با زور و عجله کشف نمی‌شود؛ بلکه با تفکر، آموزش، تجربه و حرکت صحیح، آرام ‌آرام برای انسان آشکار می‌شود.

راهنما تازه‌واردین همسفر حشمت

 رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم. این وادی می‌تواند در پیچیده‌ترین مسائل و هم ساده‌ترین کارهای روزانه مطرح شود.

 در این وادی عقل با تفکر خود بعضی از مجهولات را کشف می‌کند و راه درست را به ما نشان می‌دهد. پیدا کردن راه در زندگی ما بسیار مهم و ممکن است، راهی شما را به آرامش و آسایش و راهی به بدبختی و بیچارگی برساند؛ پس این خود ما هستیم که چه راهی را انتخاب می‌کنیم.

 گاهی‌ اوقات در زندگی بر سر دو راهی قرار می‌گیریم و بدون تفکر کاری را انجام می‌دهیم که باعث بروز بسیاری از مشکلات و مسائل می‌شود به‌طور مثال گاهی یک کلام یا حرف می‌تواند در انسان چنان انرژی ایجاد کند که مسیر زندگی او را تغییر بدهد؛ اما مهم این است که انسان از آن حرف و کلام چه برداشتی و چگونه استفاده کند.

 شاید یک سخن، برای شخصی تاثیر زیاد و برای شخص دیگری هیچ تاثیری نداشته باشه؛ پس آن برداشت و نگاه ما، بسیار مهم است و گاهی اوقات راهی یا راهنمایی در زندگی ما قرار می‌گیرد، این ما هستیم که باید راه درست را انتخاب کنیم؛ اما اگر خود ما حرکت نکنیم به جایی نمی‌رسیم؛ بنابراین باید مسیر را پیدا کنیم، حرکت کنیم و از تجربه‌ها و اتفاق‌ها مسیر درس بگیریم.

  وادی هفتم به من یاد می‌دهد که با تفکر، تعقل و آگاهی راه خود را پیدا کنم و منتظر نمانم که شخص دیگر بیاید که با ورد یا طلسم، مشکل من را حل کند و آموختم که هر چه سریع و بیشتر روی خود کار کنم و قدم‌های درست و بهتر بردارم، مسیر روشن‌تر می‌شود.

 به نظر من کشف حقیقت هم در همین مسیر است؛ یعنی باید حرکت کنیم، تجربه بدست بیاوریم و از اتفاقات و مشکلات زندگی درس بگیریم. شاید همیشه راه آسان جلوی پای ما نباشد؛ ولی اگر با فکر و آگاهی جلو بریم کم کم آن حقیقت را بهتر می‌فهمیم و راه درست را پیدا می‌کنیم.

 یکی از بهترین راه‌ها، راه صراط‌مستقیم است راهی که ما را به مقصد و هدف می‌رساند. بسیاری از بزرگان و پیامبران می‌خواستند این را به انسان‌ها نشان دهند، یعنی همان صلح، آرامش و آسایش.

عکاس: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .