English Version
This Site Is Available In English

من باید بزرگتر شوم

من باید بزرگتر شوم

وقتی به دستور جلسه وادی هفتم فکر می‌کنم اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد دعایی است که همیشه از مادربزرگم می‌شنیدم، دعایی که شاید سال‌ها فقط آن را می‌شنیدم بدون اینکه عمقش را بفهمم؛ «خدایا ما را به راه راست هدایت کن و در این راه ثابت‌قدم نگه‌دار.» آن زمان قسمت اول دعا را می‌فهمیدم، اینکه خداوند ما را به راه درست هدایت کند اما قسمت دوم برایم خیلی روشن نبود. نمی‌فهمیدم چرا بعد از پیدا کردن راه درست باید از خدا بخواهیم که ما را در همان راه ثابت‌قدم نگه دارد؟

امروز فکر می‌کنم این دقیقاً همان چیزی است که وادی هفتم به من یاد می‌دهد، اینکه پیدا کردن راه درست بسیار مهم است اما ماندن در آن راه و برداشت درست از مسیر شاید به همان اندازه اهمیت داشته باشد. ممکن است انسان سال‌ها دنبال راه بگردد؛ اما وقتی راه را پیدا کرد تازه سفر واقعی او شروع می‌شود. من وقتی با افکار به‌‌هم‌‌ریخته‌ وارد کنگره۶۰ شدم، سؤال‌های زیادی داشتم، نگرانی و ترس داشتم و خیلی چیزها را نمی‌دانستم. در واقع من با یک ذهن شلوغ وارد جایی شدم که نمی‌دانستم قرار است چه چیزی به من بدهد. اگر بخواهم خیلی ساده بگویم، انگار افکارم را گذاشتم جلوی کنگره۶۰ و گفتم: «من دیگر نمی‌دانم با این‌ها چه کار کنم، شما راه را به من نشان بدهید» و کنگره فقط یک راه به من نشان نداد، به من یاد داد چگونه در آن راه حرکت کنم.

در وادی هفتم می‌گوییم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم. گاهی فکر می‌کنم شاید خود راه به تنهایی آن‌ قدرها هم کافی نباشد و ممکن است دو نفر در یک مسیر قرار بگیرند؛ اما برداشتشان از آن مسیر کاملاً متفاوت باشد. من امروز به اقیانوس بی‌‌‌انتهای لطف و رحمت خداوند فکر می‌کنم. اقیانوسی که عظمتش پایان ندارد؛ اما مسئله این‌‌ جاست که این اقیانوس نیست که باید کوچک شود تا با من متناسب شود؛ بلکه این من هستم که باید بزرگ‌تر شوم و ظرف وجودی من باید بزرگ‌تر شود.

هر چه‌قدر دانایی، آگاهی، صبر، تحمل و ظرفیت من بیشتر شود، می‌توانم از این اقیانوس بیشتر برداشت کنم. شاید خیلی از چیزهایی که امروز از کنگره۶۰ برداشت می‌کنم همان چیزهایی نباشد که روز اول می‌توانستم برداشت کنم؛ چون ظرف من آن روز کوچک‌تر بود و شاید امروز معنی دعای مادربزرگم را بهتر متوجه می‌شوم که «خدایا ما را به راه راست هدایت کن» یعنی کمکم کن راه را پیدا کنم و «در این راه ثابت قدم نگه دار» یعنی وقتی راه را پیدا کردم، کمکم کن از آن خارج نشوم، ناامید نشوم، عجله نکنم و بتوانم قدم‌به‌قدم حرکت کنم و از این مسیر برداشت کنم.

من فکر می‌کنم ورود من به کنگره پیدا کردن یک راه بود؛ اما ماندن در کنگره، آموزش گرفتن و تلاش برای تغییر، قسمت دیگری از سفر من است. امروز شاید هنوز خیلی چیزها را ندانم و شاید ظرف وجودی‌ام هنوز کوچک باشد؛ اما حداقل می‌دانم که باید آن را بزرگ‌تر کنم و شاید قشنگ‌ترین قسمت این وادی برای من همین باشد. راه را که پیدا کردی، تازه باید یاد بگیری چگونه در آن راه بمانی و چگونه از آن برداشت کنی. امیدوارم همان‌طور که مادربزرگم سال‌ها برای من دعا می‌کرد، خداوند مرا هم به راه درست هدایت کند و مهم‌تر از آن، در این راه ثابت‌قدم نگه دارد تا روزی که وقتی به مسیرم نگاه می‌کنم، ببینم از این اقیانوس بی‌انتها فقط عبور نکرده‌ام؛ بلکه توانسته‌ام چیزی با خودم بردارم و در زندگی‌ام جاری کنم.


نویسنده: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون یازدهم)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر پروانه رهجوی راهنما بهار (لژیون اول)
عکاس: همسفر رویا رهجوی همسفر سعیده (لژیون هشتم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی‌پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .