English Version
This Site Is Available In English

یافتن راه آغاز حقیقت است، اما برداشت درست، انسان را به مقصد می‌رساند.

یافتن راه آغاز حقیقت است، اما برداشت درست، انسان را به مقصد می‌رساند.

دهمین جلسه از دوره چهل و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی حر به استادی راهنمای محترم پهلوان احمد، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه از وادی هفتم و تاثیر آن روی من در تاریخ بیست و یکم شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت هفده آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان احمد هستم، یک مسافر. در ابتدا از خداوند سپاسگزارم و از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کردند تا بتوانیم از آموزش و آگاهی بهره‌مند شویم و در مسیر درست زندگی حرکت کنیم.
موضوعی که ذهن من را درگیر کرده، همان جمله معروف وادی هفتم است:
«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.»


آقای مهندس سال‌ها برای ما از این مفاهیم صحبت کرده‌اند و شاید درک بعضی از این مطالب، زمان زیادی نیاز داشته باشد. انسان ممکن است در مدت کوتاهی چند وادی را بیاموزد، اما رسیدن به عمق آن‌ها و تبدیل آموزش به عمل، گاهی سال‌ها زمان می‌برد.
ما معمولاً می‌گوییم «راز و نیاز»؛ یعنی هر نیازی می‌تواند رازی درون خود داشته باشد. در کنگره آموخته‌ام که بسیاری از این رازها زمانی برای ما آشکار می‌شوند که خواسته‌ای واقعی داشته باشیم و برای رسیدن به آن، حرکت کنیم. هستی می‌تواند شرایط را برای ما فراهم کند، اما نتیجه به عملکرد، اراده و میزان استفاده ما از آموزش‌ها بستگی دارد.
در وادی اول یاد می‌گیریم که تفکر، آغاز حرکت است. در وادی‌های بعدی، کم‌کم با خودمان و مسئولیت‌هایی که نسبت به خویشتن داریم آشنا می‌شویم. در وادی سوم می‌خوانیم که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش توجه ندارد. این «خویشتن» فقط جسم نیست؛ خواسته‌ها، اندیشه‌ها و ساختار درونی انسان را نیز شامل می‌شود.
در سفر دوم، وقتی از قطع مصرف عبور می‌کنیم، تازه مسیر رسیدن به خود آغاز می‌شود. بنابراین درمان تنها رهایی از مواد نیست؛ بلکه شناخت خود و ساختن دوباره زندگی است.
به اعتقاد من، آموزش زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که از مرحله اطلاعات عبور کند و به دانایی مؤثر تبدیل شود. ممکن است مطالب زیادی بدانم، اما اگر در لحظه‌ای که باید تصمیم درست بگیرم نتوانم از آن دانسته‌ها استفاده کنم، هنوز به دانایی مؤثر نرسیده‌ام.
گاهی شرایط زندگی، خواسته‌های نفسانی و اتفاقات اطراف ما، انسان را در برابر خودش قرار می‌دهند. در چنین لحظاتی است که مشخص می‌شود آموزش‌ها چقدر در وجود ما نهادینه شده‌اند. همسفران نیز در این مسیر رنج‌ها و خواسته‌های بسیاری را تحمل کرده‌اند. گاهی بسیاری از آرزوهای خود را کنار گذاشته‌اند و تنها خواسته‌شان این بوده که زندگی دوباره به آرامش و تعادل برسد. بنابراین وقتی به سرزمین بخشش و گذشت وارد می‌شویم، باید بدانیم که بخشش فقط یک کلمه نیست؛ بلکه عبور کردن از گذشته و رها شدن از بارهایی است که سال‌ها بر دوش ما بوده است. گاهی انسان بعد از رهایی تصور می‌کند دیگر همه چیز تمام شده است، در حالی که تازه مرحله دیگری از مسئولیت آغاز می‌شود. ممکن است از اعتیاد رها شده باشم، اما هنوز باید از خشم، کینه، خودخواهی، حسادت و بسیاری از خواسته‌های نامعقول خود عبور کنم.


در یکی از مفاهیمی که برای من بسیار تأمل‌برانگیز است، این پرسش مطرح می‌شود:
آیا یادت هست کجا بودی و چه باری بر دوش داشتی؟
این سؤال می‌تواند انسان را با گذشته خودش روبه‌رو کند. آن بار سنگینی که روزی کمر انسان را می‌شکست، امروز شاید از روی دوش او برداشته شده باشد؛ اما باید دید با این فرصت و جایگاه جدید چه کرده‌ایم.
امروز اگر در کنگره مسئولیتی دارم، اگر خدمتگزار شده‌ام، اگر راهنما یا ایجنت شده‌ام و یا در هر جایگاهی قرار گرفته‌ام، باید از خودم بپرسم: چقدر رشد کرده‌ام و چقدر از آموزش‌ها را به عمل تبدیل کرده‌ام؟
از نگاه من، وادی ششم و فرمان عقل نیز همین مسیر را ادامه می‌دهد؛ یعنی انسان باید ابتدا فرماندهی را از درون خودش آغاز کند. فرمانبرداری واقعی، تنها گوش دادن به یک فرمان بیرونی نیست؛ بلکه شنیدن صدای عقل و دانایی درون و عمل کردن به آن است.
اگر بتوانم در برابر دانایی خودم فرمانبردار باشم، به‌تدریج می‌توانم فرماندهی زندگی خود را به دست بگیرم. آن زمان است که وارد مرحله‌ای می‌شوم که در وادی هفتم، یافتن راه و برداشت از آن معنا پیدا می‌کند.
اکنون که به زمان گلریزان و خدمت نزدیک می‌شویم، شاید فرصت خوبی باشد که هرکدام از ما خودمان را در برابر دانایی خود قرار دهیم و ببینیم از این سفر چه چیزی به دست آورده‌ایم و چه چیزی می‌توانیم به دیگران بازگردانیم.
آقای مهندس به ما فرصت سهیم شدن در این مسیر را داده‌اند. ما باید بدانیم که خدمت و مسئولیت، فقط یک عنوان نیست؛ بلکه فرصتی است برای رشد کردن و تبدیل دانایی به عمل.
در نهایت، برداشت من این است که رمز و راز کشف حقیقت فقط در پیدا کردن راه نیست؛ حقیقت زمانی برای من آشکار می‌شود که در آن راه حرکت کنم، آموزش را به عمل تبدیل کنم و نتیجه حرکت خود را ببینم.
امیدوارم بتوانیم فرمانبرداری از دانایی درون را بیاموزیم، از گذشته عبور کنیم، در مسیر خدمت قرار بگیریم و آنچه را آموخته‌ایم، در زندگی خود و دیگران به اجرا درآوریم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

رهایی مسافر محمد رهجوی راهنمای محترم مسافر احمد از بند اعتیاد

رهایی مسافر اصغر رهجوی راهنمای محترم مسافر رضا از بند اعتیاد

رهایی مسافر مظفر رهجوی راهنمای محترم مسافر مرتضی از بند اعتیاد

رهایی مسافر رضا رهجوی راهنمای محترم مسافر مرتضی از بند اعتیاد

تایپ : مسافرعلی ایرانشاهی 

ویراستاری : مسافر مهدی 

بارگزاری : مسافر بهروز

.عکس : مسافر مهدی

مرزبان کشیک : مسافر مهدی نجفی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...