همسفر ساناز:
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. چه بسیار افرادی که قبل از ورود به کنگره، راههای زیادی را امتحان کردند و بارها برای ترک اعتیاد اقدام کردند؛ با اینکه بهشدت خواستار رهایی از دام اعتیاد بودند اما هر بار بیشتر در تاریکی فرو رفتند و حال و روزشان بدتر از قبل شد و نتوانستند به نتیجه برسند و طعم شیرین رهایی را بچشند اما با ورود به کنگره، راه برایشان نمایان شد و توانستند به درمان قطعی برسند و طعم رهایی را تجربه کنند. این وادی فقط در مورد اعتیاد صدق نمیکند، بلکه در تمام مراحل زندگی انسان وجود دارد و میتواند برای ما یک کلید راه و راهگشا باشد؛ همانطور که در کنگره گفته میشود: «همیشه بهترین راه، کوتاهترین راه نیست» پس اولین گام برای کشف حقیقت، یافتن راه درست است. مسافر یا همسفری که وارد کنگره میشود و راه را پیدا میکند، یک مرحله مهم را پشت سر گذاشته است؛ اما اینکه بتواند در مسیر درست خود بماند، از آموزشهای ناب کنگره بهره بگیرد و آنها را در زندگی خود کاربردی و عملی کند، مسئله دیگری است. من همیشه از خداوند متعال خواستار این بودم که راه درست زندگی کردن را به من و مسافرم نشان دهد و با ورود به کنگره، این راه برای من نمایان شد. انشاءالله بتوانیم محکم و استوار در این مسیر قدم برداریم و از آموزشهایی که دریافت میکنیم، برای ساختن زندگی بهتر استفاده کنیم.
همسفر فاطمه:
به نظر من، یکی از مهمترین نکات این وادی، پیدا کردن راه درست است؛ خیلی وقتها ما در زندگی با مشکلاتی روبهرو هستیم اما مشکل اصلی این است که راهحل درست را پیدا نکردهایم؛ ممکن است تلاش زیادی هم بکنیم ولی وقتی مسیر اشتباه باشد، نتیجهای که میخواهیم به دست نمیآید. کنگره ۶۰ به من یاد داد که برای هر کاری راهی وجود دارد و من باید آن راه را پیدا کنم و در مسیر آن حرکت کنم. وقتی راه را پیدا کردم، باید ببینم از این مسیر چه چیزی به دست میآورم، اگر در مسیر درست حرکت کنم باید در طول زمان تغییرات را در خودم ببینم؛ در افکار، رفتار، گفتار و زندگیام. من نمیتوانم فقط بگویم که راه را پیدا کردهام؛ باید این موضوع را در عمل نشان بدهم. اگر آموزش میگیرم، باید بتوانم آن آموزش را در زندگیام اجرا کنم. اگر میخواهم از تاریکی خارج شوم، باید قدم بردارم و حرکت کنم. به نظر من، وادی هفتم به ما یاد میدهد که برای رسیدن به حقیقت، هم شناخت راه لازم است و هم حرکت در آن راه. هیچکس با نشستن و فقط دانستن به نتیجه نمیرسد؛ باید حرکت کرد و در پایان، برداشت خودمان را از این حرکت ببینیم.
همسفر سیاره:
وادی هفتم موارد مهم و باارزشی را به من یادآوری میکند؛ اینکه حقایق خلقت و زندگی، رازهایی هستند که میتوان آنها را با نگاهی عمیق و دقیق جستوجو کرد. در گذشته، هر آنچه برایم پیش میآمد، آن را درست میپنداشتم و فکر میکردم چون در مسیر زندگی من قرار گرفته است حتماً از طرف خداوند است. بدون تأمل و مشورت حرکت میکردم و اگر نتیجه بهصورت تصادفی خوب میشد، فکر میکردم انتخابم درست بوده است؛ اما اگر نتیجه اشتباه میشد، آن را به حساب شانس و قسمت میگذاشتم ولی امروز میدانم که باید با کسی که این مسیر را جلوتر از من طی کرده و تجربه به دست آورده است، مشورت کنم تا دوباره مسیر اشتباه را تجربه نکنم و به نوعی میانبر بزنم. پس یافتن راه یک موضوع است و برداشت من از آن راه، موضوعی دیگر؛ اینکه چگونه از تجربیات دیگران استفاده کنم و آنها را در زندگی خود به کار ببرم. در کنگره آموختم که برای پیدا کردن راه باید تلاش کنم، تحقیق و مطالعه داشته باشم و منتظر نمانم که دیگران لقمه آماده را به من بدهند. مسائلی مانند هدف خلقت، جهان پس از مرگ و بسیاری از موضوعاتی که برای من گنگ و مبهم هستند، مطمئناً با پیدا کردن راه درست و حرکت در آن، میتوانند برایم روشنتر شوند و به مراحل بالاتری از شناخت و آگاهی برسم.
راهنما همسفر مهری:
با نگاهی گذرا به تاریخ درمییابیم که انسان از دیرباز در جستوجوی حقیقت بوده است و در این راه، سختی و مشقتهای زیادی را متحمل شده است، چهبسا بزرگانی که در جستوجوی معنا و حقیقت، به حواشی کشیده شدهاند و بهطور کلی از مسیر منحرف گشتهاند زیرا تصور کردهاند که راه رسیدن به حقیقت بسیار دشوار است در حالی که در مسیر انتخابی برای رسیدن به موضوع مورد نظر، ابتدا باید راه رسیدن را شناخت و آن را رمزگشایی کرد و سپس از آن بهره برد و پیام آن را دریافت نمود. ما در مراسم عبادی خود همیشه این درخواست را از خداوند بزرگ داریم که ما را به راه راست هدایت فرماید: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ». زیرا معتقدیم نیروی برتری وجود دارد که همواره با القای افکار به ما یاری میرساند بهخصوص اگر راه انتخابی به سمت ارزشها باشد. انتخاب این راه به نگرش هر فرد بستگی دارد و در نهایت، میزان آگاهی و دانایی نیز در این مقوله تأثیرگذار است. تفاوت برداشتها نیز بسته به نوع نگاه هر شخص به سرنوشت و مسیر زندگی و همچنین تلاشی که برای رسیدن به اهداف خود انجام میدهد، مشهود است برای نمونه اگر انسان درباره خالق خود و جسمی که در اختیارش قرار داده شده است به شناختی نسبی برسد و بداند حقیقت خلقت انسان چیست، مسئولیت او در این بُعد از حیات چیست و سرانجامش چگونه خواهد بود، دیگر قوانین الهی را نقض نمیکند، کفر و حسد نمیورزد، دروغ نمیگوید و باعث آزار دیگران نمیشود و... زیرا به این درک و آگاهی میرسد که حقیقت حیات، در آسوده زیستن و حرکت در مسیر ارزشها است.
همسفر مریم:
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم؛ چهبسا افراد زیادی در جامعه برای یافتن راه درست، به بیراهه رفتهاند و چهبسا انسانهایی که قربانی شدهاند فقط به این دلیل که نتوانستهاند راه درست را پیدا کنند اما روش DST و یافتن راه درست درمان و صورتمسئله اعتیاد توسط آقای مهندس، پس از تحقیقات فراوان کشف شد. این حقیقتی بود که سالها برای ما مجهول بود و سرانجام آشکار شد. حال ما باید با پیدا کردن راه و مسیر درست، خود را به حقیقت و صراط مستقیم برسانیم؛ مسیری که مقصد آن همراه با شادی، صلح، آسایش و آرامش است. در وادی هفتم انسانها به دو گروه خردمندان و کمخردان تقسیم شدهاند، انسان خردمند میداند که بهترین گنج، گنج درون خودش است و باید آن را کشف کند. هر انسانی با قرار گرفتن در کنگره و آموزش گرفتن، از وادی اول یعنی تفکر تا وادی هفتم که همان کشف حقیقت، راستی و درستی است میتواند راه صحیح را پیدا کند؛ راهی که در تمام زندگی نقش بسیار مؤثری دارد. با پیدا کردن این راه میتوانیم کلید قفلهایی را که سالها با دست خود برای خودمان به وجود آوردهایم، پیدا کنیم و مشکلات را یکی پس از دیگری حل نماییم تا بتوانیم در صلح و آرامش زندگی کنیم. به امید اینکه همه بتوانیم از زندگی خوبی برخوردار باشیم و از زندگی لذت ببریم.
رابط خبری: راهنما همسفر مهری(لژیون نهم) و همسفر ساناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نرگس راهنمای تازهواردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
76