English Version
This Site Is Available In English

کوتاه‌ترین راه همیشه بهترین راه نیست

کوتاه‌ترین راه همیشه بهترین راه نیست

همسفر آبان؛

وادی هفتم به من می‌گوید قبل از حرکت تفکر کن مسیر درست را انتخاب کن تا بتوانی به حقیقت برسی« کوتاه‌ترین راه، همیشه بهترین راه نیست و برعکس » ممکن است میانبری که می‌زنم مرا به قهقرا ببرد من قبل از مسیر کنگره فکر می‌کردم بهترین راه و مسیر را می‌روم؛ اما تازه متوجه شده‌ام که مانند بی‌خردان بدون هیچ تفکر، تعقل و هدف مشخصی راه خود را ادامه می‌دادم؛ برای همین همیشه در مسیر زندگی به دو راهی‌ها و سردرگمی‌ها می‌رسیدم. من بعد از اینکه در مسیر کنگره قرار گرفتم متوجه شدم که هیچ آگاهی از گنجی که در درون خودم نهفته است نداشتم همیشه دنبال خوشبختی بودم و نمی‌دانستم خودم؛ باید آن را به‌وجود بیاورم؛ برای دلیل مشکلاتم بیرون از خودم دنبال علت می‌گشتم؛ اما متوجه شدم که اول؛ باید راه درست را انتخاب کنم مانند خردمندان اول تفکر کنم بعد سخن بگویم و کاری را انجام دهم در طول زندگی و عمری که از خدا گرفته‌ام صدها بار اشتباه و خطا کرده‌ام تازه متوجه شده‌ام که علت آن عدم شناخت و آگاهی از مسیر و انتخاب نادرست راه بوده است درست مانند؛ مصرف‌کننده‌ای که بارها برای ترک مواد اقدام کرده و هر بار شکست می‌خورد اینکه؛ حتی آگاهی ندارد که ترک مواد چاره کار نیست بلکه؛ باید درمان شود تا از دام‌ مواد رها شود این راهی ندارد جز در مسیر کنگره60 قرار گرفتن.

همسفر فاطمه؛

وادی هفتم و تأثیر آن روی من «رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌‌نمائیم.» تاثیر این وادی روی من به این صورت بود که قبل از ورودم به کنگره60 زمان زیادی را صرف پیدا کردن راه می‌کردم؛ اما چون این زمانی‌که صرف می‌کردم با تفکر نبود و هم‌چنین کم‌خردانه بود؛ هیچ وقت به نتیجه دلخواه نمی‌رسیدم و هر دفعه به بن‌بست می‌رسیدم و دچار ناامیدی می‌شدم. غافل از اینکه من فاطمه؛ باید خردمندانه راه درست را با تفکر، تجربه و آموزش به‌دست می‌آوردم به حال خوب و نتیجه دلخواه می‌رسیدم همان‌گونه که آقای مهندس، راه و مسیر را با تفکر کردن کشف کردند و متدdst را در اختیار افراد معتاد گذاشتند. من در کنگره یاد گرفتم همه ما در زندگی بر سر دو راهی قرار می‌‌گیریم و انتخاب راه بستگی به تفکر و عقل خودمان دارد یاد گرفتم برای رسیدن به خواسته خود؛ باید صبوری پیشه کنم و ثابت قدم باشم این وادی تأثیر زیادی روی من و زندگی‌ من گذاشته اینکه قبل از هر کار و هر سخنی فکر کنم عجولانه تصمیم نگیرم راه درست را تشخیص بدهم تا دچار بی‌راه نشوم در آخر خدای خودم را شکر می‌کنم که در این بُعد از زندگی راه کنگره برایم نمایان شد تا بتوانم خود واقعی و گنج درونی وجودم را با آموزش دیدن پیدا کنم و روی گره‌های درونی‌ خود کار کنم تا به حال خوش برسم.

همسفر مریم؛

وادی هفتم« رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم» من در این وادی یاد گرفتم ابتدا؛ باید راه را پیدا کنم بعد از اینکه مطمئن شدم راه درست را کشف کرده‌ام حرکت کنم تا در ادامه بتوانم به هدف خود برسم حال می‌خواهد هر هدفی باشد زندگی خوبی داشته باشم، استاد خوبی باشم، بنده‌ خوبی؛ برای خداوند باشم و غیره باید راه درست را پیدا کنم خیلی از انسان‌ها راه را پیدا کردند و تا نیمه‌ راه هم آمدند؛ ولی چون راه تا آخرش درست نبود از نیمه راه آن را رها کردند و منصرف شدند ما؛ باید راهی را که ما را به مقصد درست می‌‌برد ادامه دهیم در آن راه قدم برداریم تا در زندگی یک معلم، همسر، فرزند، مادر یا یک بنده‌ خوب برای رب خود باشیم و در صراط مستقیم با اطمینان حرکت کنیم.

نویسندگان: همسفران لژیون هشتم
رابط‌خبری: همسفر حمیرا رهجوی راهنما همسفر خدیجه(لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون هفتم)دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...