English Version
This Site Is Available In English

هر انسانی برای رشد، پیشرفت، تکامل و حتی درمان اعتیاد، نیازمند آموزش است

هر انسانی برای رشد، پیشرفت، تکامل و حتی درمان اعتیاد، نیازمند آموزش است

جلسه دهماز دوره دوازدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر حسن و دبیری موقت مسافر حسین، استادی مسافر راهنما ولی با دستور جلسه « از فرمانبرداری تا فرماندهی» پنجشنبه 19شهریور 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان ولی هستم یک مسافر

خداوند را شکر و سپاسگزارم که بار دیگر به من فرصت داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم از آموزش‌ها و تجربیات شما بزرگواران بهره‌مند شوم. همچنین از ایجنت محترم و تیم مرزبانی که بنده را شایسته این جایگاه دانستند و فرصت خدمت را در اختیارم قرار دادند، صمیمانه تشکر می‌کنم.دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. شاید در نگاه اول این عنوان انسان را به یاد پادگان و محیط‌های نظامی و سلسله‌مراتب فرماندهی بیندازد، اما در کنگره ۶۰ این موضوع نگاهی کاملاً متفاوت دارد و بیشتر به درون و ساختار وجودی انسان مربوط می‌شود؛ موضوعی که شاید در ظاهر دیده نشود، اما اهمیت بسیار زیادی در رشد و تکامل انسان دارد. هر انسانی برای رشد، پیشرفت، تکامل و حتی درمان اعتیاد، نیازمند آموزش است. یکی از مهم‌ترین شرایط آموزش‌پذیری، عبور از دروازه‌های منیت و رسیدن به فرمانبرداری است. فرمانبرداری یعنی انسان بپذیرد که در یک زمینه خاص، دانش و آگاهی کافی ندارد و نیازمند آموزش، راهنما و مربی است. فرمانبرداری یعنی تسلیم بودن در برابر آموزش صحیح، پذیرش مسئولیت و تلاش برای اجرای درست فرامین. انسان زمانی می‌تواند به مرحله فرماندهی برسد که ابتدا فرمانبرداری را به‌درستی تجربه کرده باشد. این مسیر در نهایت می‌تواند انسان را به دانایی و دانایی مؤثر برساند. البته موضوع بسیار مهم این است که فرمانبرداری باید از یک فرمانده شایسته و در مسیر درست باشد. تشخیص اینکه از چه کسی فرمانبرداری کنیم و در چه مسیری قرار بگیریم، مسئله‌ای مهم و سرنوشت‌ساز است. من در گذشته به دلیل ناآگاهی، به جای اینکه فرمانبردار عقل خود باشم و تلاش کنم به فرمان عقل نزدیک شوم، بیشتر فرامین نفس اماره و خواسته‌های نامعقول خود را اجرا می‌کردم. در واقع، خودم فرماندهی را در اختیار گرفته بودم، اما این فرماندهی در جهت خواسته‌های نفس اماره بود. نتیجه آن نیز مشکلات، گرفتاری‌ها و سختی‌های فراوانی بود که هر روز بیشتر می‌شد و حتی علت اصلی بسیاری از آن‌ها را نیز نمی‌دانستم. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که انسان به یک بیداری برسد و متوجه شود مسیر را اشتباه طی کرده است. در آن مرحله باید بپذیرد که نقض فرمان کرده و از مسیر درست فاصله گرفته است. بازگشت به مسیر صحیح نیز کار ساده‌ای نیست و نیازمند پرداخت تاوان، زمان، آموزش، صبر و تمرین است؛ زیرا وقتی انسان سال‌ها تحت تأثیر نیروهای منفی حرکت کرده باشد، به‌تدریج فرماندهی شهر وجودی خود را از دست می‌دهد و دیگر تسلط و مدیریت مناسبی بر افکار، احساسات و عملکرد خود ندارد. فرمانبرداری و رسیدن به فرماندهی نیز نقطه شروع مشخص و یک‌شبه‌ای ندارد. نمی‌توان گفت از فردا فرمانبردار می‌شوم و بلافاصله فرمانده خودم خواهم شد. این مسیر نیازمند بستر مناسب، آموزش، تکرار، تمرین و زمان است. کنگره ۶۰ این بستر را برای انسان فراهم کرده است تا فرد بتواند وارد مسیر آموزش شود، با خود واقعی و شخصیت واقعی خویش آشنا شود، مسئولیت‌های خود را بپذیرد و به‌تدریج اختیار و مدیریت شهر وجودی خود را دوباره به دست آورد. در کنگره به‌خوبی می‌توان مشاهده کرد افرادی که امروز در جایگاه‌های مختلف قرار دارند و خدمت می‌کنند، در گذشته فرمانبردار بوده‌اند. حتی زمانی که فرد به جایگاه فرماندهی می‌رسد، باز هم باید در برابر قوانین، آموزش‌ها و جایگاه‌های بالاتر فرمانبردار باشد. بنابراین فرماندهی به معنای برتری‌طلبی، دستور دادن، سلطه بر دیگران یا ظلم کردن به زیردستان نیست؛ بلکه یک فرصت برای آموزش، رشد، خدمت و کمک به دیگران است. از دید من، فرماندهی و فرمانبرداری قبل از اینکه یک ویژگی بیرونی باشند، صفاتی درونی هستند. انسان ابتدا باید بتواند در درون خودش فرمانده خوبی باشد؛ یعنی بر افکار، اندیشه‌ها و عملکرد خود مدیریت داشته باشد. کسی که نمی‌تواند خودش را کنترل و هدایت کند، نمی‌تواند در بیرون فرمانده یا هدایت‌کننده خوبی باشد. برای انجام هر کاری ابتدا باید در درون خود تصویر و نقشه راه آن را ایجاد کنیم و سپس آن را در بیرون به اجرا درآوریم. یکی از ویژگی‌های مهم یک فرمانبردار و همچنین یک فرمانده شایسته، عملگرایی است. آموزش واقعی فقط با حرف و سخن منتقل نمی‌شود، بلکه باید در رفتار و کردار انسان دیده شود. ما در کنگره نیز بسیاری از آموزش‌ها را از عملکرد راهنمایان خود دریافت می‌کنیم. وقتی می‌بینیم راهنما به‌موقع در شعبه حضور دارد، قوانین و حرمت‌ها را رعایت می‌کند، مسئولیت خود را انجام می‌دهد و در رفتار و کردار الگو است، بدون اینکه نیاز باشد همیشه درباره آن صحبت کند، به ما آموزش می‌دهد.اگر آموزش‌ها فقط در حد صحبت باقی بمانند و در رفتار و عملکرد ما دیده نشوند، تغییر واقعی اتفاق نخواهد افتاد. آموزش‌های کنگره باید در تمام سطوح زندگی ما جاری باشند. این‌گونه نباشد که در محیط کنگره قوانین را رعایت کنیم، دروغ نگوییم، آداب معاشرت را رعایت کنیم و فرمانبردار باشیم، اما به محض اینکه از کنگره خارج شدیم، همان رفتارهای گذشته را ادامه دهیم. یکی از معیارهای مهم برای سنجش میزان آموزش و تغییر در انسان این است که ببینیم آنچه در کنگره آموخته‌ایم، تا چه اندازه در خانواده و اجتماع نیز به اجرا درمی‌آید. اگر آموزش‌ها فقط در محیط کنگره ظاهر شوند، اما در زندگی روزمره اثری از آن‌ها نباشد، باید در میزان آموزش‌پذیری و تغییر خودمان تأمل کنیم. نکته دیگر این است که زندگی و هستی همواره در حرکت و تغییر است و هیچ جایگاهی ثابت نیست. هر انسانی در شرایط مختلف زندگی ممکن است گاهی در جایگاه فرمانده و گاهی در جایگاه فرمانبردار قرار بگیرد. انسان عاقل کسی است که بتواند این دو جایگاه را از یکدیگر تشخیص دهد و اجازه ندهد با هم تداخل پیدا کنند. ممکن است من در بیرون از کنگره استاد دانشگاه، مدیر، کارفرما یا مسئول یک مجموعه باشم و تعدادی نیرو تحت مدیریت من قرار داشته باشند؛ اما زمانی که برای درمان وارد کنگره می‌شوم، باید جایگاه بیرونی خود را پشت در بگذارم و در اینجا یک فرمانبردار باشم. اگر بخواهم جایگاه و فرماندهی بیرونی خود را وارد کنگره کنم و آموزش‌ها را با همان نگاه بپذیرم، نمی‌توانم به نتیجه مطلوب و درمان برسم. هر جایگاه، شرایط و مسئولیت خاص خودش را دارد و باید در زمان مناسب، جایگاه مناسب را تشخیص داد. در نهایت، فرمانبرداری صحیح می‌تواند انسان را به فرماندهی برساند. فرماندهی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که انسان ابتدا بتواند بر خودش مسلط شود، فرمان عقل را اجرا کند و مسئولیت زندگی و اعمال خود را بپذیرد. هدف از رسیدن به فرماندهی این نیست که بر دیگران مسلط شویم، بلکه باید بتوانیم برای خود، خانواده، جامعه و دیگران مفید و مؤثر باشیم. امیدوارم خداوند به همه ما توفیق دهد تا از آموزش‌های کنگره ۶۰ که برگرفته از آموزش‌های الهی است، به‌درستی استفاده کنیم، فرمانبردارانی شایسته باشیم و در ادامه مسیر به فرماندهانی لایق تبدیل شویم؛ فرماندهانی که ابتدا بر شهر وجودی خود مسلط هستند و سپس با رفتار و عملکرد خود، برای دیگران نیز الگو و منشأ خیر و خدمت باشند.

اهدا لوح تقدیر گلریزان لژیون سوم و لژیون پنجم

تایپ و ویرایش: مسافر علیرضا لژیون ششم(با استفاده از هوش مصنوعی)

عکاس: مسافر محمد لژیون هفتم

ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...