ششمین جلسه از دوره هجدهم کارگاههای آموزش خصوصی همسفرانآقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی راهنمای تازه واردین مسافر سعید، نگهبانی همسفر افشین و دبیری همسفر محمد، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» پنجشنبه 19 شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز قسمت شد در خدمت شما عزیزان باشم و آموزش بگیرم. در ابتدا از ایجنت محترم، آقای نگهبان، و همچنین مرزبانان محترم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم، سپاسگزارم.
موضوع جلسه امروز «فرمانبرداری تا فرماندهی» است. به عقیده من، تمامی هستی از روز ازل فرمانبرداربودند، فرمانبردار خداوند ؛ چراکه خداوند خالق هستی است و تمام موجودات به نوعی تابع فرمان او هستند. خداوند هستی را بر مبنای نظم و اصول آفریده و اگر موجودات از این نظم خارج شوند، همهچیز دچار اختلال میشود. در بیشتر موجودات، این فرمانبرداری به صورت جبر است، اما انسان دارای اختیار است. به نظر من، دلیل این اختیار این است که انسان بتواند با آموزش و انتخاب درست، به آن جایگاه متعالی که خداوند برایش در نظر گرفته است برسد.
اگر به زندگی خودمان نگاه کنیم، میبینیم که انسان از همان دوران کودکی، فرمانبرداری و آموزش را تجربه میکند. یک نوزاد برای اینکه بتواند زندگی کردن را یاد بگیرد، باید از پدر و مادر فرمان بگیرد. «بکن و نکنها» و آموزشهای اولیه زندگی، از همان دوران کودکی آغاز میشود. بعد از خانواده، مدرسه و مربیان نیز در این مسیر نقش پیدا میکنند و انسان وارد مراحل نوجوانی و جوانی میشود. حالا اینکه این فرمانها و آموزشها را چگونه درک کنیم و به کار ببریم، بسیار مهم است. اگر فرمان درست باشد و ما هم آن را درست بفهمیم و اجرا کنیم، خواهینخواهی در مسیر درست قرار میگیریم. البته آموزش به این معنا نیست که انسان دیگر هیچوقت دچار لغزش نشود؛ انسان ممکن است لغزش داشته باشد، اما آموزش کمک میکند که این لغزشها او را به سمت تباهی و قهقرا نبرد. فرمان در واقع مجموعهای از قوانین و دستوراتی است که برای نظم، رشد و بهتر شدن یک جامعه، خانواده یا مجموعه وجود دارد. فرمانده نیز کسی است که این فرمان را صادر میکند و مسئولیت هدایت را بر عهده دارد.
اگر بخواهیم این موضوع را در سیستم خودمان، یعنی کنگره ۶۰، بررسی کنیم، وقتی وارد کنگره میشویم، باید هرچه در گذشته بودهایم، پشت در بگذاریم. اینجا به عنوان «رهجو» وارد میشویم؛ یعنی کسی که میخواهد راهی را طی کند و به نقطه مطلوب برسد. فرماندهی در کنگره ۶۰ هم در واقع از طریق مراتب خدمتی شکل میگیرد. انسان ابتدا به عنوان مسافر وارد میشود و با آموزش و فرمانبرداری، رفتهرفته در مسیر خدمت و مسئولیت قرار میگیرد.
من هم زمانی که وارد کنگره شدم، در شرایط خوبی نبودم و نمیدانستم اعتیاد و مواد مخدر مرا به چه روزی انداخته است. اما سعی کردم گوش به فرمان باشم. البته به دلیل سابقه نظامی، با مفهوم فرمانبرداری و گوش به فرمان بودن بیگانه نبودم و میدانستم که در یک سیستم منظم، فرمانبرداری برای رسیدن به هدف ضروری است. در کنگره نیز تلاش کردم آنطور که لازم و شایسته است گوش به فرمان باشم. الحمدلله تا امروز در کنگره ماندهام و توانستهام تا حد توانم خدمتگزار باشم و در هر جایگاهی که قرار گرفتم، آموزش بیشتری بگیرم.
بنابراین، فرمانبرداری فقط اطاعت محض نیست؛ بلکه وسیلهای برای آموزش، رشد و آماده شدن برای پذیرش مسئولیت است. انسان با فرمانبرداری صحیح، آموزش میگیرد و در ادامه میتواند به جایگاهی برسد که خودش فرمانده و راهنما باشد و در هر جامعهای که قرار دارد، فردی مؤثر و مفید باشد.

تایپ و ویراستاری: همسفر سجاد
بارگذاری: همسفر احسان
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
20