بعضی اصطلاحات در فرهنگ فارسی لزوماً به جنسیت خاصی اطلاق نمیشوند؛بهعنوانمثال واژه مردانگی فقط مربوط به مردان نیست. زن و مرد مکمل یکدیگر هستند و ضربالمثلها نیز برای برتری دادن یک جماعت بر جماعت دیگر نیستند؛ بلکه هرکدام معنا و مفهوم خود را دارند؛ درحالیکه هر چیزی جایگاه خاص خودش را دارد.
اگر انسانی زنباره شود، ممکن است بهگونهای باشد که فرد عجوزه را جوان ببیند؛ در واقع این جمله یک تمثیل است و میتواند به مسئله مواد مخدر نیز اشاره داشته باشد. بعضی مسائل در هستی مانند در باغ سبز هستند؛ یعنی در ابتدا بسیار جذاب و دلنشین به نظر میرسند؛ اما وقتی وارد آن مسیر میشویم، ممکن است به باتلاق برسیم.
بهطور کلی زندگی شبیه یک شعبدهبازی است. گاهیاوقات انسان به طرف آتش میرود؛ اما سر از آب و گلستان درمیآورد و بالعکس. برای مثال وقتی انسان به سمت رشوهخواری میرود، در ابتدا ممکن است همهچیز شبیه گلستان به نظر برسد؛ درحالیکه با یک حرکت کوچک و ساده شروع میشود و مقدار زیادی پول به دست میآورد. در ابتدا احساس میکند اتفاق خوبی برایش افتاده است؛ اما در نهایت این مسیر میتواند به مسائل بسیار بد و ناخوشایندی ختم شود.
بهطور کلی بسیاری از مسائل منفی نیز همینگونه هستند. از یک مسئله کوچک شروع میشوند؛ اما ذرهذره گسترش پیدا میکنند و در نهایت به چیز دیگری تبدیل میشوند؛ اما وقتی کسی «عجوزه را جوان میبیند» چه چیزی باعث میشود که این اتفاق بیفتد؟
عجوزه در اینجا یک تمثیل است و میتواند در مسائل مختلفی مانند مسائل مالی، مقام، شخصیت، سیاست و یا هر موضوع دیگری مصداق داشته باشد. همهچیز به دیدگاه ما بستگی دارد اینکه ما چگونه به موضوعات نگاه میکنیم و چگونه آنها را تفسیر میکنیم؟
زحماتی که ما میکشیم؛ باید در نهایت به مرحله تشخیص برسد؛ یعنی بتوانیم بین جوان و عجوزه تفاوت قائل شویم و حقیقت هر مسئله را تشخیص دهیم. مطلبی که در این تشخیص به ما کمک میکند، دانایی ماست. ناگفته نماند که جهانبینی، تفکر و اندیشه ما را به دانایی میرساند.
این مسئله که ما چگونه به مسائل نگاه کنیم و آنها را تفسیر کنیم و با چه تفکر و اندیشهای بتوانیم مسائل را حل کنیم، اهمیت بسیار زیادی دارد. برای تشخیص درست مسائل ما به جهانبینی نیازمندیم؛ زیرا باید بدانیم چگونه مسائل را تفسیر کنیم و با چه تفکر و اندیشهای راه درست را پیدا کنیم. شاید برای رسیدن به حل یک مسئله هزاران راه وجود داشته باشد؛ اما بهترین راه همان صراط مستقیم است.
زندگی را میتوان به قمار نیز تشبیه کرد. در قمار ممکن است بازی کنید و ببرید؛ اما ناگهان در یک دست ببازید و تمام سرمایه خود را از دست بدهید. به قول معروف آنچه هست، نیست میشود و آنچه باقی میماند، میتواند باعث رنجی طولانی و حتی ابدی شود.
وقتی انسان همهچیز را در زندگی از دست میدهد، ممکن است تمام داشتههای گذشته برایش به رنج تبدیل شود؛ حتی کسانی که دارای ثروت هستند، مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و باید بدانند چگونه از ثروت خود استفاده کنند. اصولاً انسان هر چیزی را که دارد؛ باید بیاموزد که چگونه از آن استفاده کند و این داشتهها میتواند عشق، محبت، دوست، فرزند، ثروت و یا هر چیز دیگری باشد. اگر انسان نحوه استفاده درست از داشتههایش را نداند، همان داشته میتواند برای او دردسر و رنج ایجاد کند.
تمام این مسائل به قدرت تشخیص ما بستگی دارد و قدرت تشخیص نیز با دانایی امکانپذیر میشود. دانایی در پرتو آموزشهای جهانبینی به دست میآید؛ یعنی باید روی تفکر و اندیشه خود کار کنیم تا بتوانیم دانستههای خود را به مرحله عمل برسانیم.
همانگونه که در وادی پنجم میگوید: «تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماییم.» بنابراین تنها فکر کردن و اندیشیدن کافی نیست؛ باید حرکت و تجربه کنیم و دانایی خود را به عمل تبدیل کنیم تا بتوانیم مسیر درست را تشخیص دهیم و در نهایت زندگی همراه با آرامش و آسایش داشته باشیم.
منبع: فایل صوتی «عجوزه» از مهندس حسین دژاکام
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه (لژیون مرزبانی)
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر سمیه (لژیون مرزبانی)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
68