تفکر یعنی ما قبل از هر کاری باید فکر کنیم و این را بدانیم که اگر بدون تفکر کاری را انجام دهیم، قطعاً به نتیجه خوب و مطلوبی نمیرسیم. به عنوان مثال من میخواهم بروم شمال، قبل از اینکه راه بیوفتم باید مسیر را انتخاب کنم و هواشناسی را چک کنم، بعد حرکت کنم. اگر بدون تفکر حرکت کنم و از جاده هراز بروم، وسط مسیر ناگهان ببینم که جاده مسدود است و مجبور به برگشت شوم، این نتیجه تفکر نکردن است که باعث میشود من زمان را از دست بدهم و متضرر شوم. تفکر نکردن مثل این است که مسافران ما بدون فکر کردن به عاقبت کار، خودسرانه پیش رفتند و دچار اشتباه شدند و خودشان و اطرافیان را در دردسر انداختند؛ ولی بعد تفکر، متوجه شدند راهی که انتخاب کردند اشتباه بوده؛ سپس به کنگره۶۰ آمدند تا خودشان را پیدا کنند. ما باید قبل از انجام هر کاری اول خوب تفکر کنیم، سپس آن کار را انجام دهیم.
در روزی از روزها، فردی ماشین خود را مقابل در یک خانه پارک میکند. وقتی صاحب خانه از در بیرون میآید، با این صحنه مواجه میشود و با عصبانیت شروع به داد و بیداد میکند. وقتی صاحب ماشین برمیگردد، کار آن دو به بحث و دعوا کشیده میشود. صاحب ماشین از کوره در میرود و بدون اینکه به عاقبت کارش فکر کند، صاحب خانه را میکشد. این فرد اگر تفکر میکرد، هرگز این اتفاق نمیافتاد؛ پس باید برای انجام هر کاری، تحت هر شرایطی، اول تفکر کنیم. این داستان را از روی واقعیت تعریف کردم. ما باید امید داشته باشیم. ما به هر چیزی فکر کنیم، همان اتفاق میافتد. اگر بگوییم که وای سرم درد میکند، واقعاً سردرد میگیریم. اگر بگوییم که امروز روز خوبی است، واقعاً حالمان خوب میشود.فقط باید ایمان داشته باشیم و برای هر کاری تفکر کنیم. وقتی برای ما اتفاقی میافتد باید تفکر کنیم تا بهترین راهحل را برایش پیدا کنیم.
منبع: سیدی وادی اول
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر غزاله رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
21