English Version
This Site Is Available In English

تغییر، از تفکر آغاز می‌شود

تغییر، از تفکر آغاز می‌شود

دومین جلسه از دور اول کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی‌های کارون، دانیال و ایذه با استادی دیده‌بان محترم آقای رضا ترابخانی و نگهبانی مسافر اکبر و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «جشن هفته دیده بان» چهارشنبه ۱۸شهریورماه۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر.

خوشحالم که امروز در خدمت دوستان هستم، امیدوارم جلسات پرباری را در اینجا به وجود بیاورید و خانواده‌های زیادی بتوانند همان خدمتی را که دیگران برایشان انجام داده‌اند، به خانواده‌های دیگر ارائه کنند و آنها هم بتوانند به شناخت و درک درستی از موجودیت انسان برسند.

در کنگره ۶۰ چه اتفاقاتی افتاده است؟ چه آموزش‌هایی داریم و قرار است به چه چیزی برسیم؟ قرار است در کنار یکدیگر مسئول رشد و ارتقای همدیگر، دانش همدیگر و حال خوب همدیگر باشیم. البته همه این‌ها به دست نمی‌آید، مگر اینکه یک سری آموزش‌ها و یک سری تفکرات در انسان تغییر کند. در نتیجه این تغییرات و تغییر نگرش‌ها، حال خوبی که در اصل از خدمت کردن، مفید بودن و درست زندگی کردن نصیب انسان می‌شود، به وجود می‌آید.

این هفته، هفته دیده‌بان است و ما در خدمت شما هستیم. بعضی از دستورجلسه‌های ما هر سال تکرار می‌شوند، اما در طول یک سال، نگاه و نگرش ما نسبت به آنها باید تغییر کند. یعنی باید ببینیم من چه تغییری کرده‌ام؟ سال گذشته با چه نگرشی به این موضوع نگاه می‌کردم و امسال با چه نگرشی به آن نگاه می‌کنم؟

این تکرارها برای این است که تازه‌واردان و اعضای جدید ببینند کنگره چگونه اداره می‌شود، از کجا آمده و به کجا رسیده است. چه کسانی پشت این دانش، اندیشه و این حجم از خدمت هستند که امروز بعد از بیش از بیست سال زحمت، می‌بینیم مسافران و همسفران در کنار هم نشسته‌اند، با آرامش خدمت می‌کنند و آموزش می‌بینند.

باید بدانیم چه پشتوانه معنوی و چه پشتوانه مادی‌ای پشت این سیستم وجود دارد. مرزبان‌هایی که می‌آیند و خدمت می‌کنند، هفته مرزبان را داریم تا بنشینیم و ببینیم آنها چه خدمتی برای ما انجام داده‌اند. همسفرانی که در کنار ما هستند، باید بدانند برای ما چه کارهایی انجام داده‌اند و ما چه مسئولیتی در قبال آنها داریم.

هفته راهنما را داریم تا بدانیم کسانی که به ما خدمت می‌کنند، وظیفه‌شان این نیست که فقط یک جا بایستند و به ما آموزش بدهند؛ ما باید یاد بگیریم که خودمان این صحبت‌ها و آموزش‌ها را در زندگی‌مان به کار ببریم.

فکر نکنید وقتی شال راهنمایی را می‌اندازیم و به عنوان راهنما انتخاب می‌شویم، از آن لحظه به بعد باید دائماً به مردم بگوییم کدام راه درست است و کدام راه غلط. اصلاً ما در جایگاهی نیستیم که بخواهیم قضاوت کنیم دیگران چگونه و چه کاری را انجام بدهند.

ما یک آموزش دیده‌ایم، یک پروتکل به ما داده‌اند و وظیفه ما اجرای آن است. مهم‌ترین چیزی که در اینجا در اختیار ما قرار گرفته، کسانی هستند که با ما در ارتباط‌اند؛ کسانی که به ما یاد می‌دهند و آموزش می‌دهند که کجای تفکرات ما درست است و کجای تفکرات ما غلط است.

بنابراین من، به عنوان یک درمانگر، به عنوان یک دیده‌بان یا به عنوان یک مرزبان، در هیچ جایگاهی نیستم که بخواهم به مردم بگویم چه کاری انجام بدهند. بزرگ‌ترین دستاورد این جایگاه، تجربه‌ای است که به دست آورده‌ام و اساس شالی که دور گردن من قرار گرفته، به چه مراتبی رسیده‌ام و در چه جایگاهی قرار گرفته‌ام.

این مسیر تفکری است که از من یک راهنما می‌سازد، از من یک دیده‌بان می‌سازد و از من یک مرزبان می‌سازد. تعالی و تغییراتی که در درون من اتفاق می‌افتد، همان چیزی است که آقای مهندس در قوانین کنگره داشته‌اند؛ اینکه کنگره درد و حقیقت درمان را می‌گوید و کنگره به راه خودش قدم‌به‌قدم جلو می‌رود.

در درمان باید اتفاقاتی در درون من بیفتد که در بیرون، به جایی برسم که بدانم آیا می‌توانم خدمت کنم؟ آیا می‌توانم آموزش بدهم؟ آیا می‌توانم در این آموزشی که دیده‌ام، در این مرحله‌ای که قرار گرفته‌ام، به عنوان دیده‌بان آموزش بدهم؟ آیا می‌توانم به عنوان مرزبان، خدمت درست و شایسته‌ای به مردم ارائه بدهم؟

باید یاد بگیریم که درست و با احترام و ادب با مردم صحبت کنیم. باید خودمان این رفتار را یاد بگیریم تا مردم نیز آن را از ما یاد بگیرند.

اگر می‌خواهیم یک مسیر تفکری سالم و درست داشته باشیم و اگر می‌خواهیم از جایگاه قضاوت کردن مردم خارج بشویم، اول باید درمان درون من تغییر کند؛ اول باید دیدگاه و نگرش من تغییر کند.

همان‌طور که در وادی اول داریم: «با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر، آنچه هست به زوال می‌رود.»

این جمله را اگر بیرون از اینجا بخواهید درباره‌اش صحبت کنید، شاید خیلی‌ها توجه زیادی به آن نداشته باشند که چه کلمه‌ای، چه جمله‌ای و چه مفهومی است؛ اما وقتی در کنگره درباره تفکر صحبت می‌کنیم، ساعت‌ها بچه‌ها فکر می‌کنند و ساعت‌ها درباره آن اندیشه می‌کنند.

وقتی درباره ساختار صحبت می‌کنیم، می‌پرسیم ساختار چیست؟ چه ساختاری باید ایجاد کنیم؟ در درون ما چه اتفاقی باید بیفتد که به آن جایگاه درست برسیم؟ درباره این مسائل در کنگره صحبت می‌شود تا کسانی که تازه وارد کنگره می‌شوند، راهنمایان، مرزبانان و دیده‌بانان و کسانی را که این مراتب را طی کرده‌اند، بشناسند.

کسانی که این دوره‌ها را گذرانده‌اند، خودشان این آموزش‌ها را دیده‌اند و به این جایگاه رسیده‌اند و اکنون در حال خدمت هستند.

منِ تازه‌وارد، وقتی وارد کنگره شدم، شاید فکر می‌کردم این سیستم و این شرایط برای این به وجود آمده که من جذب بشوم، یا مثلاً از یک سری موضوعات باخبر شوم. هر کسی به نوعی برای خودش فکر می‌کرد.

اما کسانی که این مسیر را پشت سر گذاشته‌اند، چه؟ آنها هر روز یک آموزش می‌خوانند، هر هفته یک دستورجلسه دارند و ممکن است شما یک موضوع را یک بار یا دو بار بخوانید و فکر کنید کافی است، اما می‌بینید که چندین سال است این موضوعات تکرار می‌شوند.

این تکرارها چه هدف نهایی‌ای دارند؟ هدف این است که ما را به تفکر وادار کنند، اندیشه و نگرش تازه‌ای در ما به وجود بیاورند.

ما وقتی وارد کنگره می‌شویم، اولین چیزی که به ما می‌گویند این است که تازه‌وارد کسی است که تا سه جلسه مهمان است. بعد از آن، برگشت خودش است؛ خودش باید بیاید، خودش باید اندیشه کند، خودش باید ادامه مسیر را برود و خودش باید مسیر را طی کند.

اگر من تا امروز به شکل دیگری زندگی کرده‌ام، اگر دیسیپلین خاصی در زندگی نداشته‌ام، اگر از ابتدا تا انتهای زندگی با نگاه دیگری به مسائل نگاه می‌کردم، باید دنبال چرایی آن بگردم.

اگر وارد کنگره شده‌ام، چرا حالم خوب است؟ چرا شرایط من تغییر کرده است؟ چرا باید این اتفاقات برای من بیفتد؟

ما «چرا»ی کسی را به او تحمیل نمی‌کنیم. هر کس باید «چرای» خودش را پیدا کند. برای هر کس یک چرایی در درون خودش وجود دارد.

این‌ها با تفکر به وجود می‌آیند. نقطه تفکر این است که هر راهنمایی باید در وجود شاگرد خودش به وجود بیاورد تا خودش به آن اندیشه برسد و جواب سؤال خودش را پیدا کند.

در کنگره که می‌آییم، دوستان عزیزی که تازه وارد هستند باید بدانند دیده‌بان‌هایی که در کنگره وجود دارند، هرکدام جایگاه خودشان را دارند. در این خط‌مشی‌هایی که کنگره درباره آنها صحبت می‌کند، کلیه امور کنگره بر اساس آنها انجام می‌شود و برنامه‌ریزی‌ها نیز بر اساس همان قوانین و اصول صورت می‌گیرد.

وظیفه ما این است که همه این جایگاه‌ها را در درون خودمان ببینیم؛ جایگاه مرزبانی، جایگاه دیده‌بانی، جایگاه راهنمایی و هر جایگاهی که وجود دارد.

هر کس باید این جایگاه‌ها را در درون خودش داشته باشد. ما باید مرزبان خودمان باشیم، ما باید راهنمای خودمان باشیم، چون هیچ‌کس نمی‌تواند دیگری را به جای خودش تغییر بدهد.

ما باید دیده‌بان خودمان باشیم و به یکدیگر کمک کنیم؛ از یکدیگر توقع بی‌جا نداشته باشیم. اگر جایی یک ایراد می‌بینیم، باید یاد بگیریم که نقاط مثبت را هم ببینیم.

اما این فضا، این مقام و این زیبایی که امروز در اختیار من قرار گرفته، به همین راحتی به وجود نیامده است. دیگران پشتوانه‌ای داشته‌اند که آنها را به اینجا رسانده است. این پشتوانه چه اندیشه‌ای بوده که آنها را به این جایگاه رسانده است؟

یک کمک‌راهنما ممکن است سال‌ها زحمت کشیده باشد و بعد از سال‌ها به این سطح از ارتقا رسیده باشد. ما در زندگی شخصی خودمان شاید هیچ‌وقت این‌قدر رشد و ارتقا را تجربه نکنیم، اما وقتی در کنگره این مسیر را طی می‌کنیم، می‌گوییم زندگی ما متحول شد، حالمان خوب شد، حس‌مان خوب شد.

چه اتفاقی افتاده است که ما می‌توانیم یک «تأثیر» را با خودمان داشته باشیم؟ این‌ها را باید بدانیم. تازه‌واردان باید متوجه شوند و درک کنند که کنگره خدمتگزارهای خودش را پرورش می‌دهد.

کنگره قرار نیست از بیرون، تحصیل‌کرده‌ها و دکترهایی را بیاورد که درباره انسان و سیستم ایکس و مسائل دیگر برای ما صحبت کنند؛ بلکه این دانش از درون خود کنگره و از دل همین آموزش‌ها شکل گرفته است.

این عشق و شعوری است که در کنگره به وجود آمده و وقتی روشن می‌شود، توسط افراد به دیگران منتقل می‌شود؛ برای افراد و مکان‌های دیگر، تا آنها نیز به این توانایی برسند و آن را در جمع خودشان انتقال دهند.

امیدوارم بتوانیم در کنار همدیگر برای همدیگر حال خوب به وجود بیاوریم و باعث حال خوب و دلخوشی یکدیگر باشیم.

وقتی همدیگر را می‌بینیم، خوشحال شویم. بیرون از اینجا شاید خیلی خبرها نباشد، اما من فکر می‌کنم تنها جاهایی که باعث می‌شود دل ما برای همدیگر بتپد، همین‌جاست.

پس برای ارزش‌هایی که در کنار هم داریم، باید برای همدیگر احترام قائل باشیم. بزرگ‌ترین درسی که اینجا یاد می‌گیریم، ادب و احترام است.

ادب و احترام را انجام بدهیم و یاد بدهیم. به حرف بزرگ‌ترها گوش بدهیم، به حرف راهنماها گوش بدهیم، به حرف مرزبان‌ها گوش بدهیم و حتی اگر برخلاف میل ما بود، بایستیم و گوش کنیم؛ چون در اینجا فرماندهی و فرمانبرداری را درست یاد می‌گیریم.

کنگره به ما یاد می‌دهد که اگر می‌خواهیم درست زندگی کنیم و اگر می‌خواهیم مسیر زندگی‌مان را تغییر بدهیم، باید نگرش و تفکرمان را تغییر بدهیم.

اگر می‌خواهیم دروغ نگوییم، همه می‌دانیم که دروغ بد است و راست خوب است؛ اما وقتی پای منافع ما به میان می‌آید، اولین کاری که می‌کنیم ممکن است دروغ گفتن باشد، چون نزدیک‌ترین مسیر را انتخاب می‌کنیم.

ما این‌ها را در کنگره یاد می‌گیریم تا بتوانیم با خودمان ارتباط برقرار کنیم و ابتدا همان ادب و احترام را برای خودمان قائل شویم.

امیدوارم بتوانیم در کنار همدیگر دانش‌آموزهای خوبی باشیم، شاگردهای خوبی باشیم و برای تفکرات سالم، در جهت خدمت به خودمان تلاش کنیم.

این مهربانی و این همدلی ارزشمند است. این موضوع را باید در رفتارمان ببینیم و احساس کنیم.

احساس امنیت همسفر باید در فضایی که قرار می‌گیرد، با ادب و احترامی که مسافران به او می‌گذارند، به وجود بیاید تا بتواند با آرامش حضور داشته باشد.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، بسیار ممنونم و تشکر می‌کنم.

 در ادامه و پس از مشارکت و عرض تبریک اکثریت اعضاء نمایندگی های کارون، دانیال و ایذه از مهندس دژآکام و همه‌ی دیده‌بانان خصوصاً دیده‌بان عزیز آقا رضا ترابخانی، به صورت لژیونی از ایشان تقدیر به عمل آمد، نظر شما را به گزیده ای تصاویر برگزاری جشن هفته‌ی دیده‌بان جلب میکنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همچنین در خلال برگزاری جلسه، مراسم بستن پیمان و اهدای شال دوره دوم مرزبانی نمایندگی کارون نیز برگزار شد تصاویری از انجام این عمل عظیم را تقدیم نگاهتان میکنیم.

سایت نمایندگی کارون

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .