بنا به فرموده دکتر امین دژاکام فرماندهی یک هدف است؛ درواقع یک مسیر را مشخص میکند که از کجابهکجا حرکت کنیم. به عقیده من مفهوم فرماندهی این است که به یکسری از نیروهای درونی و بیرونی مسلط شویم و این توانایی را داشته باشیم تا کاری را که میخواهیم، انجام داده و به سرانجام برسانیم.
اگر جسم خودم را به یک شهر تشبیه کنم، این شهر به یک فرمانده قوی که در صراط مستقیم باشد نیاز دارد و فرمانبردارهای این شهر صور آشکار و صور پنهان من هستند؛ البته این فرمانده کسی نیست جز مدیریت صحیح این صور
متاسفانه فرمانده شهر من قبل از ورود به کنگره۶۰ وظیفهاش را درست انجام نمیداد؛ بنابراین اکثر نقاط شهر در اختیار نیروهای نفس اماره بود، صور آشکار و صور پنهان من فرمانبردار بودند؛ ولی فرمانبرداری آنها از دستوراتی بود که فرمانده اشتباه صادر میکرد؛ اما خدا را شکر این فرمانده نالایق باعث نابودی کل این شهر نشد.
حالا پس از ورود به کنگره کمکم با کسب آموزشها و جهانبینی ذرهذره تعریف دانایی را درک کردم و این موضوع را فهمیدام که تا وقتی فرمانبردار نباشم فرمانده که هیچ از پس کوچکترین مشکلات خودم هم برنمیآیم.
من با آموزشهای کنگره خصوصاً پس از مطالعه وادی دوم فهمیدم که فرمانروای دنیایی بزرگ و عظیم هستم؛ باید بسیار بکوشم تا شایسته این فرماندهی باشم؛ اما اگر بخواهیم بر این نیروی منفی غلبه و یک زندگی معمولی را تجربه کنیم؛ باید فرمانبردار خوبی باشیم.
شرط مهم فرمانبرداری این است که اشکالاتمان را بپذیریم و نیازمند اطاعت از یک نیروی مثبت هستیم تا از مرحله نفس اماره خارج شویم. فرمانبرداری کار راحتی نیست؛ اما پاداش شیرینی دارد که آرامش است.
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر رحیمه (لژیون مرزبانی)
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر سمیه (لژیون مرزبانی)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
105