English Version
This Site Is Available In English

الفبای فرماندهی همان فرمانبرداری است

الفبای فرماندهی همان فرمانبرداری است

جلسه دوازدهم از دوره پانزدهم کار‌گاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اسلامشهر به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر نسیم و دبیری همسفر منصوره با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سه‌شنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز از «فرمانبر‌داری تا فرماندهی است» یعنی در واقع مشخص می‌کند که از کجا به کجا و باید چه کاری را انجام دهیم. یک قانون کلی است که اگر انسان بخواهد در هر معقوله‌ای صاحب‌نظر باشد و بتواند کاری را انجام دهد و در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، شرط لازم این است که باید فرمانبرداری را به اجرا در آورد. در ذهن ما فرمانده کسی است که لباس نظامی پوشیده و به تعداد زیادی سرباز دستور می‌دهد؛ ولی‌ فرماندهی یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد در صور پنهان وقتی من این لیوان را برمی‌دارم؛ یعنی به‌ دست خود دستور داده‌ام و از من تبعیت کرده است؛ پس من توانستم فرماندهی را به اجرا درآورم.

حالا زمان آزمون می‌شود کتاب و جزوه می‌خوانیم؛ ولی زمانی‌که سر آزمون می‌رویم همه چیز از ذهن ما خارج می‌شود؛ برای اینکه حافظه و ذهن از دست ما خارج شده و به حرف ما گوش نمی‌دهد حالا یک فرد سالم شاید این قضیه را این‌طور برداشت نکند به‌موقع بلند می‌شود کارهایی را که می‌خواهد انجام دهد را به‌موقع انجام می‌دهد؛ ولی فرد مصرف‌کننده می‌خواهد این کارها را انجام دهد، نمی‌تواند و شرط لازم چیست که بتواند انجام دهد‌‌؟ اینکه مواد استفاده کند یا‌ اینکه‌ مواد بیشتری را استفاده کند؛ مثلا اگر تریاک استفاده می‌کند می‌رود شیره استفاده می‌کند یا اگر شیره استفاده می‌کند؛ می‌رود هیروئین استفاده می‌کند یا حتی شیشه استفاده می‌کند و یا چند مواد را با هم استفاده می‌‌کند؛ اگر خوب دقت کنید که برای چه یک مصرف‌کننده این کار را انجام می‌دهد؟

چون این فرماندهی‌ که‌ از دستش خارج شده را به‌دست آورد. حالا یک فرد مصرف‌کننده که در نفس اماره قرار دارد چه‌طور می‌تواند یک فرمانده خوبی شود؛ چون او مثل یک فرد اسیر است که‌ او را به اسارت گرفته‌اند شرط لازم برای اینکه از این اسارت خارج شود؛ باید حتما خوبی بیاید و بدی برود، یعنی چه؟ یعنی مواد شبه‌افیونی بدن او مانند اندروفین، سروتونین، دینورفین باید ترشح شود تا آن مواد بیرونی ذره‌ذره کم شود؛ اگر این مواد ترشح نشود اصلاً نمی‌تواند یک ذره هم مواد را کم کند. من اگر بخواهم آن نیروهایی که از دستم خارج شده‌اند را دوباره به کنترل خود درآورم؛ باید حتما فرمانبرداری کنم و راه دیگری هم ندارد. فرماندهی یعنی‌ چه؟

یعنی این‌که‌ انسان بتواند به یکسری نیروها، حالا چه نیروهای‌ درون باشد یا نیروهای بیرون احاطه پیدا کند کاری را که می‌خواهد انجام دهد را بتواند انجام دهد؛ یعنی در این زمینه به فرماندهی رسیده است. کسی می‌‌تواند فرمانده خوبی باشد که کاری را که‌ از دیگران می‌خواهد که انجام دهد خودش قبلاً انجام داده باشد یا بتواند انجام دهد و کسی می‌تواند به این توانایی دست پیدا کند که به دانایی‌موثر رسیده باشد. دانایی‌موثر سه ضلع دارد  «تفکر، تجربه و آموزش» که با هم برابر می‌باشند. یک ضلع آن آموزش است؛ یعنی من یک راهنما یا استاد را انتخاب می‌کنم و این راهنما هر چه بلد است به رهجو انتقال دهد و رهجو هم باید اطاعت کند.

حالا یک فرد را در نظر می‌گیریم که وارد کنگره می‌شود و راهنما یک حرفی می‌زند و او برانگیخته می‌شود و ایشان حرف را نمی‌تواند قبول کند و یا شاید از راهنمای‌ خود نفرت پیدا کند علت این است که نفس اماره کنترل خود را به‌دست گرفته و نمی‌خواهد یک نیروی دیگری بیاید و او از آن اطاعت کند.کسی می‌تواند فرمانبردار باشد که در مورد راهنمای خود قضاوت نکند که چی بلد است یا نیست و نظر ندهد و یا اینکه کدام حرف او منطقی و کدام  منطقی نیست؛ پس الفبای فرماندهی همان فرمانبرداری است؛ وقتی که من در کنگره قوانین کنگره را اجرا کنم می‌توانم فرمانبرداری را هم اجرا کنم  و به فرمانده خوبی هم تبدیل شوم؛ پس فرمانبرداری در زندگی باعث رشد و پیشرفت من می‌شود.

مرزبانان کشیک: همسفر ندا مسافر حبیب
عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر خدیجه ( لژیون هفتم)
تایپیست: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا
همسفران نمایند‌گی اسلامشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...