جلسهی هفتم از دورهی سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژهی همسفران شعبهی رودکی به استادی راهنما همسفر نگین، نگهبانی همسفر اعظم و دبیری همسفر الناز با دستور جلسهی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز سهشنبه هفدهم شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد
از نگهبان گرامی، مرزبانان عزیز و دبیر عزیز تشکر میکنم که به من اجازهی خدمت دادند. از راهنمای سفر اولم خانم نجمه تشکر میکنم که هرچه دارم از ایشان دارم و با برنامهای که به من دادند؛ توانستم امروز در این جایگاه باشم و از راهنمای سفر دومم خانم افسانه بهخاطر زحمتهایی که برای من کشیدند تشکر میکنم، انشالله هر جا هستند حالشان خوب باشد.
دستور جلسهای که ما امروز داریم موضوعی است که در ادامهی دستور جلسهی قبلی «دانایی و دانایی مؤثر» بود و امروز به از فرمانبرداری تا فرماندهی میپردازیم و این مسیر یک مسیری است که برای یک رهجو خیلی حیاتی و تعیینکنندهی مسیرشان است؛ چون ما قبل از کنگره خیلی چیزها را بلد بودیم، خیلی اطلاعات نسبت به موضوعات مختلف داشتیم؛ اما چیزی که برای همهی ما اتفاق افتاد این بود که ناتوان بودیم و در مورد مسائلی که خیلی اطلاعات داشتیم، نمیتوانستیم آنها را کاربردی کنیم و در زندگیمان هیچی تغییری رخ نمیداد و این بهخاطر چه چیزی بود؟ بهخاطر این بود که ما در مورد آن موضوع به دانایی نرسیده بودیم و میدانستیم فلان کار اشتباه است؛ ولی انجام میدادیم، میدانستیم این کار، کار درستی است؛ ولی نمیتوانستیم انجامش بدهیم، ما میدانیم که نوشابه ضرر دارد؛ ولی نوشابه را میخوریم چقدر هم خوشمزه است یا میدانیم قلیان یا سیگار ضرر دارد؛ اما وقتی در شرایطی در جمع قرار میگیریم به هر بهانهای مصرف میکنیم و میدانیم که مواد چه بلایی سر زندگی مردم میآورد، میدانیم چه بلایی سر جسم فردی که مواد مصرف میکند میآورد؛ اما نمیتواند آن را کنار بگذارد چرا؟ چون اگر نسبت به خیلی موضوعات اطلاعات هم داشته باشیم کافی نیست؛ ما باید بتوانیم از آن اطلاعات استفاده کنیم و معنای دانایی همین است که بتوانیم از آن استفاده ببریم. دانایی به تنهایی کافی نیست؛ چگونه ما این دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم و اینکه بتوانیم از آن استفاده کنیم مهم است.وقتی یک رهجو در مسیر درمان قرار میگیرد؛ اول به آن آموزش داده میشود و این آموزشها با سیدیها، حضور در لژیونها و با منابعی که در اختیارش قرار میدهند در مسیر دانایی قرار میگیرد و این یعنی چه؟ یعنی اینکه این مرحله که باید اطلاعات و آموزش داشته باشد تکمیل میشود. چگونه دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کنند؟ با فرمانبرداری.چرا این دستور جلسه حیاتی است؟ چون ما قبل از کنگره خیلی برای از بینبردن ضعفها و اشتباهات اقدامات زیادی انجام میدادیم، خودمان را محروم کردیم، تنبیه کردیم، از جمع دور شدیم و سعی کردیم در جمع قرار نگیریم و سعی کردیم غذایی که دلمان میخواهد، فست فودی را که دلمان میخواهد را نخوریم فقط بهخاطر اینکه چاق نشویم و بدنمان را تنبیه می کردیم؛ درست است شاید مقطعی خودمان را محروم میکردیم، جواب هم میگرفتیم مقطعی لاغر میشدیم، مقطعی چاق میشدیم یا یک مدتی سیگار و قلیان نمیکشیدیم؛ اما چیزی که اتفاق افتاد این بود که تاریکی قویتر برمیگشت و آن فرد که قبلاً مصرف داشته و تریاک میکشیده با کلی زحمت و سختی مواد را کنار میگذارد؛ ولی وقتی به آن تاریکی برمیگردد دیگر فقط تریاک را نمیکشد؛ تریاک را بههمراه شیره مصرف میکند و یا شیره و تریاک را کنار میگذارد بعد از یک مدتی تریاک، شیره و شیشه را باهم مصرف میکند. کاری که کنگره میکند چیست؟ این است که در کمال آگاهی که به ما میدهد؛ قدرت انجام کار را هم میدهد با چه چیزی؟ با فرمانبرداری. یک فرد وارد پروسه درمان میشود؛ اول به آن فرد آموزش و آگاهی میدهند که چرا باید مواد مصرف نکنید و به چه دلیل باید این کار ضدارزشی را کنار بگذارید؟ بعد در مسیر حرکت راهنما به آن فرمان میدهد و وقتی که حرکت میکند از تاریکی به سمت روشنایی میرسد و رهاییها پیام همین فرمانبرداریها را میدهد. زمانیکه فرد به رهایی میرسد؛ یعنی از دانایی به دانایی مؤثر میرسد، قبلاً مصرف مواد داشته و الان اعتیاد خود را درمان کرده و در مسئلهی اعتیاد به دانایی مؤثر رسیده است و یا در مسئلهی چاقی به دانایی مؤثر رسیده است و میداند که چرا نباید مصرف کند. پس ما یاد میگیریم در مقابل مسائل زندگی، مشکلات، اشتباهات و ضعفها نباید وارد جنگ شویم و جنگ تأثیری ندارد، هیچ چیزی برای ما ندارد، هیچ خیری برای ما ندارد و برد ندارد.چیزی که برای ما اتفاق میافتد این است که نفس را آموزش دهیم. وقتی از تاریکی به روشنایی حرکت میکنیم؛ یعنی آن فرد، فرمانبرداری را انجام میدهد. فرمانبرداری یعنی؛ حرکت کردن و زمانیکه این اتفاق میافتد، اولش خیلی سخت است و ما یک شبه به سمت تاریکیها نرفتیم که بخواهیم یک شبه به سمت روشناییها برگردیم و این پروسهی زمان را نمیتوانیم حذف کنيم و این خیلی دردناک است، صبوری، زمان و حرکت لازم است.در ابتدا نوشتن سیدی برای ما خیلی سخت است هر کاری موقع نوشتن سیدی برای ما خیلی کارها پیش میآید، بیحوصله میشویم و خوابمان میآید کاری که باید انجام دهیم این است که ذرهذره باید این اتفاق بیفتد؛ یعنی سعی کنید روزی پنج دقیقه سیدی بنویسید، بعد به جایی میرسیم که اگر روزی سیدی ننویسم احساس خماری میکنیم.
در نهایت تمام اینها برای رسیدن به تعادل و آرامش است و اميدوارم که تمام ما بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم و به تعادل برسیم.
اهدای لوح سردار
رهایی سی سیدی همسفر مریم رهجوی همسفر عفت لژیون (شانزدهم)
رهایی چهل سیدی همسفر معصومه رهجوی همسفر زهره لژیون (چهاردهم)
رهایی سی سیدی همسفر مهدیه و رهایی چهل سیدی همسفر پریا رهجویان همسفر فریبا لژیون (سوم)
رهایی تغذیه سالم همسفر پروانه و همسفر زهرا رهجویان راهنما همسفر سمیه لژیون تغذیه سالم (جونز)
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر فرحناز
تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فربیا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دهم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطالب: مرزبان خبری همسفر مریم
نمایندگی همسفران رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
616