English Version
This Site Is Available In English

از فرمانبرداری تا فرماندهی - تحویل جایگاه مرزبانی نمایندگی

از فرمانبرداری تا فرماندهی - تحویل جایگاه مرزبانی نمایندگی

«به نام خدا»

چهاردهمین جلسه از دور چهل‌وچهارم کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰، نمایندگی عمان سامانی (شهرکرد)، به استادی آقا کامران عزیز، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر محسن، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، روز سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ برگزار شد.

خلاصه صحبت‌های استاد:
سلام دوستان، کامران هستم، یک مسافر.

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که فرصتی دست داد که یک بار دیگر در خدمت شما باشم.
خوشحالم که در کنار شما هستم و امیدوارم که همه عزیزان در مسیر درست قدم بردارند و به خواسته‌هایی که در دل دارند برسند.

دستور جلسه امروز عبارت است از «از فرمانبرداری تا فرماندهی» و در ادامه، تحویل جایگاه مرزبانی به مرزبانان دوره جدید را داریم.

در مورد دستور جلسه هفتگی؛ «از فرمانبرداری تا فرماندهی» این، یکی از دستور جلسات بسیار کلیدی و مورد توجه، نه‌تنها در کنگره و بحث درمان اعتیاد، بلکه در کلیه سطوح زندگی است.

وقتی شخصی وارد کنگره می‌شود، همان ابتدا به او می‌گویند هر آنچه با خود داری را در بیرون درب بگذار؛ این «هر آنچه داری» یعنی تمام آن افکاری که در دوران اعتیاد داشته‌ای؛ اگر دانشی در مورد ترک اعتیاد داری، اگر مدرک و مدارج علمی و دانشگاهی داری، اگر پول و جایگاه شغلی و اجتماعی داری و خلاصه هرچه که تا امروز به دست آورده‌ای را بیرون بگذار و وارد شو.
واضح است که این‌ها به درد درمان اعتیاد نمی‌خورد.

ما آنچه که در کنگره یاد می‌گیریم، با داشته‌های خود از گذشته مقایسه نمی‌کنیم.
تأثیر علم کنگره را زمانی درک می‌کنیم که شروع به اجرا کردن آن کنیم؛ به قول آقای مهندس، شما نسخه پزشک را بگیرید و با صوت زیبا بخوانید، با خط خوش بنویسید و قاب کنید و روی دیوار نصب کنید، آیا تا زمانی که آن نسخه را اجرا نکنید، بیماری شما درمان خواهد شد؟!

حالا علم کنگره هم همین است، باید در عمل به اجرا درآید. اسم جلسه‌ای که اکنون ما در آن حاضر هستیم، کارگاه آموزشی است؛ یعنی ما به اینجا می‌آییم تا آموزش بگیریم و به عرصه عمل درآوریم.

در همین جلسه هرکس مسئولیت خودش را دارد؛ استاد از تجربیات خودش می‌گوید، رهجو مشارکت می‌کند، دیگری اعلام سفر می‌کند، در پایان صحبت هر نفر، دیگران برای او دست می‌زنند و همه با هم همراه هستند.

رهجو اینجا دیگر نباید سؤال‌ کند «چرا من باید دست بزنم؟ چرا باید ساعت ۵ در جلسه حاضر شوم؟ چرا باید تا ساعت ۸ بمانم؟ چرا جمعه‌ها پارک بیایم؟ چرا سی‌دی بنویسم؟» و بسیاری چراهای دیگر...

این‌ها مواردی نیست که شما بخواهید وارد جزئیات آن شوید و ریز مطلب را دربیاورید، زمانی که اجرا کردید و تأثیر آن را دیدید، جواب سؤالاتتان را خواهید گرفت. به همین دلیل است که در کنگره به شما می‌گویند «فعلا فقط بگو چشم!».

این «چشم گفتن» در همه جایگاه‌ها و همه سطوح کنگره امری واجب و ضروری است. خیال نکنید که من دارم این‌ها را فقط برای سفر اولی‌ها می‌گویم.

سفر اولی به راهنمایش چشم می‌گوید، راهنمایش به دیگری، آن دیگری خودش به مقام بالاترش، آن مقام بالاتر به دیده‌بان چشم می‌گوید و دیده‌بان به آقای مهندس؛ حتی آقای مهندس هم خودشان مسئول و پاسخگو هستند.

این سلسه‌مراتب و چشم گفتن اگر نباشد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.
نمی‌شود در کنگره راه خودت را بروی و بگویی دلم می‌خواهد و میلم می‌کشد و ... باید تابع قوانین و مقررات باشی، در غیر این صورت دیگر آموزش گرفتن معنایی ندارد.

آن جمله‌ای را که سر در نشریات نوشته شده است، همیشه در ذهن دارم. اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی.
اول ندانسته‌هایت را بدان تا بتوانی در مسیر دانستن قدم برداری؛ اما شرط آن فرمانبرداری است.

همه اصولی که راهنما اجرا می‌کند و تمام مواردی که از شما می‌خواهد، در مسیر درمان شماست، راهنما نمی‌خواهد از شما بیگاری بکشد یا شما را اذیت کند.

آنچه که راهنما از شما می‌خواهد، طبق قوانین کنگره است؛ قوانین از راهنما می‌خواهد که سی‌دی‌های رهجو را بازدید کند، روی حضور و غیاب او حساس باشد، از او بخواهد که در جلسه مشارکت و اعلام سفر کند.
رهجو باید کار و شغلش را با کنگره منطبق بکند، اولویت او باید آمدن به کنگره و طی کردن مسیر درمانش باشد.

تمامی این موارد باید مو به مو اجرا شود، اگر اجرا کردیم، آرام‌آرام و به مرور زمان توانایی‌های از دست رفته ما به ما بر خواهند گشت، آنگاه می‌توانیم فرماندهی امورات زندگی خود را به دست بگیریم.

برای این هدف نیاز داریم که یاد بگیریم، اولاً چگونه تفکر کنیم؛ ثانیاً چگونه تفکر را اجرا کنیم.

در کنگره، یک فرمانبردار خوب، چگونه فکر کردن را یاد می‌گیرد، یعنی روی آنچه که راهنما به او می‌گوید تفکر می‌کند بعد اجرا می‌کند، در ادامه می‌تواند قدرت تفکر و قدرت عمل و مسیر زندگی‌اش را به دست بگیرد. حالا اگر بخواهد مطیع قوانین نباشد، راه خودش را برود و کاری به حرف راهنما نداشته باشد، هرگز به این نقطه نمی‌رسد.

مهم نیست چه تحصیلاتی و در چه سطحی داشته‌ای، چرا که آن تحصیلات ربطی به علم درمان اعتیاد ندارد. راهنما با هر مدرک تحصیلی که داشته باشد، علم درمان اعتیاد را می‌داند و می‌تواند رهجو را به مقصد که همان درمان و رهایی است، برساند.

اما همان‌طور که گفتم، لازمه آن، فرمانبرداری و اجرای علم کنگره است و نه فقط شنیدن و حفظ کردن آن.

ما نمی‌گوییم کورکورانه و طوطی‌وار تقلید کن، ما می‌گوییم بشنو و تفکر کن و چگونه تفکر کردن را یاد بگیر تا بتوانی در زندگی مشکلاتت را حل کنی.

تمام جایگاه‌هایی که در کنگره می‌بینیم، از راهنما و مرزبان گرفته تا اسیستانت و دیده‌بان، همه و همه، پله‌پله و آرام‌آرام پیشرفت کرده و ارتقا یافته‌اند.

از کوچک‌ترین مسئولیت‌ها شروع کردند و امروز می‌توانند یک شعبه را اداره کنند یا در سطوح بالاتر تصمیم‌گیری کنند و مسئولیت قبول نمایند. یعنی از فرمانبرداری شروع کردند و به فرماندهی رسیدند.

یک سفر اولی که وارد کنگره می‌شود، دیگر یک مصرف‌کننده نیست، بلکه یک مسافر است. یک شخصیت حقوقی است که وظایف و مسئولیت‌هایی دارد که اگر آن‌ها را به‌درستی و تمام‌وکمال انجام دهد، به خواسته قلبی خود که درمان و رهایی است، خواهد رسید.

امیدوارم که خداوند به همه ما در انجام مسئولیت‌هایمان کمک کند و ان‌شاءالله که به فرماندهانی لایق برای جسم و جان و زندگی‌مان تبدیل شویم.

اما در مورد رویداد تحویل جایگاه مرزبانی شعبه؛ در ابتدا از جانب خودم به گروه مرزبانی قبلی خدا قوت و خسته‌نباشید می‌گویم و به گروه مرزبانی جدید عرض خوش‌آمدگویی دارم.

برای همه ما لازم است که بدانیم جایگاه‌های خدمتی در کنگره در واقع، جایگاه‌های آموزشی هستند؛ یک مرزبان در شعبه جایگاه خدمتی را تجربه می‌کند تا پس از آن در زندگی خود به یک مرزبان تبدیل شود و از خودش و زندگی‌اش حراست و پاسداری کند.

شرط خدمت در جایگاه، آگاهی نسبت به مسئولیت‌های آن و انجام دادن آن‌ها به نحوی درست است.

نه فقط در مورد مرزبانی، در هر جایگاهی اگر هرکدام از ما وظایف و مسئولیت‌های خود را به‌درستی انجام دهیم، دیگر نیازی به ناظر و نگهبان نداریم.

شخصی که وظایف و مسئولیت‌های خود را درست و کامل انجام می‌دهد، قطعاً به رهایی می‌رسد؛ اما شخصی که دائماً به خاطر غیبت و بی‌نظمی به مرزبانی فرستاده می‌شود و انرژی و وقت خود و مرزبان‌ها را هدر می‌دهد، نه‌تنها به خودش، بلکه به دیگران هم آسیب می‌زند؛ آن مقدار از انرژی که شخص مرزبان می‌توانست برای شعبه و رهجوها صرف کند، صرف رسیدگی به امور انضباطی یک نفر شد.

پس بیایید همه ما وظایفمان را درست و کامل انجام بدهیم تا این عزیزان که در کسوت مرزبانی قرار می‌گیرند، از دوره خدمتی‌شان لذت ببرند.

بر همه ما لازم و واجب است که احترام آن‌ها را داشته باشیم.
شخصی که شال زردرنگ را بر دوش خود می‌آویزد، یک شخصیت حقوقی است، مرزبان کنگره ۶۰ است و بر همه ما واجب است که به او احترام بگذاریم.

همه ما شاهد زحمات آن‌ها هستیم و می‌بینیم که نهایت تلاش خود را برای رسیدگی به امور شعبه انجام می‌دهند.

امیدوارم که خدمات آن‌ها، برکت زندگی ایشان باشد.

از همه شما عزیزان سپاسگزارم که به صحبت‌های من توجه کردید.

 

عکس: مسافر رحیم، لژیون دوازدهم
نگارش و ارسال: مسافر حمید، لژیون نوزدهم

با احترام، گروه سایت و مرزبان خبری نمایندگی عمان سامانی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .