English Version
This Site Is Available In English

فرمانده زندگی خود باشیم

فرمانده زندگی خود باشیم

جلسه هفتم از دوره دهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران ‌کنگره۶۰ نمایندگی بیرجند به استادی دنور همسفر راضیه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که بار دیگر توفیق نشستن بر صندلی کنگره را پیدا کردم. از ایجنت محترم، نگهبان و همچنین گروه مرزبانی که فرصت خدمتگزاری را به من دادند، صمیمانه سپاسگزارم. به نظر من انسان زمانی می‌تواند فرمانبردار خوبی باشد که در حل مشکلات خود ناتوان شود، زمانی که به قعر تاریکی‌ها فرو می‌رود و می‌بیند آموزه‌ها و معلومات او دیگر به کارش نمی‌آید. در این شرایط، به دنبال استاد یا راهنمایی می‌گردد تا با کمک او مسائل و مشکلاتش را حل کند و به یک فرمانبردار خوب تبدیل شود. برای نمونه، مصرف‌کنندگان را در نظر بگیرید. کسانی که گرفتار اعتیاد شده‌اند، راه‌های مختلفی را امتحان کرده‌اند؛ اما نتوانسته‌اند به نتیجه برسند. زمانی که متوجه شدند به تنهایی از عهده این کار برنمی‌آیند و خودشان به تنهایی قادر به حل مشکل نیستند، وارد کنگره شدند و برای خود راهنما انتخاب کردند تا بتوانند با آموزش و فرمانبرداری، مسیر درمان و رهایی را طی کنند. به نظر من، یک فرمانده خوب کسی است که ابتدا خودش جلودار باشد؛ یعنی ابتدا خودش بتواند آن‌چه را می‌گوید، اجرا کند تا دیگران نیز به صحبت‌ها و فرمان‌های او احترام بگذارند. کسی که خودش به آن‌چه می‌گوید عمل نمی‌کند، نمی‌تواند فرمانده خوبی باشد. اگر به مسیر زندگی نگاه کنیم، می‌بینیم که فرماندهی یک سیر تکاملی دارد. برای مثال، یک نوزاد زمانی که به دنیا می‌آید، دید محدودی دارد و توانایی حرکت دادن دست و پا، راه رفتن و حتی صحبت کردن را ندارد؛ اما به‌تدریج و با آموزش، تجربه و تمرین، توانایی‌های مختلف را به دست می‌آورد. نوزاد از پدر و مادر خود یاد می‌گیرد که چگونه راه برود و قدم بردارد. اولین قدم‌های او همیشه در یاد ما می‌ماند و خودش نیز از این‌که توانسته اولین قدم را بردارد، احساس خوبی پیدا می‌کند. این یعنی به‌تدریج بر راه رفتن و حرف زدن خود مسلط می‌شود. ما نیز در زندگی؛ باید به همین شکل حرکت کنیم. وقتی بتوانیم بر بدن و جسم خود و در واقع بر «شهر وجودی» خود تسلط داشته باشیم و خوب صحبت کنیم، درست عمل کنیم، درست حرکت و حتی درست فکر کنیم، احساس بسیار خوبی پیدا خواهیم کرد؛ زیرا متوجه می‌شویم که توانسته‌ایم بر جسمی که به امانت در اختیار ما قرار گرفته است، فرماندهی داشته باشیم.

فرماندهی همیشه در صور آشکار نیست که تصور کنیم فقط یک رئیس، مدیر یا رئیس‌جمهور می‌تواند فرماندهی کند. فرماندهی می‌تواند در صور پنهان و در باطن انسان نیز اتفاق بیفتد. اگر از درون خود شروع کنیم و بتوانیم ابتدا بر خودمان فرماندهی کنیم، به‌تدریج می‌توانیم این توانایی را در بیرون نیز عملی کنیم. برای مثال، یک صافکار یا مکانیک را در نظر بگیرید. فردی که می‌خواهد این حرفه را یاد بگیرد، ابتدا دوره آموزشی می‌بیند؛ سپس چند سال آموزش‌های خود را به‌صورت عملی تجربه می‌کند تا بتواند در کار خود مهارت پیدا کند. بعد از سال‌ها آموزش و تجربه است که می‌تواند یک صافکار یا مکانیک خوب شود. در کنگره۶۰ نیز راهنمایان ما چنین مسیری را طی کرده‌اند. بسیاری از آن‌ها خودشان زمانی مصرف‌کننده بوده‌اند و مسیر درمان را تجربه کردند. به همین دلیل می‌توانند تازه‌واردی را که وارد کنگره می‌شود، بهتر درک کنند. آن‌ها با آموزش، تجربه و خدمت، به جایگاهی رسیده‌اند که می‌توانند راهنمای دیگران باشند؛ بنابراین برای رسیدن به فرماندهی، ابتدا باید آموزش ببینیم، تجربه کنیم و فرمانبرداری را یاد بگیریم. حال می‌خواهم این موضوع را به خودم ارتباط بدهم و از خودم بپرسم که چقدر در زندگی فرمانده خوبی هستم؟ در خانواده، در جامعه و حتی در کنگره، چقدر می‌توانم مؤثر باشم؟ آیا واقعاً خودم تصمیم می‌گیرم که در چه مسیری حرکت کنم یا هر سمتی که مرا هدایت کنند، به همان سمت می‌روم؟ صحبت‌های خانم شانی را گوش می‌دادم که برای من بسیار جالب بود. ایشان می‌گفتند واقعاً عجیب است که اینستاگرام تا این اندازه تأثیرگذار شده است. گاهی انسان؛ مانند گوسفندی می‌شود که از هر طرف او را هل بدهند، به همان سمت حرکت می‌کند. مثلاً چیزی مد می‌شود و ما بدون این‌که فکر کنیم آیا آن کار برای ما مناسب است یا خیر، سریع به سمت آن می‌رویم.

به نظر من، ابتدا باید فکر کنیم و ببینیم کاری که می‌خواهیم انجام دهیم درست است یا نه و سپس آن را اجرا کنیم. این مسئله بسیار مهم است؛ زیرا در نهایت خودمان تعیین‌کننده هستیم که در آینده چه نوع زندگی‌ داشته باشیم. نکته دیگری که برای من بسیار جالب و قابل تأمل بود، مسئله از دست دادن تدریجی فرماندهی بر جسم در دوران سالمندی است. من این موضوع را به‌وضوح در مورد پدرم تجربه کردم. ایشان در خانه فرماندهی بسیار خوبی داشتند و مدیریت ایشان عالی بود؛ اما با افزایش سن و به دلیل بیماری‌های عصبی و ابتلا به پارکینسون، شرایط جسمی‌ او تغییر کرد. گاهی حتی حرکت دادن دست برایشان سخت بود و زمانی که می‌خواستند از جای خود بلند شوند؛ باید دستشان را می‌گرفتیم. این مسئله بسیار سخت و عذاب‌آور بود. انسان زمانی که پا به سن می‌گذارد، اگر از سال‌های قبل روی خودش کار نکرده باشد، ممکن است به‌تدریج توانایی‌های جسمی و فرماندهی بر بدن خود را از دست بدهد. به نظر من، باید از دوران جوانی برای آینده خود برنامه داشته باشیم. نباید اجازه بدهیم روزبه‌روز فرسوده‌تر، ناتوان‌تر و ناامیدتر شویم.

در بعضی کشورها برای سالمندان برنامه‌های مختلفی؛ مانند پیاده‌روی، کوهنوردی و فعالیت‌های گروهی برگزار می‌کنند و آن‌ها را تشویق می‌کنند که همچنان خودشان را ارتقا دهند و فعال بمانند. ما انسان‌های زیادی را می‌بینیم که به دلیل توانایی و تسلطی که بر جسم خود دارند، مورد توجه قرار می‌گیرند. برای مثال، زمانی که آقای رضازاده وزنه بسیار سنگینی را بلند می‌کرد، همه با تعجب به توانایی او نگاه می‌کردیم؛ زیرا او توانسته بود با تمرین و تلاش، تسلط بسیار زیادی بر جسم خود پیدا کند و توانایی‌ فراتر از یک انسان عادی به دست آورد. پس، باید تلاش کنیم خودمان تعیین‌کننده باشیم و مشخص کنیم که می‌خواهیم زندگی‌ را چگونه رقم بزنیم. آیا می‌خواهیم زنی ضعیف باشیم، در حالی که این همه قدرت و توانایی از طرف خداوند در وجود ما قرار داده شده است؟ یا می‌خواهیم خودمان فرمانده زندگی خود باشیم و از توانایی‌هایی که در اختیارمان قرار گرفته، به بهترین شکل استفاده کنیم؟ نمی‌خواهم زنی باشم که همیشه نقش قربانی را بازی کند و تمام زندگی‌ را در این خلاصه کند که به او ظلم شده است. واقعاً جای تأسف دارد که انسان نداند چه می‌خواهد و در زندگی سردرگم باشد. اولین قدم این است که خودمان را بشناسیم و راه خود را پیدا کنیم؛ سپس باید یک الگوی مناسب و یک فرمانده خوب برای ادامه مسیر خود انتخاب کنیم و با آموزش و فرمانبرداری، قدم‌به‌قدم به جایگاهی برسیم که بتوانیم فرماندهی زندگی خود را به دست بگیریم. در نهایت، از فرمانبرداری تا فرماندهی یک مسیر تدریجی و تکاملی است، مسیری که با آموزش، تجربه، تفکر و عمل کردن شکل می‌گیرد. اگر ابتدا فرمانبرداری را درست یاد بگیریم، در ادامه می‌توانیم فرمانده خوبی برای خود، خانواده و زندگی‌ باشیم.

تقدیر از مسئول حضور و غیاب دوره قبل

مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر علی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
عکاس خبری: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم
همسفران نمایندگی بیرجند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .