چهاردهمین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار با استادی همسفر مریم، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر نرگس با دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سهشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۷ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز بهکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر توفیق خدمت در این جایگاه را به من عطا کرد. همچنین از نگهبان لژیون سردار، کمال تشکر و قدردانی را دارم. از دبیر، خزانهدار، ایجنت و تمامی خدمتگزاران نمایندگی بیرجند و اعضای لژیون سردار نیز صمیمانه سپاسگزارم. همانطور که میدانیم، فرماندهی بهعنوان یک هدف مشخص تعریف شده و مفهومی عام دارد که میتواند شامل موضوعات مختلفی باشد. شرط لازم برای رسیدن به فرماندهی این است که فرمانبرداری را بهطور کامل انجام دهیم. همواره مفهوم فرماندهی ما را به یاد ارتش میاندازد، جایی که فرمانده دستور صادر میکند. فرماندهی میتواند به دو صورت آشکار و پنهان باشد. صورت آشکار آن زمانی است که فرمانده به دیگران دستور انجام کاری را میدهد و صورت پنهان فرماندهی، صدور فرمان به بخش درونی انسان است. برای مثال، زمانی که به دست خود فرمان میدهیم لیوان آب را بردارد، دست از فرمان ما تبعیت میکند. یا زمانی که تصویری را در ذهن خود مجسم میکنیم و آن را به وجود میآوریم، در واقع نوعی فرماندهی درونی را تجربه میکنیم. فرماندهی در صورت پنهان، در دوران اعتیاد بسیار مشهود است؛ اما در انسانهای سالم کمتر به آن توجه میشود؛ زیرا آنها معمولاً برای امور زندگی خود نظم و ترتیب دارند و کارهای خود را با انضباط انجام میدهند. البته در شرایط خاص ممکن است این فرماندهی درونی دچار اختلال شود. برای مثال، فردی که در آستانه یک آزمون مهم قرار دارد، ممکن است به دلیل استرس و اضطراب نتواند تمرکز و تسلط لازم را داشته باشد. برای رسیدن به جایگاه فرماندهی، ابتدا باید سرباز باشیم درست؛ مانند ارتش که فرد پس از ورود به پادگان، ابتدا بهعنوان سرباز فعالیت میکند و سپس بهتدریج و با طی کردن مراحل مختلف، به درجات بالاتر میرسد.
حال بهعنوان یک رهجو و همسفر، برای فراگیری فرمانبرداری و رسیدن به فرماندهی چه باید کرد؟ نخست باید فرمانبرداری را بیاموزیم تا بتوانیم در آینده فرمانده خوبی باشیم و بهدرستی فرماندهی کنیم. به عبارت دیگر، باید یاد بگیریم چگونه فرمانروای شهر وجودی خود باشیم و این امر مستلزم آن است که ابتدا فرمانبردار باشیم و سلسلهمراتب را بهخوبی رعایت کنیم. فرمانده امروز، همان سرباز دیروز است؛ زیرا قوانین و دستورات را رعایت کرده و با آموزش و خدمت به جایگاه فرماندهی رسیده است. برای مثال، دژبان میتواند حتی به فرمانده خود تذکر دهد و فرمانده نیز موظف است قوانین و دستورات مربوط به دژبانی را رعایت کند و در جایگاه خود فرمانبردار باشد. این موضوع نشان میدهد که در یک ساختار منظم، هر فرد در جایگاه خود هم میتواند فرمانده باشد و هم فرمانبردار، زمانی که میخواهیم فرمانی صادر کنیم و انجام کاری را از دیگران بخواهیم، لازم است خودمان ابتدا آن کار را بهخوبی فرا گرفته باشیم و توانایی انجام آن را داشته باشیم؛ باید تجربه، مهارت و دانش کافی داشته باشیم تا بتوانیم از فرد دیگری بخواهیم آن کار را بهدرستی انجام دهد. به بیان دیگر، لازم است به «دانایی مؤثر» دست یافته باشیم.
هنگامی که انسان در تاریکی مطلق قرار میگیرد، در پایینترین مرحله نفس اماره به سر میبرد. در این مرحله، نفس اماره فرمانده شهر وجودی انسان میشود و به او دستور میدهد. در چنین شرایطی، قطعاً نمیتوانیم فرمانده خوبی برای خود باشیم؛ زیرا تحت فرمان نفس اماره قرار گرفتهایم؛ بنابراین، باید ابتدا فرمانبرداری از نیرویی درست و آگاه را بپذیریم تا بتوانیم بهتدریج از سلطه نفس اماره خارج شویم و به جایگاهی برسیم که خودمان فرمانده شهر وجودی خویش باشیم. در این مسیر، با آموزش و تجربه میتوانیم به فرماندهی نفس مطمئنه نزدیک شویم؛ یعنی به مرحلهای برسیم که بر جسم، ذهن و خواستههای خود تسلط داشته باشیم و بتوانیم آگاهانه زندگی خود را هدایت کنیم. در حقیقت، مسیر «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یک مسیر تدریجی است؛ مسیری که از پذیرش قوانین و آموزش آغاز میشود و با کسب تجربه، دانایی مؤثر و تسلط بر خویشتن، به فرماندهی صحیح بر شهر وجودی انسان میرسد.

.jpg)
.jpg)
.jpg)

تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
42