جلسهی چهارم از دورهی ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودکی با استادی همسفر مدینه، نگهبانی همسفر نجمه و دبیری راهنما همسفر نگین با دستور جلسهی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز سهشنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد
قبل از هر چیزی خدا را شکر میکنم که این جایگاه روزی من شد، از استاد سردار تشکر میکنم که این جایگاه را روزیام کرد و همینطور از خانم نجمه نگهبان جلسه تشکر میکنم که من را لایق این جایگاه دانستند، از قسمت مرزبانی و ایجنت خانم لیلا و خانم سمیه هم تشکر میکنم که من را لایق این جایگاه دانستند.
در مورد دستور جلسه بخواهم بگویم، فرمانبرداری تا فرماندهی است. همهی ما میدانیم که دستور جلسه یک صور آشکار و یک صور پنهان دارد و اینکه من اگر بخواهم که این دستور جلسه را باز کنم، وقتی که ما وارد کنگره میشویم؛ لژیون انتخاب میکنیم چه لژیون DST باشد، چه تغذیه سالم باشد و چه ویلیام فرقی نمیکند؛ ما سفر خود را شروع میکنیم. من وقتی که وارد شدم؛ سفر اول را طی کردم و وقتی که وارد لژیون میشویم راهنما میگوید: سرتان را با سر راهنما عوض کنید و این یعنی؛ فرمانبرداری.
وقتی من به فرماندهی جسم خودم میرسم که سرم را با سر راهنما عوض کنم چه تغذیه سالم باشد چه DST؛ وقتی به حال خوب میرسم و وقتی که به بخشندگی میرسم همان است که سرم را با سر راهنما عوض میکنم تا بتوانم در صور پنهان به فرماندهی جسم خود برسم. وقتی به فرماندهی جسم خود رسیدم؛ در صور آشکار هم به فرماندهی میرسم.
خدا را شکر میکنم کنگره باز شد، من به کنگره آمدم و در کنار مسافرم سفر کردم؛ نه اینکه روبهروی مسافرم بایستم و آن حال خوب را تجربه کردم. در سفر اولم بخشندگی را یاد گرفتم، در سفر دوم من بخشش را یاد گرفتم و توانستم عضو لژیون سردار شوم و به شکرانهی حال خوبم عضو لژیون سردار شدم و اینکه برای یک مادر سلامتی فرزندش خیلی مهم است؛ یک اتفاق خوبی که در این چند سال در کنگره برایم افتاد این بود که کوهیار پسر من قرص ریتالین میخورد و به گفتهی پزشکان بیشفعال بود. وقتی که تحریم شد؛ حالش خیلی بد میشد و قرص نمیرسید و وقتی قرص را میرساندیم به تعادل میرسید.
خدا را شکر میکنم این اتفاق؛ یعنی این موضوع را به آقای مهندس که در سفر دوم بودم، مطرح کردم و چون به حال خوب رسیده بودم آن پیام را شنیدم؛ وقتی این پیام را شنیدم با راهنمای عزیزم خانم سمیه درمیان گذاشتم و ایشان برای کسب اجازه چند جلسه به آکادمی رفتند. از خانم سمیه خیلی تشکر میکنم اجازه گرفتند که قرص کوهیار را تیپر کنیم. وقتی من رفتم از دکترشان هم پرسیدم به چه روشی میخواهید این قرص را قطع کنید؟ گفتند یک دفعه قرص را قطع میکنیم و به قطع یک مرتبهای قرص، فرزند من حالش بدتر میشد و ما تیپر را شروع کردیم و کوهیار در عرض یکی، دو سال قرصهایش قطع شد و به حال خوب رسید. قبل از اینکه قرصهای کوهیار تیپر شود من او را در انواع و اقسام کلاسها میگذاشتم؛ ولی در آخر سال نمرات خوبی نمیگرفت. امسال یک اتفاق خوبی برای کوهیار افتاد او را در هیچ کلاسی ثبتنام نکردم؛ وقتی که کارنامهاش را گرفتم معدلاش را دیدم ۱۹/۳۶ شده بود و من برای این موضوع مهم که اتفاق افتاده است و شکرانهی آن، دوست دارم که جایگاه دنوری، پهلوانی و نشان بینشانی را کسب کنم؛ یعنی تا جان در بدن دارم دوست دارم همینجا خدمتگزار و در خدمت استاد سردار باشم.
در نهایت از خانم سمیه عزیزم تشکر میکنم که کوهیار را به حال خوب رساند. ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید.
.jpg)
.jpg)
تایپیست :همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فربیا (لژیون سوم)
عکاس :مرزبان خبری همسفر مریم
ویرایش و ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فربیا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
96