English Version
This Site Is Available In English

اعتیاد، اولین کاری که می کند، فرماندهی را از انسان می گیرد.

 اعتیاد، اولین کاری که می کند، فرماندهی را از انسان می گیرد.

جلسه هشتم از دوره بیست و دوم کارگاه های آموزش خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پاکدشت با استادی راهنمای محترم همسفر مهسا ، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی" روز سه شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا خدای خودم را شاکر هستم که اجازه نشستن روی این صندلی را به من داد. از نگهبان، ایجنت، گروه مرزبانی و راهنمای خوبم که اجازه آموزش گرفتن را به من دادند ممنونم . دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی" است. اعتیاد، اولین کاری که انجام می‌دهد این است که فرماندهی را از ما می‌گیرد . یک مصرف کننده کارهای روزمره ایی که قبلاً به راحتی  می توانست انجام دهد مثل خوابیدن، غذا خوردن، حرف زدن؛ اما الان نمی تواند.باید اول موادش را مصرف کند تا بتواند همین کارهای به ظاهر ساده را انجام دهد.دستور می دهد؛ ولی کاری اجرا نمی شود، باید مواد مصرف کند تا بتواند کارهای روزمره را انجام دهد .

منِ همسفر قبل از کنگره چون این آگاهی و دانایی را نداشتم، فکر می‌کردم که مسافرم من را دوست ندارد و موادش را بیشتر از من دوست دارد و به من ترجیح می دهد. نیروهای منفی وخواسته های نا معقول، نفسِ من را به دست گرفتند و من فرمانبردار نیروهای منفی شدم. اما زمانی که از فرمانبرداری نیروهای منفی خسته می شویم و در  مسیر آموزش  قرار می گیریم  و می خواهیم فرمانده وجود خودمان باشیم چه کاری باید انجام دهیم؟ اولین قدم فرمانبردار بودن است که در ابتدا برای ما سخت است. چرا فرمانبرداری و چشم گفتن سخت است؟ چون منیت اجازه نمی‌دهد، منیت ضلع مقابل آموزش است. اگر شخص فکر کند که خیلی بلد است و در ابتدا با خود بگوید که من که این ها را بلدم؛ اینجا چه چیزی می‌خواهند به من آموزش دهند؟ انسان، باید همیشه در مقابل آموزش گاردش باز باشد؛ تا بتواند مشکلاتش را حل کند. من نمی دانستم که یک مصرف کننده  دارم؛ ولی الان باید پذیرای آموزش ها باشم تا بتوانم بر مشکلاتم فائق شوم .

انسان، باید اول فرمانده درونی خودش بشود تا بعد فرمانده بیرون شود وباید فرماندهی صور آشکار و پنهان را به دست بگیرد واگر موفق شویم، می توانیم فرمانده انسان های دیگری نیز باشیم. مثل راهنماها که در قالب این فرمانده ها هستند؛ که به ما آموزش می دهند و ما باید فرمانبردار باشیم. راهنماها کسانی هستند که این مسیر را رفته اند و می دانند پشت این قله چه خبر است؛ چون خودشان تجربه کرده‌اند می‌خواهند دست دیگران را بگیرند و به بالای قله برسانند که چه جای سبز وخرمی است. خدمت کردن در کنگره، تنها خدمت کردن به دیگران نیست. کنگره، یک بستر آموزشی است که من بتوانم خودم را رشد بدهم. خدا را شکر می کنیم که راه خدمت برای ما باز است و این صندلی ها هستند که ما بتوانیم بنشینیم و آموزش  بگیریم و خدمت کنیم. ان شاءالله با شکستن خط منیت، بتوانیم آموزش های کنگره را کاربردی کنیم و به فرمانده لایق زندگیمان تبدیل شویم. 


مرزبان کشیک:همسفر فاطمه و مسافر محمد
تایپیست:همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفرثریا (لژیون اول)
عکاس:همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم) نگهبان سایت
ارسال:همسفر راضیه  (مرزبانی خبری )
همسفران نمایندگی پاکدشت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .