جلسه پنجم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرند با استادی همسفر فریبا، نگهبانی همسفر سمیرا و دبیری همسفر آرزو با دستور جلسه: «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در تاریخ ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوند هستم که دراین جایگاه قرار دارم از ایجنت و مرزبانان سپاسگزارم که به من فرصت دادند در این جایگاه خدمت کنم. دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی است که به یکباره و ناگهانی رخ نمیدهد؛ بلکه حاصل طی کردن صحیح مراحل آموزش، تجربه و انجام مسئولیتها است. این فرمانبرداری و ایفای مسئولیت انسان را به فرماندهی میرساند. خداوند به ما حق اختیار عطا کرد و ما را بر سر دوراهی قرار داد و در همان حال فرمانهایی را نیز برای ما فرستادند. آقای مهندس دژاکام در نوشتارها و جلسات خود بیان میکنند: «تمام پیامبران الهی برای یادآوری همین فرامین آمدهاند. فرمانهایی چون دروغ نگو، غیبت نکن، رشوه نده و رشوه نگیر، دزدی نکن، ترشرو نباش، قضاوت نکن، به والدین نیکی کن، مال مردم را به ناحق مخور و از بسیاری ضد ارزشهای دیگر دوری کنیم.»
در کنگره۶۰ مسافر باید از قوانین و حرمتها پیروی کند؛ اینکه با لباس سفید، تمیز و مرتب به جلسه بیاید، دارو را به اندازه و بهموقع مصرف کند، از چند دارو بهطور همزمان استفاده نکند، به کسانی که قبل از ورود او به کنگره آمدهاند احترام بگذارد، بهویژه مرزبانان و افرادی که شال دارند. پایداری بر این قوانین کمکم از یک مسافر فردی مسئولیتپذیر میسازد و ذرهذره مسئولیتهایی به او سپرده میشود مثلاََ چیدن صندلی، کار در آبدارخانه، میکروفن گردانی، دبیری، مرزبانی، راهنمایی و تجربه جایگاههای دیگر است. همه این تحولات، نتیجه فرمانبردار بودن است. همین مسئولیتهای کوچک اعتمادبهنفسی در او پدید میآورد تا هویت خود که همان انسانیت و وجدان است را دوباره باز یابد.
من قبل از ورود به کنگره۶۰ انسانی منزوی ونسبت به اطرافیان خود کینه، نفرت و حسادت داشتم با این احساس که در زندگی قربانی شدهام و ناچار هستم این زندگی را تحمل کنم. در کنگره۶۰ آموختم که نگاه خودم را به همه ضد ارزشها و به رفتار مسافر خود تغییر دهم. مسافر من بیغیرت و بیاراده نیست؛ بلکه تمام حسهای او بر اثر مصرف مواد مخدر بسته شده است و از مغزش فرمان نمیگیرد؛ بلکه از موادش فرمان را دریافت میکند. گرسنگی یا نداشتن لباس مناسب برای خود و خانوادهاش اهمیتی ندارد مهم این است که یک هفته، دو هفته مواد مصرفی خود را به همراه داشته باشد. در جلسهای آقای مهندس میگفتند: «من همیشه شبها، هنگام خواب، تکهای تریاک در جیبم بود. با خود فکر میکردم؛ اگر امشب زلزله بیاید تا مرا از زیر آوار بیرون بکشند حتماً بر اثر خماری از دنیا رفتهام؛ چون نمیتوانستم خماری را تحمل کنم و دوباره به خودم برگردم.»
وقتی برای من مشکلی پیش میآمد یا کسی سخنی نامربوط میگفت به خوبی به یاد دارم که ساعتها، روزها و هفتهها در ذهن خود با او کشمکش داشتم؛ حتی از زبان او سخن میگفتم و خودم پاسخ میدادم؛ اما اکنون میکوشم که اینگونه نباشم و به جسم خود اهمیت بدهم. من چهار روز در هفته به پیادهروی میروم و پس از آن انرژی بسیار خوبی کسب میکنم. پس از جنگ دوازده روزه انگشت شست من دکمهای شد و نمیدانستم که این هم یک بیماری است، این در حالی بود که من پیوسته اخبار بد را دنبال میکردم و میخواستم از پیامدهای جنگ اطلاع داشته باشم. استرس و ناراحتی را به جان خودم خریدم تا به این بیماری دچار شدم. در پایان این نکته را میگویم فرمانبردار باید مسئولیتپذیر باشد تا به فرماندهی برسد و این امر با دانایی مؤثر که همان تبدیل دانستن به عمل و به فعل درآوردن آموختهها ممکن میشود
رهایی لژیون تغذیه سالم همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مرضیه
.jpg)
رهایی لژیون تغذیه سالم همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه
.jpg)

مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر محمدرضا
تایپیست: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال:مرزبان خبری همسفر سمانه
همسفران نمایندگی پرند
- تعداد بازدید از این مطلب :
123