هشتمین جلسه از دور سیزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه" از فرمانبرداری تا فرماندهی" در روز سه شنبه 17 مرداد ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا از راهنمای خوبم، تشکر میکنم که به من اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم و از زحماتی که در این مدت برای من کشیدند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از تکتک دوستان، تمامی راهنمایان محترم و تمام عزیزانی که در اینجا زحمت میکشند، تشکر و قدردانی میکنم؛ چراکه من به نوبه خود، از هر یک از شما آموزشهای بسیاری گرفتهام و تلاش میکنم این آموزشها را در زندگی خود به کار بگیرم.
موضوع دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است.
پیش از ورود به کنگره ۶۰، تصور میکردم که هم فرمانبردار خوبی هستم و هم فرمانده خوبی؛ اما زمانی که وارد کنگره شدم، تازه متوجه شدم که فرمانده نبودهام، بلکه بیشتر یک زورگو بودهام. به دلیل نداشتن آگاهی و اطلاعات کافی، هر چیزی را که به ذهن خودم میرسید و تصور میکردم درست است، اجرا میکردم. حتی اگر تمام دانشمندان دنیا میگفتند کاری اشتباه است و تمامی متخصصان و پروفسورها آن را نادرست میدانستند، اگر خودم به این نتیجه میرسیدم که آن کار درست است، آن را انجام میدادم و برای نظر دیگران اهمیتی قائل نبودم.
در نتیجه این زورگویی و تصور نادرست از فرماندهی، خسارتها و آسیبهای زیادی را متحمل شدم. امروز که به گذشته خود نگاه میکنم و به آگاهی بیشتری رسیدهام، متوجه میشوم که بخش زیادی از عقبافتادگیها و مشکلاتی که در زندگی برای خودم به وجود آوردم، ریشه در همین لجاجت، لجبازی و ناآگاهی داشته است. در واقع، آنچه من در گذشته فرماندهی تصور میکردم، چیزی جز زورگویی و اصرار بر خواستههای خودم نبود.
با ورود به کنگره، از آموزشها و تجربیات تک تک دوستان استفاده کردم و آموختم که چگونه باید در مسیر زندگی حرکت کنم. از تجربههای شما عزیزان یاد گرفتم که یک فرمانده خوب، در درجه اول باید فرمانبردار خوبی باشد. این موضوع تنها در کنگره کاربرد ندارد، بلکه در مسیر زندگی، در محیط کار، در خانواده و در ارتباط با اطرافیان نیز میتواند بسیار کاربردی باشد. من اگر امروز بخواهم به گذشته خود نگاه کنم، میبینم که اگر در کنگره فرمانبرداری را نمیآموختم، نمیتوانستم در بیرون از این مکان، فرمانده خوبی برای خودم، فرزندانم، همسرم و اطرافیانم باشم.
شاید بارها این موضوع را در مشارکتهای خود در لژیون مطرح کرده باشم. این مسئله را به تجربهای که برایم اتفاق افتاد، مرتبط میکنم. در ابتدای امسال مشکلی برایم پیش آمد و مجبور شدم به مشهد بروم. زمانی که به مشهد رفتم، با افرادی روبهرو شدم که مشکلاتی شبیه مشکل من داشتند. اما تفاوت بزرگی میان من و بسیاری از آنها وجود داشت؛ افرادی که آنجا بودند، اکثراً مصرفکننده بودند و هر کدام به دنبال چیزی میگشتند. یکی به دنبال مواد بود، دیگری به دنبال مکان مصرف و شخص دیگری به دنبال وسیله مصرف و راهی برای حل مشکل خود بود.
شاید باورکردنی نباشد، اما حدود یک هفته در کوچههای اطراف میدان شهدا راه میرفتم، گریه میکردم و خداوند را شکر میگفتم که این مشکل را امروز ندارم و میتوانم حداقل به مشکل خودم رسیدگی کنم. اگر من نیز مصرفکننده بودم، قطعاً مانند همان افراد به دنبال مکان، ماشین و امکانات دیگر میگشتم. شرایط بهگونهای بود که هزینهها در آنجا بسیار پایین بود و بسیاری از امکانات برای افرادی که آنجا حضور داشتند، رایگان بود؛ اما این افراد که مصرفکننده بودند، اکثراً به دنبال مکانی بودند که بتوانند با پرداخت هزینههای بالا، مصرف کنند.
این تجربه برای من بسیار آموزنده بود و باعث شد بیش از گذشته به اهمیت آموزشهایی که در کنگره دریافت کردهام پی ببرم. در اینجا فهمیدم که فرمانبرداری صحیح چه تأثیر بزرگی در زندگی انسان دارد. من به خودم میگویم که در این مسیر، فرمانبردار خوبی بودهام. اگر بخواهم به خودم نمره بدهم، در سفر اول از صد، نمره صد میدهم؛ البته این ارزیابی شخصی خودم است و در نهایت، استاد و راهنمای من باید بگویند که چگونه سفر کردهام. اما خودم احساس میکنم که در طول سفر تلاش کردم حرفشنو و فرمانبردار باشم.

من به این نتیجه رسیدهام که اگر صد سال دیگر هم در کنگره حضور داشته باشم، باز هم باید تلاش کنم فرمانبردار خوبی باشم؛ چراکه زمانی میتوانم بیرون از این در، فرمانده خوبی برای خودم، فرزندم، همسرم و اطرافیانم باشم که ابتدا فرمانبرداری را بهدرستی آموخته باشم. در کنگره مطالب و مسائل بسیار زیادی آموختهام. وقتی به همین دستور جلسه نگاه میکنم، متوجه میشوم که چه آموزشهایی از شما دوستان گرفتهام و تا چه اندازه این آموزشها برای زندگی من کاربردی بوده است.
وقتی به گذشته خود نگاه میکنم و گاهی آن را مرور میکنم، از بعضی کارهایی که انجام دادهام خجالت میکشم و شرمنده میشوم. شاید باورکردنی نباشد، اما گاهی با خود میگویم: «تو این کار را انجام دادی؟ تو اینگونه فکر کردی؟ تو این کار را کردی؟»
مرور گذشته گاهی آنقدر برایم سنگین است که دچار عذاب وجدان میشوم و حتی نمیتوانم به بعضی از آن اتفاقات فکر کنم؛ زیرا زمانی که به آنها فکر میکنم، حال بسیار بدی پیدا میکنم. اما امروز آموختهام که یکی از راههای جبران گذشته این است که در زمان حال آموزش ببینم، تجربه کسب کنم و تلاش کنم رفتار و عملکرد بهتری داشته باشم.
من به این دلیل در کنگره حضور دارم که از شما یاد بگیرم، تجربه کسب کنم و بتوانم زمانی که از اینجا خارج میشوم، حداقل فردی مفید، معقول و مسئول برای خودم، خانوادهام و اطرافیانم باشم.
در پایان، از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
صوت: مسافر مجتبی لژیون دوم
ضبط و تایپ: مسافر جواد لژیون دوم
عکاس: مسافر مسلم لژیون یکم
ارسال خبر: مسافر محمد لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
38