سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر؛
برای اینکه فرمانده خوبی باشیم باید اول فرمانبردار خوبی باشیم. با فرمانبرداری از عقل میتوان به فرماندهی آن رسید، این کار را میتوان با انجام کارهای کوچک شروع کرد تا به کارهای بزرگ رسید. مثلاً همیشه به موقع در جلسات کنگره حاضر باشیم سیدیهایمان را بنویسیم در جلسات و در لژیون مشارکت داشته باشیم یا در کارهای خانه، مثل شستن ظرفها یا تمیز کردن خانه، رهجویی که در لژیون از راهنما خود فرمانبرداری کند و چشم گفتن را بلد باشد به هدف خود که همان رهایی است خواهد رسید. همانطور که آقای مهندس فرمودند: در کنگره چرا وجود ندارد و رهجویی که تازه وارد کنگره میشود نمیتواند در مورد کاری نظر بدهد و بگوید چرا راهنما این کار را کرد یا چرا مرزبان آن کار را کرد، بلکه باید فقط فرمانبرداری کند و چشم بگوید و از آموزشهای کنگره به نحو احسنت استفاده کند تا وقتی که وارد سفر دوم شد و توانست راهنما شود آنوقت میتواند نظر خود را بگوید. یکی از مواردی که باعث میشود فرماندهی عقل ضعیف شود، منیت است، منیت نقطه مقابل آموزش میباشد پس برای رسیدن به فرماندهی عقل، اول باید فرمانبرداری عقل را به خوبی انجام بدهیم و نیروهای منفی را از شهر وجودی خود بیرون کنیم تا با خیال راحت به هدف خود برسیم.

سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر؛
باید در کنگره فرمانبردار راهنما باشیم تا به فرماندهی عقل خود برسیم و به مرحله (شو شود) نزدیک شویم. هرکس باید در جایگاه خود فرمانبردار خوبی باشد و در همه موارد نظم و قوانین را به خوبی اجرا کند. یک رهجو هنگام ورود به این حریم باید فرمانبردار مافوق خود باشد و به همه احترام بگذارد تا در آینده فرمانده خوبی برای بقیه شود و اگر اینطور نباشد سنگرویسنگ بند نمیشود ما در کنگره۶۰ باید به جایگاهها احترام بگذاریم امکان ندارد کسی فرمانبردار خوبی نباشد و در آینده فرمانده خوبی شود، همه راهنماها اول فرمابردار خوبی بودند تا الآن توانستهاند فرمانده خوبی شوند من همسفر با تجربهای که در این مورد کسب کردم تا موقعی که به راهنما خودم چشم نگفتم نتوانستم درجایگاه خدمتی قرار بگیرم و این حس و حالخوب الانم را مدیون راهنما خوب خودم خانم منیژه هستم. روزی بهخاطر حال مسافرم بهقدری حال روحی بدی داشتم و تنها کاری که به ذهنم رسید این بود که با راهنمایم تماس گرفتم و از او راهنمایی خواستم از من خواست همهچیز را به خدا بسپارم من هم فقط در جواب صحبتهای راهنما فقط چشم گفتم و همهچیز را سپردم به خداوند. شاید مشکل من همان، مشکل باشد ولی توانستم با یک چشم گفتن به آن حالخوب درونی برسم از آقای مهندس و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر میکنم و از خدا میخواهم که همه ما در کنگره ماندگار باشیم.

سلام دوستان افسانه هستم یک همسفر؛
فرمانبرداری بهمعنا تسلیم شدن در برابر یک نیروی برتر و آگاهتر برای کسب تجربه و دانایی است. من در کنگره آموزش گرفتم که اگر دنبال آرامش و دانایی میگردم باید فرمانبردار خوبی باشم. فرمانبردار آموزشهای راهنما و فرمانبردار قوانین باشم تا بتوانم فرمانده خوبی باشم، نه اینکه در ظاهر بگویم ولی در عمل چیزی دیگر باشد، یعنی من فرمانده خوبی نبودهام. اگر این اصل را درک کنیم میتوانیم یک فرمانده لایق باشیم در این سیدی میآموزیم اگر امروز فرمانبردار خوبی نباشیم فردای آن روز فرمانده خوبی نخواهیم شد. نه در ظاهر بگوییم ولی در عمل چیزی دیگری باشد. در کنگره۶۰ هدف نهایی این است که انسان آنقدر دانا باشد که فرمانده درون خودش باشد و برای رسیدن به هدف باید از کوچکترین دستورات استقبال کند و نباید از آنها گریزان باشد. فرمانبرداری مثل بذری است که ما میکاریم و بعد برداشت میکنیم اگر اول بذر خوبی بکاریم و نگهداری خوبی را داشته باشیم میتوانیم به همان میوه خوبی که همان فرماندهی است برسیم.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر؛
همانطور که میدانیم در کنگره۶۰، مسافران و همسفران، فرماندهای دارند به نام راهنما، راهنماها زیر نظر مرزبانان و ایجنت، اداره میشوند. وقتی که من اولین بار وارد کنگره۶۰ شدم و راهنما عزیزم را انتخاب کردم در واقع پذیرفتم که راهنمای من، فرمانده من است و من برای اینکه بتوانم به آرامش درونی و آن دانایی و معرفت برسم باید گوش به فرمان راهنمایم باشم شاید من همسفر روزهای اول به آنچه راهنمایم میگفت ایمان نداشتم اما وقتی که زمان گذشت و من در این مسیر حرکت کردم و فرمانها را اجرا کردم یک فرماندهی دیگری در درونم شکل گرفت که از سمت ضدارزشها به سمت ارزشها حرکت کردم به تفکر درست رسیدم و پذیرفتم که باید یک فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانیم فرماندهی بکنم. پس فرمانبرداری زمانی معنا پیدا میکند که ما بدانیم که از سمت ندانستهها میخواهیم به سمت دانستهها حرکت کنیم و از مجهولات به معلومات برسیم و این اتفاق شکل نمیگیرد مگر اینکه واقعا ایمان داشته باشیم، چون ایمان تجلی نور خدا در وجود ما است، ما وقتی میتوانیم به فرماندهیِ خوبی برسیم که فرمانبردار خوبی باشیم، و اما فرماندهی در کنگره۶۰ توسط راهنما، فرماندهی است که خودش از ظلمت به نور رسیده است و این فرمانده میتواند ما را به جایگاههای والا و به آرامش برساند.

سلام دوستان فریبا هستم یک همسفر؛
دستور جلسه به من یادآوری میکند که انسان در جایگاهی قرار دارد میتواند به مرحلهای برسد تا تحت آموزشهای درست قرار بگیرد و آنها را عملی کند و به جایگاهی خواهیم رسید که همچون فرمانده عادل بر شهر وجودی خود حکومت کنیم و با انتخاب درست، تفکر صحیح، میتوانیم دست به کارهای بزرگی بزنیم که خودمان را در بهترین موقعیتها قرار دهیم و به فرمانعقل نزدیک شویم، برای اینکه بتوانیم فرمانده خوبی برای خودمان و زندگیمان باشیم باید فرمانبردار خوبی برای راهنما و آموزشهای کنگره باشیم و این مسیر اگر دشوار است، اما کلید رسیدن به این یک زندگیسالم و متعالی را در دست داریم من همسفر باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم به داناییموثر دست پیدا کنم. فرمانبرداری باعث ایجاد رشد و پیشرفت زندگی ما میشود. من میتوانم با فرمانبرداری از انجام کارهای کوچک شروع کنم تا به کارهای بزرگ برسم.
عکاس: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر منیژه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر ماهنوش رهجوی راهنما همسفر منیژه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
227