جلسه چهارم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سمنان، با استادی پهلوان همسفر عارفه، نگهبانی راهنما همسفر مرضیه و دبیری راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بسیار مشتاق بودم این جایگاه را تجربه کنم؛ چرا که برای من بسیار ارزشمند است و تا به حال فرصت حضور در جایگاه استاد لژیون سردار سمنان را نداشتم. به یاد دارم حدود یک ماه و نیم پیش، برای اولین بار به عنوان استاد لژیون سردار در شعبه گرمسار حضور داشتم آن هم در کنار مرحومه همسفر اعظم و مرحومه همسفر فرشته که خداوند رحمتشان کند و روحشان شاد باشد. ما همراه با تعدادی از همسفران شعبه سمنان در آن جلسه حضور داشتیم که واقعاً جلسه بسیار خوبی بود و از برکت آن خدمت، این فرصت و جایگاه نیز برای من فراهم شد؛ واقعاً خدا را شکر میکنم. در آن جلسه، هر دو عزیز مشارکت بسیار خوبی داشتند و من از آموزشهای آنها بهرهمند شدم. انشاءالله که جایشان همیشه خوب باشد و برای خودمان هم دعا کنیم که بتوانیم سرنوشتی نیک مانند آنها داشته باشیم. لازم میدانم از راهنمای خوبم همسفر حلیمه تشکر کنم که به لطف ایشان است که من میتوانم این آموزشها را کسب کنم؛ همچنین از راهنمای درمان نیکوتینم، همسفر جلالی که همیشه دعاگوی ایشان هستم، سپاسگزارم.
دستورجلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. اگر بخواهیم این موضوع را ساده بیان کنیم، باید گفت برای رسیدن به جایگاه فرماندهی در هر زمینهای، رعایت اصول، چارچوبها و قوانین الزامی است. برای فرمانده شدن، ابتدا باید مرحله فرمانبرداری را پشتسر گذاشت و برای رسیدن به سرداری، پیمودن مراحل سربازی و سایر مدارج ضروری است. این قانون در تمامی عرصهها از جمله کار، تحصیل، زندگی و حتی امور مالی جاری است این قانون کائنات است و نه صرفاً یک دستور شخصی. همانطور که اقای مهندس میگویند: «باید سلسله مراتب طی شود». برای یادگیری یک حرفه (مانند مکانیک، آشپزی،خیاطی و...) باید گوش شنوا داشت و تمام نکات استاد را مو به مو اجرا کرد. در مرحله فرمانبرداری، نباید با جملاتی نظیر «بهتر است اینجا اینگونه باشد» اعتراض کرد؛ بلکه با گوش دادن و اجرا، مسیر رسیدن به فرماندهی هموار میشود. مثلاً در خطاطی، اگر استاد در حال آموزش «چلیپا» است، نمیتوان با اصرار بر استفاده از نوع خاصی از مرکب یا قلم از دستور استاد سرپیچی کرد.
در کنگره نیز با این سلسله مراتب آشنا هستیم. تمامی کسانی که دارای شال (نارنجی، سبز، آبی، زرد) هستند این مراتب را طی کردهاند آنها زمانی گوش به فرمان بودند و اکنون به جایگاههای ارزشمندی رسیدهاند. به یاد دارم که راهنما همسفر حلیمه بسیار برای مشارکت من اصرار داشتند. در ابتدا برای من سخت بود، چرا که مشارکت کردن برای تازهواردان دشوار است؛ اما ایشان با تشویق من، هفته به هفته راه را هموار کردند. با این مشارکتهای کوچک، مسیر برای من باز شد و متوجه شدم که این مسیر، نه برای نفع ایشان، بلکه برای ارتقاء خود من است. در امور مالی نیز همین اصل حاکم است. برای اینکه بتوانیم بر مادیات مسلط باشیم، باید قوانین آن را رعایت کنیم.
اخیراً در مصاحبهای از آقای زرکش که به مناسبت هفته دیدهبان بود، نکته بسیار جالبی خواندم. ایشان اشاره کردند برای مدیریت صحیح مادیات، باید یک مثلث را رعایت کرد که اضلاع آن عبارتند از: ۱- هزینههای شخصی ۲- بخشش و کمک به دیگران ۳- پسانداز. اگر این سه ضلع با هم متوازن باشند ما میتوانیم بر امور مالی خود مسلط شویم. این نکته گرههای بسیاری از ذهنم را باز کرد. ما معمولاً در هزینههای شخصی مهارت داریم؛ اما باید یاد بگیریم همانقدر که برای خود خرج میکنیم، بخشی از مالمان را نیز به دیگران ببخشیم. آقای زرکش اشاره کردند که بخشی از مالی که در دست ما است (بهویژه اموالی که از طریق ارث به ما میرسد) واقعاً متعلق به خود ما نیست و بهتر است بخشی از آن را به دیگران ببخشیم. در کنگره نیز بر این موضوع و اهمیت پسانداز، تأکید بسیار زیادی میشود.
در این شرایطی که همه داریم میبینیم، واقعاً شرایط اقتصادی جوری شده است که اگر حواسمان نباشد، اگر فکر کنیم میتوانیم خیلی راحت و طبق روال قبل با همان فرمان جلو برویم، خدای نکرده مادیات ما را زمین میزند. در این میان، پسانداز کردن خیلی میتواند کمک کند. یعنی مادیات مثل یک اسب چموش است و الان در این شرایط چموشتر هم شده است! اگر بتوانیم این سه ضلع را به تعادل برسانیم و سوار بر مادیات شویم، میتوانیم از این مسیرهای باریک عبور کنیم؛ چون به نظر من الان واقعاً به باریکترین جاهای مسیر رسیدهایم و انشاءالله با سلامت از آن عبور میکنیم. حالا اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم من در ضلع مربوط به خودم، خیلی راحت خرج میکردم و ضلع مربوط به خرجِ شخصیام خیلی بزرگ بود؛ اما الان با توجه به شرایط دارد به تعادل برمیگردد. قسمتی که به دیگران مربوط میشود را به واسطه کنگره توانستم تجربه کنم اینکه ببخشی و بخشی از مال خود را با اختیاری که داری ببخشی، واقعاً لذتبخش است و حس آرامش خاصی دارد. یعنی وقتی توانش را داشته باشی که از مالت بگذری، یک حس آسودگی به آدم دست میدهد که همان «بهشتی» است که آقای مهندس میگویند.
البته این بخشش، ابعاد خیلی وسیعی دارد و بخشش مالی فقط یک بخش از آن است. بخششِ دیگر این است که بتونی از اشتباه و خطای دیگری بگذری و از آن عبور کنی این هم نوعی بخشش است که واقعاً لذتبخش است و خیلیها به واسطه آموزشها آن را تجربه کردهاند. فکر کنید کسی با کلام یا رفتارش شما را آزار داده باشد و ذهنتان پر از جملههای منفی شده باشد؛ که چرا اینطور شد؟ چرا این حرف را زد یا چرا این کار را کرد؟ اینکه در یک لحظه بتوانی سکوت کنی، تلفن را برداری، تماس بگیرید و حتی یک جمله محبتآمیز بگویید، حس بسیار خوبی است که من از آموزشهای کنگره یاد گرفتهام و واقعاً لذتبخش است؛ اما در زمینه پسانداز، متأسفانه من هنوز به این مهارت نرسیدهام! انشاءالله که همه ما بتوانیم واقعاً در زمینه پسانداز عمل کنیم و یاد بگیریم؛ چون خیلی مهم است و باید حسابشده عمل کرد تا آخر ماه یا چند ماه دیگر به مشکل برنخوریم. در این زمینه، انشاءالله از مشارکتهای شما دوستان استفاده میکنم. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.



عکاس: همسفر یوکابد رهجوی راهنما همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
تایپ و ویرایش: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
ارسال مطلب: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
108