English Version
This Site Is Available In English

راه رسیدن به فرماندهی از مسیر فرمانبرداری می‌گذرد

راه رسیدن به فرماندهی از مسیر فرمانبرداری می‌گذرد

جلسه پنجم از دوره سی‌وهشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امین قم به استادی پهلوان همسفر بهار، نگهبانی همسفر پروانه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم و بسیار خوشحالم که پس از مدت کوتاهی دوری دوباره توانستم در کنگره‌۶۰ حضور پیدا کنم و شما عزیزان را ببینم. از ایجنت، مرزبانان، نگهبان، دبیر و همچنین نگهبان لژیون سردار تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. این دستور جلسه مسیری را برای من مشخص می‌کند؛ مسیری که از یک نقطه آغاز می‌شود و باید به نقطه‌ای دیگر برسد؛ اما این فرماندهی که ما باید به آن دست پیدا کنیم چیست؟ خداوند در وجود همه ما توانایی‌ها و نیروهایی قرار داده است، زمانی که ما بتوانیم این توانایی‌ها و نیروهای درونی خود را پیدا کنیم و به درستی از آن‌ها استفاده کنیم، یعنی به فرماندهی رسیده‌ایم.

وقتی انسان در هر موضوع و مقوله‌ای به فرماندهی درون خود می‌رسد، در وجودش احساس شادی، آرامش و انرژی بیشتری شکل می‌گیرد. ما این مراحل فرماندهی را از همان دوران کودکی با چند کلمه حرف زدن و چند قدم راه رفتن به دست می‌آوریم و این مسیر در طول زندگی ما ادامه پیدا می‌کند؛ اما در زندگی گاهی شرایطی پیش می‌آید که انسان بخشی از این فرماندهی را از دست می‌دهد، مانند زمانی که دچار استرس می‌شود، بیماری به سراغش می‌آید یا دوران پیری را تجربه می‌کند.

یکی از بدترین حالت‌هایی که ممکن است برای انسان به وجود بیاید و باعث از دست دادن فرماندهی او بر وجود خویش شود، اعتیاد به مصرف مواد مخدر است؛ موضوعی که در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» به آن اشاره شده است. همه ما می‌دانیم که یک مصرف‌کننده حتی بر سیستم جسمی خود فرماندهی کامل ندارد؛ هر غذایی را نمی‌تواند بخورد و به راحتی نمی‌تواند بخوابد، در ذهنش به موضوعی فکر می‌کند؛ اما چیز دیگری بر زبان می‌آورد و گاهی کاری را انجام می‌دهد که خودش نیز از آن آگاه نیست، حال برای اینکه بتواند دوباره این فرماندهی را به دست بیاورد، یکی از راه‌هایی که انتخاب می‌کند افزایش مقدار مصرف مواد یا شروع مصرف ماده‌ای جدید است؛ فقط برای اینکه بتواند موقتاً مانند یک انسان عادی به تعادل برسد؛ اما در کنگره‌۶۰ راه رسیدن به فرماندهی از مسیر فرمانبرداری می‌گذرد.

وقتی از کسی می‌خواهیم کاری را برای ما انجام دهد، ابتدا باید خودمان در آن زمینه توانایی لازم را داشته باشیم و به دانایی‌مؤثر رسیده باشیم. یکی از شروط رسیدن به دانایی مؤثر، آموزش دیدن است. برای آموزش نیز لازم است تحت آموزش یک استاد یا راهنما قرار بگیریم و بتوانیم دستورها و آموزش‌هایی را که دریافت می‌کنیم به درستی اجرا کنیم. زمانی که خودمان در انجام کاری توانمند شدیم و به دانایی مؤثر رسیدیم، آن‌گاه می‌توانیم از دیگران بخواهیم در آن زمینه به ما کمک کنند و فرماندهی داشته باشیم.

موضوع دیگری که وجود دارد این است که وقتی انسان وارد تاریکی‌ها می‌شود، تحت فرمان نفس اماره قرار می‌گیرد. این نفس اماره است که به او فرمان می‌دهد چه کاری انجام دهد. زمانی که می‌خواهیم از این مرحله خارج شویم، کنگره‌۶۰ به ما می‌آموزد که ابتدا باید خوبی‌ها وارد وجود انسان شوند تا بدی‌ها بتوانند از بین بروند. در این مسیر لازم است تحت آموزش یک راهنما و استاد خوب قرار بگیرم تا خوبی‌ها را بیاموزم، آن‌ها را اجرا کنم و در مسیر فرمانبرداری قرار بگیرم. با تکرار عمل سالم و اجرای آموزش‌ها خوبی‌ها کم‌کم در وجود من جای می‌گیرند و بدی‌ها آرام‌آرام کم‌رنگ می‌شوند.

من در کنگره‌۶۰ آموختم که برای رسیدن به فرماندهی باید فرمانبردار باشم؛ اما این مسیر آسان نیست، گاهی واقعاً نمی‌توانم فرمانبردار خوبی برای راهنمایم باشم و به صحبت‌های او عمل کنم؛ زیرا دوباره نفس‌اماره وارد عمل می‌شود و احساساتی مانند خشم و نفرت را در وجودم ایجاد می‌کند یا حتی باعث می‌شود راهنمای خود را قضاوت کنم، برای مثال، راهنما به من که یک سفر اولی هستم می‌گوید خواب مسافر اهمیت زیادی دارد و باید از بعضی تفریحات شبانه خود بگذرم تا مسافرم بتواند، برای رسیدن به درمان، خواب منظم و به‌موقع داشته باشد یا آموزش می‌دهد که در مورد مصرف OT مسافرم دخالت نکنم؛ حتی اگر مسافر گریز بزند، مسئولیت آن بر عهده خودش است و من نباید در آن دخالت کنم.

گاهی با اینکه می‌دانم سخنان راهنما درست است به آن عمل نمی‌کنم، نتیجه این می‌شود که مسافر من نیز در مسیر سفرش دچار مشکل می‌شود. در واقع درسی را که آموزگار با آرامش و آگاهی به من آموزش داد، یاد نگرفتم و حالا روزگار همان درس را با سختی بیشتری به من می‌آموزد؛ بنابراین مجبور می‌شوم دوباره و حتی چندباره این مسیر را طی کنم تا به خواسته خود برسم.

شیطان که فرمانده رده بالای خداوند بود به دلیل تکبر و غروری که داشت، نخستین نافرمانی را انجام داد و از بارگاه الهی رانده شد. آدم و حوا نیز به دلیل طمعی که در وجودشان شکل گرفت، نخستین نافرمانی را انجام دادند و از جایگاه خود سقوط کردند. این موضوع برای من سفر دومی نیز همچنان وجود دارد. حالا که فرمانبرداری را آموخته‌ام  به رهایی دست پیدا کرده‌ام، راهنما شده‌ام یا جایگاه‌های خدمتی دیگری را بر عهده گرفته‌ام باز هم ممکن است در جایی دچار نافرمانی شوم و سقوط کنم. در کنگره‌۶۰ به واسطه آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم و خدمت‌هایی که انجام می‌دهیم، می‌توانیم نیروهایی را که خداوند در وجود ما قرار داده است به فعلیت برسانیم و به فرماندهی برسیم.

ما در جهان مادی زندگی می‌کنیم. مادیات را دوست داریم و به آن‌ها نیاز داریم؛ اما در کنگره‌۶۰ به ما آموزش داده‌اند که باید فرمانده مادیات باشیم، نه اینکه مادیات فرمانده ما باشند. یکی از نیروهایی که در وجود انسان قرار دارد، نیروی بخشش است و ما در کنگره‌۶۰ به توانایی بخشیدن می‌رسیم و می‌توانیم این نیرو را نیز در وجود خود به فرماندهی برسانیم. با بخششی که انجام می‌دهیم، می‌توانیم از مادیات بالاترین بهره و لذت را ببریم. زمانی که می‌توانم از نیروهای منفی عبور کنم، از خواسته‌های غیرمعقول خود بگذرم، افسار مادیات را در دست بگیرم و با تمام توان در مسیر صراط مستقیم ببخشم، آن زمان است که ارتقاء پیدا می‌کنم و تغییرات شگرفی در درون من اتفاق می‌افتد، تغییراتی که از هیچ راه دیگری نمی‌توان به آن دست پیدا کرد.

وقتی می‌بخشیم، سبک‌تر می‌شویم و زمانی که سبک‌تر باشیم، صراط مستقیم و راهی را که در آن قرار گرفته‌ایم با شتاب بیشتری طی می‌کنیم. قطعاً همه کسانی که عضو لژیون سردار هستند، چه دنور باشند و چه پهلوان، این تجربه را به خوبی درک کرده‌اند و به این جایگاه رسیده‌اند. زمانی که من وارد کنگره‌۶۰ می‌شوم، یک صندلی به من داده می‌شود؛ اما قطعاً هدف ما فقط دریافت کردن نیست. در کنار هر صندلی، فرمانی به هر کدام از ما داده شده است و باید تفکر کنیم تا بفهمیم آن فرمان چیست و چگونه باید آن را اجرا کنیم. کسی که وارد لژیون سردار می‌شود و صندلی در این جایگاه دارد، قطعاً فرمانی بر عهده دارد. علاوه‌بر فرمان اولیه‌ای که در مسیر دریافت کرده است؛ باید تفکر کند که در لژیون سردار چه فرمانی دارد و چگونه می‌تواند آن را به بهترین شکل انجام دهد. حال خوب و واقعی فقط در بندگی، عبادت و خدمت کردن است.

مرزبانان کشیک: همسفر مرضیه و مسافر محمدرضا
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ثریا (لژیون نهم) و همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی امین قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .