جلسه سوم ، از دوره ی هفتم ، از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دزفول با دستور جلسه : دانایی ،سواد، و دانایی موثر با استادی مسافر امین و نگهبانی مسافر یونس و دبیری مسافر سهراب در روز پنجشنبه در تاریخ ۱۴۰۵/۶/۱۲ راس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود:

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امین هستم مسافر.
هفته دیده بان را به همه تبریک می گویم، مخصوصا آقای ترابخانی تبریک میگویم، انشالله در سلامت باشند و بتوانیم در نمایندگی در خدمت ایشان باشیم.
دیده بان ها بودند که باعث شدن ما امروز با خانوادههایمان به ایجا بیاییم و آموزش بگیریم و در آرامش باشیم.
در مورد دستور جلسه خیلی میشود صحبت کرد، من میتوانم ربط بدهم به خودم که آیا قبل از کنگره تفکر ،تجربه ،آموزش درستی بود؟ فکر نمیکنم .آموزشی که در مدارس میدیدم همچین آموزش درستی در خانواده نبود. کنگره یک دانشگاه و آموزشگاه حرفهای است، که به آسانترین شکل ممکن آموزش هایی که جناب مهندس از استادانشان گرفتند و تفکری که داشتند را به انسان ها انتقال میدهد.
تجربه سیاهی، همه ی ما داشتیم گذشته ی من که چقدر گرفتار بودم، از 17 سلگی کار کردم و کم کم امدم بالا و در 35 سالگی همه چی را از دست دادم. آخرش دیگر حتی خرج زندگی هم نداشتم و روح و روانم بیمار بود. سیاهی ممتد بود. ولی آیا دانایی بود که به من کمک کنند؟ آیا فرق دانایی موثر را میدانستم؟ خیر، نمیدانستم راههای زیادی را رفتم ولی آخرش چی میشد، آن نگاههایی که به ما هست کسی که روبروی ما قرار میگیرد آیا درد مرا کشیده و درک میکنند ؟ هرجا رفتم جیب مرا زدند کلی پول دادیم، کلی درد کشیدیم ،آخرش هم هیچی .

۱۸ سال تخریب گرفتاری ،۱۸ سال خانواده ی من چه زجرهایی با من کشیدن و چقدر گرفتار من بودند. روزی که ازدواج کردم تخریب من شروع شد و خانواده من در کنارمن چقدر زجر کشید و نمی توانستیم با هم کنار بیاییم.
چه کسی به من کمک کرد؟ تفکر داد؟ آموزش درست و موثر داد؟جسمم را درمان کرد؟ کنگره به من کمک کرد. روزی که به کنگره آمدم ، هیچ وقت فکر نمیکردم به اینجا برسم،امروز لااقل در زندگی من آرامش و آسایش است . در بیرون از کنگره جنگ است، همه حیات جنگ است. همه ما موج سواریم و این بالا و پایین برای همه ی ما است. در زندگی که کلی مشکلات و گرفتاریها هست اما اینکه در کنار این مشکلات شاد باشیم و آرامش داشته باشی مهم است؛ من در کنگره یاد گرفتم که بعد از هر غمی نهفته است .
اعتیاد ما، گذرگاه سختی بود که رد شدیم و این طوق بردگی با گذشت آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمام خدمتگزارانی که خالصانه خدمت میکنند از گردن ما برداشته شد. گذشت یک خدمتگزار است که من اینجا هستم، راهنمایان گروه خانواده که از اهواز به اینجا می آیند.
دانایی یعنی بخشش یعنی بگذر و دنبال دریافت نباش. کنگره 60 به من یاد داد که در آخر به عشق و محبت برسم و اگر میخواهی بگذری باید ظاهر و باطن یکی باشد.
ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
رهایی مسافر محمد حسین راهنما :مسافر امین لژیون :دوم

تا باد چنین باد
نگارش و عکس مسافر رضا
ارسال خبر مسافر مهرداد
- تعداد بازدید از این مطلب :
46