مشارکت همسفران لژیون دوم در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»
همسفر فهیمه:
من زمانی میتوانم فرمانبردار خوبی باشم که هدف مشخصی داشته باشم؛ حالا چه در کنگره و چه در زندگی شخصی خودم، در کنگره۶۰ وقتی به راهنمای خودم چشم واقعی میگویم که هدف درمان داشته باشم؛ برای رسیدن به فرماندهی عقل در هر کاری یکسری بایدها و نبایدها وجود دارد. انجام دادن ارزشها (بایدها) است و انجام ندادن ضدارزشها (نبایدها) میباشد. یکی از چیزهایی که فرماندهی عقل را ضعیف میکند، منیت است. زمانیکه منیت داشته باشیم، نمیتوانیم درست آموزش بگیریم و دانایی متوقف میشود و نفساماره فرماندهی را از عقل میگیرد؛ پس انسانها برای فرماندهی؛ باید آموزشپذیر باشند؛ وقتی میتوانم فرمانده خوبی برای دیگران باشم که بتوانم فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان خودم باشم.
همسفر محجوبه:
وقتی از فرمانبرداری حرف میزنیم؛ یعنی فرد طبق دستور و قوانین عمل میکند این مرحله برای یادگیری نظم، مسئولیتپذیری و انجام درست کارها خیلی مهم است؛ اما اگر فرد همیشه فقط منتظر دستور بماند، نمیتواند پیشرفت زیادی داشته باشد. در مرحله بعد فرد کمکم نظر خودش را بیان میکند و در تصمیمگیریها شرکت میکند او یاد میگیرد که مشکلات را ببیند و برای آنها راهحل پیشنهاد بدهد با بیشتر شدن تجربه، اعتمادبهنفس فرد هم بیشتر میشود؛ بعد از مدتی ممکن است مسئولیت یک کار یا یک گروه به او سپرده شود اینجا است که فرد از یک فرمانبردار به یک مسئول تبدیل میشود. فرمانده بودن فقط دستور دادن به دیگران نیست. یک فرمانده خوب باید اول خودش الگوی خوبی برای دیگران باشد او باید حرف اعضای گروه را بشنود و با آنها با احترام رفتار کند،؛ همچنین باید در شرایط سخت بتواند تصمیم درست بگیرد فرمانده باید مسئولیت اشتباهات خود و گروهش را هم قبول کند. مشارکت باعث میشود افراد احساس کنند در موفقیت گروه سهم دارند؛ اگر همه اعضا مشارکت کنند کارها سریعتر و بهتر انجام میشود؛ درواقع مسیر فرمانبرداری تا فرماندهی، مسیر یادگیری و کسب تجربه است. هرچه فرد مسئولیتپذیرتر باشد آمادگی بیشتری برای رهبری پیدا میکند؛ پس یک فرمانده خوب کسی است که از فرمانبرداری شروع کرده و با تلاش رشد کرده باشد در نهایت مشارکت و مسئولیتپذیری، پایههای اصلی رسیدن از فرمانبرداری به فرماندهی هستند.
همسفر منصوره:
این دستور جلسه به ما یاد میدهد که هیچ انسانی از اول فرمانده به دنیا نیامده و هر انسانی برای رسیدن به فرماندهی؛ باید مسیر آموزش و فرمانبرداری را یاد بگیرد. فرمانبرداری در کنگره۶۰ به معنی، پذیرفتن آموزش و عمل کردن به قوانین و اصول درست است. کسی که تصور میکند همه چیز را میداند، نمیتواند آموزشها را دریافت کند؛ پس اولین قدم در مسیر رشد، پذیرفتن نیاز من به آموزش بود؛ اگر آموزشها را بگیرم و در زندگی کاربردی نکنم تغییری در من ایجاد نمیشود. فرمانده واقعی کسی است که خودش به قوانین و اصولی که میگوید، عمل کند. رفتار یک فرمانده میتواند بیشتر از صحبتهای او به دیگران آموزش بدهد و باعث شود دیگران نیز راحتتر مسیر درست را بشناسند؛ درواقع مسیر فرمانبرداری و فرماندهی دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه این دو مرحله در کنار هم قرار دارند و یکی مقدمه رسیدن به دیگری است فرمانبرداری درست، باعث ساخته شدن شخص و تواناییهای او میشود و فرماندهی نیز نتیجه همین آموزشها، تجربهها و مسئولیتپذیریها است.
همسفر سعیده:
آموزشهای کنگره۶۰ به ما یاد میدهد که برای رسیدن به هدف؛ باید خواسته قوی داشته باشیم. انسان هر هدف و خواستهای داشته باشد؛ اگر بخواهد به آن خواسته برسد، اول باید فرمانبردار خوبی باشد. کسی میتواند فرمانبردار خوبی باشد که همواره منظم و مرتب باشد، آشفتگی را از ذهن و پیرامون خود دور کند و از ضدارزشها و هر آنچه جسم و روانش را آلوده میکند، دوری کند. او باید آموزش ببیند و یاد بگیرد؛ به موقع خوابیدن، بیدار شدن و به موقع در جلسات حاضر شدن، رأس ساعت مقرر استفاده از داروی OT و به متون و سیدیهای آموزشی توجه کردن و فراگیری آنها و .... خدمت کردن و صداقت در گفتار، کردار و رفتار و تمام فرمانها در کنگره۶۰، جهت رسیدن ما به حال خوش است تا بتوانیم در تمام کارهای خود کنترل داشته باشیم و فرماندهی جسم و جان خود را در دست بگیریم. در مرحله بعد، کسی میتواند فرمانده لایق و مقتدری باشد که در مرحله فرمانبرداری به بهترین شکل عمل کرده باشد.
رابط خبری: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاکدشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
44