English Version
This Site Is Available In English

سرمایه‌ای برای زندگی؛ چرا سواد به‌تنهایی کافی نیست؟

سرمایه‌ای برای زندگی؛ چرا سواد به‌تنهایی کافی نیست؟

چهارمین جلسه از دوره پنجاه و ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی آکادمی با استادی راهنمای محترم همسفر عطا ، نگهبانی همسفر محمدیوسف و دبیری همسفر علیرضا با دستور جلسه دانایی،دانایی موثر و سواذ پنجشنبه دوازدهم شهریورماه ۱۴۰۵ راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
اصولاً دستور جلسات کنگره ۶۰ به این جهت طراحی می‌شود که تفاوت نگاهی در اعضای کنگره ایجاد کند و اگر اشکالی در جهان‌بینی آن‌ها وجود دارد، برطرف گردد. عنوان این دستور جلسه نیز جالب و مصداق بارز همین صحبت است: «دانایی، دانایی مؤثر و سواد». این عنوان که بخشی از جزوه جهان‌بینی است، تصریح می‌کند که چرا چنین موضوعی در میان دستور جلسات قرار گرفته است. من چنددقیقه‌ای در این مورد صحبت می‌کنم و پس از آن، ادامه جلسه با مشارکت شما برگزار می‌شود تا از نظرات دوستان استفاده کنیم.
همان‌طور که انسان در زندگی مراقب سلامتی خود است و برای کسب ثروت و امنیت تلاش می‌کند، به اعتقاد من یکی از کارهای ضروری دیگر این است که در صدد ارتقای دانایی خود باشد. دانایی سرمایه‌ای برای زندگی است تا انسان بتواند مناسبات خود را در درجه اول با خودش و سپس با دیگران به‌درستی برقرار کند؛ تا بتواند درست تصمیم بگیرد، درست زندگی کند و انتخاب‌های درستی داشته باشد. این‌ها مفاهیمی هستند که در بحث دانایی و دانایی مؤثر مطرح می‌شوند.
فردوسی شعر بسیار جالبی دارد؛ هرچند در جایی دیده‌ام که انتساب این شعر به فردوسی را رد می‌کنند و می‌گویند شاعر دیگری آن را سروده است، اما من همچنان معتقدم که این بیت از فردوسی است که می‌گوید: «توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود». او قدرت را مترادف با دانایی دانسته است؛ یعنی اگر کسی دانا باشد، صاحب قدرت است و می‌تواند خود را اداره کند. اولین سؤالی که در ذهن خطور می‌کند این است که اصولاً ماهیت دانایی چیست؟ آیا هر کسی که باسواد شد، مفهوم دانایی را درک کرده است؟ آیا الزاماً دانایی مترادف باسواد است؟ در تجربه و واقعیت این‌طور نیست و سواد داشتن، دلیلی بر دانایی فرد نیست.
در جهان اطلاعات، مفاهیم و مقوله‌های بسیاری وجود دارد که همه ما باید آن‌ها را یاد بگیریم و از آن‌ها استفاده کنیم. اما عمر ما کفاف نمی‌دهد و تنها می‌توانیم به بخشی از این علوم دسترسی پیدا کنیم. آن بخشی که ما می‌توانیم به آن دست یابیم، دانایی نامیده می‌شود. یعنی من تشخیص می‌دهم که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است؛ اما اگر نتوانم در مورد آن‌ها تصمیم بگیرم و به اجرا درآورم، تنها در حد شناخت باقی می‌ماند. این دانایی از مثلثی تشکیل می‌شود که اضلاع آن شامل تجربه، تفکر و آموزش است.
باتوجه‌به این‌که اشاره می‌کنند تنها یک دقیقه زمان دارم، از این موضوع عبور می‌کنم تا به مطالب دیگر بپردازم. آیا دانایی برای همه یکسان اتفاق می‌افتد؟ می‌بینیم که این‌طور نیست؛ زیرا اطلاعات من و شما با یکدیگر متفاوت است؛ بنابراین علت این‌که مثلث دانایی مختلف‌الاضلاع رسم می‌شود، این است که نوع استفاده ما از این مؤلفه‌های دانایی با یکدیگر تفاوت دارد. اما آنچه که من می‌توانم آن را به اجرا درآورم؛ یعنی تشخیص می‌دهم، تصمیم می‌گیرم و اجرا می‌کنم، دانایی مؤثر من است.

دانایی مؤثر رسالت بسیار بزرگی بر عهده دارد و آن رسالت این است که جلوگیری می‌کند تا خواسته‌های نامعقول وارد حریم یا قلعه عقل نشوند؛ تا عقل فریب نخورد، به انحراف کشیده نشود و قدرت تصمیم‌گیری درست را از دست ندهد. اینجاست که دانایی مؤثر نقش مهمی در استفاده صحیح ما از عقلمان ایفا می‌کند. عزیزان، خاصیت عقل این است که خداوند هنگام خلقت، آن را در وجود ما نهادینه کرده است.
کارکرد عقل و خاصیتی که خداوند در همه ما ایجاد کرده، این است که قابلیت رشد داشته باشد. این قابلیت رشد به این دلیل است که ما دائماً با مشکلات جدیدی روبه‌رو می‌شویم. در چنین شرایطی، چه چیزی می‌تواند کمک کند تا برای حل مشکل خود به یک راه‌حل و انتخاب درست برسیم؟ آن عامل، دانایی مؤثر است. در واقع دانایی مؤثر نگهبان عقل است و مانع ورود خواسته‌های نامعقول به آن می‌شود. از این‌که به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم
عکاس: همسفر مهدی شعبه آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .