موضوع: دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر. هر وقت کلمه «فرمانبردار» یا «فرمانده» را شنیدهایم، شاید یاد پادگان نظامی افتاده باشیم. ما در کنگره ۶۰ آموختهایم که ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم فرمانده خوبی بر جسم خود باشیم.
واژه «فرماندهی» یک هدف است و مسیری را برای ما مشخص میکند تا بدانیم از کجا به کجا باید حرکت کنیم و به مقصد، که همان فرماندهی است، برسیم. بنابراین باید در این مسیر از ارزشها حرکت کنیم و به نیروهای منفی و ضد ارزشهای اطرافمان بیاعتنا باشیم تا بتوانیم فرماندهی را به بهترین شکل تجربه کنیم.
رسیدن به فرماندهی به حرف و سخن و شوخی و مزاح نیست؛ بلکه بزرگترین پروسهای است که به انسان واگذار میشود. ما میخواهیم به فرمان عقل نزدیک شویم و فرماندهی خود را به دست بگیریم. این نزدیک شدن و رسیدن، بسیار سخت و طاقتفرساست؛ زیرا دوری از ضد ارزشها کار سادهای نیست.
واژه «فرمانبرداری» بسیار مهم است. من ممکن است در مواردی مشکل، نقص یا نیازی داشته باشم که برای رفع آنها باید از کمک و نیروی فرد دیگری بهره ببرم تا بتوانم از نفس اماره خارج شوم. باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرمانده موفقی باشم.
در مواقع نیاز، باید با کمک استاد، یار و راهنما، بدون قیاس و قضاوت، اطاعت کنم. باید به خودم بفهمانم که در برخی مسائل، نیازمند راهنمایی کسی هستم که علم، دانش و تجربه بیشتری دارد. همچنین باید عاشق طی کردن مسیر و رسیدن به هدفم باشم تا ابتدا فرمانبردار خوبی و سپس فرمانده خوبی باشم.
من با اجرای دستورات راهنمایم قادر میشوم نیروهای منفی را از شهر وجودی خود خارج کنم و در نهایت به فرمانروایی لایق و مسلط بر شهر وجودی خود تبدیل شوم. حالا ما چگونه در کنگره ۶۰ از فرمانبرداری به فرماندهی میرسیم؟
به واسطه مصرف مواد مخدر و قرار گرفتن در نفس اماره، تقریباً تمام اختیار جسم، فکر و امور زندگی از مسافران گرفته شده است و عملکرد آنها فقط و فقط تحت تأثیر مواد مخدر قرار دارد. برای پس گرفتن این اختیار، باید فرمانبرداری را شروع کنیم تا بتوانیم فرماندهی جسم خود را دوباره به دست بگیریم.
کار آسانی نیست، ولی قابل اجراست. من میتوانم با فرمانبرداری از عقل و انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم تا به کارهای بزرگ برسم. برای مثال: حضور بهموقع در جلسات، پیام خواندن، مشارکت کردن، نوشتن سیدی، سر سپردن به راهنما، بهموقع خوابیدن، بهموقع بیدار شدن، بهموقع غذا خوردن و بهموقع مصرف کردن داروی OT.
اگر این کارها را انجام دهیم، در واقع بر نفس اماره خود پیروز شدهایم. حالا من، بهعنوان یک مسافر، وارد کنگره شدهام و برای بهرهمندی از آموزشهای کنگره باید به آنچه راهنمایم میگوید گوش بدهم و فرمانبرداری کنم تا به رهایی برسم. در کنگره باید قوانین را رعایت کنم، حرمتها را بپذیرم و در مسیر مثبت حرکت کنم.
فرمانبرداری از نیروی مطلق و راهنمایی که چراغ راه ماست، میتواند ما را به سوی ارزشها سوق دهد. امیدوارم که همه ما به فرمان عقل برسیم و فرمانبردار عقل خود باشیم، نه فرمانبردار نفس خود.
نگارش: مسافر محمد ل۸
تایپ: مسافر محمود ل۱۴
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴
- تعداد بازدید از این مطلب :
38