English Version
This Site Is Available In English

بال‌های زخمی مسافرم با همراهی من التیام می‌یابد

بال‌های زخمی مسافرم با همراهی من التیام می‌یابد

به نام پروردگار نور و امید
امروز که دارم از کنگره، مسافر، همسفر و کلی واژه مشابه و ناآشنا صحبت می‌کنم هنوز برای من مبهم است که من به کجا آمدم و چگونه به این مسیر قدم گذاشتم. یادم نمی‌رود روزی که مسافرم برای بار چندم از من درخواست کمک و همراهی کرد؛ برای سالم شدن، برای رها شدن و من بدون هیچ شماتتی پذیرفتم چرا که خسته‌تر از همیشه بودم. زندگی فردگرایی بدون حس محبت، ذره‌ای عاطفه من را از پا درآورده بود و تصور آینده فرزندانم بدون همراهی پدر و پشتوانه محکم و سالم من را به شدت آزار می‌داد. هر چند که اعتماد من به مسافرم سلب شده بود؛ اما به خودم قول دادم که برای ساختن زندگی‌مان او را همراهی کنم.

اولین روزی که پا به کنگره گذاشتم همه چیز برای من مبهم بود از پوشش افراد مسئول گرفته تا سمت و پستی که برای خدمت داشتند، همه و همه یک علامت سؤال بزرگ بود که این تشکیلات چه ربطی به درمان مسافر من دارد؛ اما بعد از اولین دعای دسته جمعی و به آغوش کشیده شدنم توسط راهنمای مهربان و دلسوزم تازه اشک‌های من راه خودشان را پیدا کردند و من تازه متوجه شدم که به چه مکان امن و مقدسی پا گذاشته‌ام که تاکنون جرأت زدن این حرف‌ها را به هیچ یک از عزیزان و اطرافیانم نداشتم. گاهی برای آمدن به کنگره تردید می‌کردم؛ اما وقتی شوق مسافرم را می‌دیدم که چقدر از همراهی من انرژی می‌گیرد، دوباره حرکت می‌کردم. گاهی پیش خودم فکر می‌کنم که بال‌های زخمی مسافرم با همراهی من التیام می‌یابد. البته امیدوارم و همواره به محضر خداوند مهربانم دعاگو هستم.

همه‌ این‌ها را بیان کردم که به این‌جا برسم که من همسفر از زمانی‌ که وارد لژیون شدم، انرژی مثبت و مهربانی راهنما، استاد بزرگوارم و محبت دوستان هم لژیونی‌ام عجیب من را به کنگره وصل کرد. اکنون خودم با میل خودم دوست دارم جلسات را شرکت کنم. همراهی مسافرم یک طرف، خودشناسی و رسیدن به کمال وجودی خودم و کسب آگاهی از طرف دیگر من را ترغیب به حضور می‌کند. خدا خواست من به این مکان مقدس پا بگذارم و با امید جشن گرفتن روزهای خوش، سلامتی جسم و روح خودم و مسافرم به مسیری که پیش‌رو دارم ادامه بدهم.
در آخر تشکر می‌کنم از جناب مهندس بزرگوار و راهنمای عزیز و مهربانم. امیدوارم که بتوانم قدردان زحمات و لطف بی‌دریغ‌‌شان باشم انشاالله.

نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ندا( لژیون سوم)
رابط‌خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا( لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .