سلام دوستان، محسن هستم؛ مسافر.
اگر به طبیعت نگاه کنیم، میبینیم که همه چیز بر پایه نظم، انضباط و زمانبندی دقیق قرار گرفته است. هیچ فصلی نمیتواند بیدلیل از فصل دیگر جلو بزند، هیچ روزی بدون شب تاریک سپری نمیشود و هیچ بذری بدون خاک، آب و نور خورشید به درختی تنومند تبدیل نخواهد شد. این نظم دقیق، نشاندهنده فرماندهی لایقی است که بر جهان هستی حکمفرماست و آن را احاطه کرده است. تمام صفات قدرت مطلق بهصورت ذرهای در وجود انسان نهاده شده است؛ و هر انسانی عاشق فرماندهی است، چه در صور پنهان و چه در صور آشکار. با آموزشهای آقای مهندس آموختیم که هر چیزی ابتدا در درون ما اتفاق میافتد و سپس در بیرون نمایان میشود. فردی که دچار اعتیاد میشود، با اینکه میخواهد مانند انسانهای دیگر رفتار طبیعی داشته باشد، اما این امکان برای او وجود ندارد. دوست دارد سر ساعت بخوابد و بیدار شود، بدون مصرف مواد کار کند، قدم بزند، ورزش کند، دچار ترس و عصبانیت نشود؛ اما بدون مصرف مواد مخدر قادر به انجام کارهای ساده و روزمره نیست، زیرا مواد مخدر فرماندهی درون او را ربوده است. عقل دیگر توان فرمان دادن ندارد، چون نیروهای شیطانی در وجودش رخنه کرده و فرماندهی را به دست گرفتهاند. اگر انسان بخواهد دوباره فرماندهی وجودش را به دست آورد، ابتدا باید فرمانبرداری کند. لازمه فرمانده خوب بودن، فرمانبردار لایق بودن است. در بدو ورود هر سفر اولی به کنگره، سیدی «وظایف رهجو» معرفی میشود تا فرد بداند رهجو کیست، راهنما کیست و دامنه اختیارات هرکدام چیست. اگر رهجو از ابتدا فرمانبردار راهنمای خود باشد، برنامه را مو به مو اجرا کند و روی مسیر باشد، قطعاً میتواند ابتدا در درون و سپس در بیرون فرمانده خوبی باشد. گرفته شدن فرماندهی و قرار گرفتن تحت نیروهای شیطانی فقط مختص مصرفکننده یا سفر اولی نیست؛ هرکدام از ما ممکن است در لحظهای فرماندهی وجودمان را از دست بدهیم. بارها پیش آمده که میخواهیم نگران آینده نباشیم، اما ترس در وجودمان رخنه میکند؛ یا ناگهان وارد جایگاه قاضی میشویم و شروع به قضاوت میکنیم. وقتی به خود میآییم، میبینیم وارد راه ضد ارزشی شدهایم؛ همان چیزی که نیروهای شیطانی میخواهند. اما وقتی تصمیم میگیریم با افزایش دانایی، تمرکز و تکرار، ذرهذره در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم مثلاً غیبت نکنیم، مال کسی را چپاول نکنیم، عضو لژیون سردار باشیم و بهای حال خوب خود را پرداخت کنیم آرامآرام در وجود ما تغییراتی ایجاد میشود. به «شو شود» نزدیک میشویم و شور، شعف و آرامشی وصفناشدنی را تجربه میکنیم؛ آرامشی که شاید پیشتر آن را احساس نکرده بودیم.

و کلام آخر:
استاد امین میفرمایند: «شرط فرمانبرداری این است که فرد در مورد استاد قضاوت نکند و درباره علم استاد نظر ندهد.»
عکس: گروه سایت
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
89