English Version
This Site Is Available In English

از فرمان‌برداری تا فرماندهی، مسیر رشد انسان

از فرمان‌برداری تا فرماندهی، مسیر رشد انسان

به نظر من، فرمان‌برداری یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی است که در مسیر درمان و زندگی یاد می‌گیریم. انسان زمانی که وارد کنگره می‌شود، معمولاً با مشکلات زیادی روبه‌رو است. ذهن آشفته‌ای دارد و گاهی تصور می‌کند خودش بهتر از همه می‌داند؛ اما یکی از نخستین آموزش‌ها این است که یاد بگیریم فرمان‌بردار باشیم. فرمان‌برداری به معنای بی‌اختیاری یا نداشتن تفکر نیست؛ بلکه یعنی در مسیر درست، از آموزش‌ها و قوانین صحیح پیروی کنیم. وقتی هنوز شناخت کافی از مسیر ندارم، طبیعی است که به راهنمایی فردی که این مسیر را طی کرده است، اعتماد کنم. در کنگره یاد می‌گیریم که شنیدن و عمل کردن، دو موضوع متفاوت هستند. ممکن است مطالب زیادی را بشنویم؛ اما تا زمانی که به آن‌ها عمل نکنیم، تغییر واقعی در ما ایجاد نخواهد شد. فرمان‌برداری به من یاد می‌دهد که نظم داشته باشم، به‌موقع حاضر شوم، مسئولیت‌پذیر باشم و به قوانین احترام بگذارم؛ شاید این مسائل در ابتدا ساده به نظر برسند؛ اما در واقع پایه‌های تغییر در انسان هستند. من زمانی می‌توانم فرمانده خوبی باشم که ابتدا فرمان‌بردار خوبی بوده باشم.

کسی که از قوانین کوچک زندگی پیروی نمی‌کند، نمی‌تواند در مسائل بزرگ‌تر فرماندهی درستی داشته باشد. فرماندهی واقعی از درون انسان آغاز می‌شود. ابتدا باید بتوانم افکار، احساسات و رفتار خودم را مدیریت کنم. اگر اختیار نفس خودم را نداشته باشم، چگونه می‌توانم مسئولیت دیگری را بر عهده بگیرم؟ به نظر من، فرماندهی با زورگویی و دستور دادن تفاوت زیادی دارد. فرمانده واقعی کسی نیست که فقط دیگران را کنترل کند؛ بلکه کسی است که ابتدا خودش را کنترل و مدیریت کرده باشد. در کنگره یاد می‌گیریم که مسئولیت‌پذیری، نتیجه آموزش و حرکت درست است. هرچه بیشتر آموزش بگیریم و به آن عمل کنیم، اعتمادبه‌نفس و توانایی ما نیز افزایش پیدا می‌کند. در گذشته شاید بسیاری از ما تلاش می‌کردیم دیگران را تغییر دهیم؛ اما با آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم، متوجه می‌شویم که نقطه آغاز تغییر، خودمان هستیم. وقتی انسان بتواند خودش را فرماندهی کند، در خانواده، محیط کار و اجتماع نیز می‌تواند نقش مؤثرتری داشته باشد. فرمان‌برداری صحیح، انسان را کوچک نمی‌کند؛ بلکه او را برای رسیدن به جایگاه‌های بالاتر آماده می‌سازد. این مسیر؛ مانند بالا رفتن از یک پله‌کان است. اگر پله اول را درست طی نکنیم، رسیدن به پله‌های بالاتر امکان‌پذیر نخواهد بود. فرمان‌برداری از راهنما و احترام به قوانین، تمرینی است برای اینکه بتوانیم در آینده مسئولیت‌های بزرگ‌تری را بر عهده بگیریم.

در این مسیر باید صبر داشته باشیم. قرار نیست یک‌شبه فرمانده زندگی خودمان شویم. تغییر واقعی به زمان، آموزش و عمل سالم نیاز دارد. هرچه بیش‌تر آموزش‌ها را در زندگی کاربردی کنیم، کم‌کم از وابستگی و بی‌نظمی فاصله می‌گیریم و به استقلال می‌رسیم. به نظر من، یکی از نشانه‌های فرماندهی این است که انسان نتیجه اعمال خودش را بپذیرد. مشکلات را همیشه به گردن دیگران نیندازد و مسئولیت انتخاب‌های خودش را قبول کند. امروز می‌فهمم که فرمان‌برداری درست، مقدمه فرماندهی است. اگر در گذشته از پذیرش مسئولیت فرار می‌کردم، امروز تلاش می‌کنم مسئولیت زندگی خودم را بیش‌تر بپذیرم. کنگره به من آموخته است که برای تغییر کردن؛ باید از خودم شروع کنم و قدم‌به‌قدم حرکت کنم. در پایان از راهنمای عزیزم و تمام کسانی که در این مسیر به من آموزش می‌دهند، تشکر می‌کنم. امیدوارم بتوانم آموخته‌هایم را در زندگی به کار بگیرم و روزی به جایگاهی برسم که بتوانم فرماندهی درستی بر نفس و زندگی خود داشته باشم.

نویسنده: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .