سومین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی
با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر عزیز و دبیری همسفر رضا با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد»
پنجشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.
سخنان استاد:
اعتیاد چه بود و ما را به کجا رساند؟ کجا بودم و الان در کجا نشستهام؟ تاریکیها را تجربه کردیم تا به روشنایی برسیم.
امروز خیلی خوشحالم که در شعبه صائب تبریزی هستم و در کنار شما دوستان عزیز قرار است یک جلسه آموزشی برگزار کنیم. دستور جلسه امروز دربارهٔ «دانایی»، «داناییِ مؤثر» و «سواد» است.
پیش از پرداختن به دستور جلسه، یادآوری کنم که هفته گذشته، هفته دیدهبان بود. دیدهبانهای عزیز هنوز سفر خود را ادامه میدهند و به سایر شعبهها سر میزنند. میخواستم بگویم این دیدهبانها چقدر بزرگوار و باگذشت هستند. آنها برای رهایی یک مسافر، چه مسافتهایی را طی میکنند و چه مقدار از وقت و زندگی خود را میگذارند.
همچنین تولد آقای خدامی را داشتیم که خوشبختانه من حضور داشتم. پیامی که ایشان از سردار نقل کردند، هیچوقت فراموش نمیکنم. آن پیام کاملاً الهامبخش بود: «به ساحل رساندن انسانهای در حال غرق، بسیار حائز اهمیت است و این کار در صدر قرار دارد. پس برای هدف خود، بالاترین تلاش را بکنید، آراسته و آموزشدیده عمل کنید، با توان بالا بروید و به رحمتِ ماورا ایمان راسخ داشته باشید.»
این دیدهبانان محترم با همین الهام و انگیزه به ما کمک میکنند و راه را به ما نشان میدهند. نمیخواهم از دستور جلسه دور شوم، اما فقط میخواستم بگویم ارزش این عزیزان بسیار بالاست. باید قدرشان را بدانیم، قدر این صندلیها، قدر این مکان و قدر آموزشی که میبینیم را بدانیم.
آموزش دانایی میبینیم. شاید این سؤال برایمان پیش بیاید که مگر ما دانا نبودیم؟ بله، دانایی داریم، اما دانایی مراحلی دارد. دانایی داریم و داناییِ مؤثر داریم.
کنگره ۶۰ معمولاً برای سادهتر شدن موضوع و درک بهتر، تعریفی ارائه میدهد. تعریف دانایی یعنی: تشخیص ماهیت خواستهها در هر رنگ و لباس؛ یعنی بدانیم خواستهها از کجا میآیند. تمام خواستههای ما از نفس سرچشمه میگیرد، چه معقول و چه نامعقول. اگر دانایی ما به حد اعلا رسیده باشد و سواد را آموخته باشیم، باید تشخیص دهیم که این خواستهها معقول هستند یا نامعقول.
مثلث دانایی چیست؟ تجربه، تفکر و آموزش. در کنار آن، داناییِ مؤثر یعنی آموختههایمان را به عمل تبدیل کنیم. تا زمانی که نمیدانستیم، اکنون دانا شدهایم و باید کاری کنیم که تأثیرگذار باشد و آن را به نقطه عمل برسانیم. مثلث دانایی ممکن است مختلفالأضلاع باشد، اما داناییِ مؤثر، متساویالأضلاع است؛ یعنی هر سه ضلع باید همزمان با هم رشد کنند.
حالا برسیم به سواد. در کنگره ۶۰ برای پذیرش یک تازهوارد گفته میشود که «بیسواد» قبول نمیکنیم و اگر هم بپذیریم، از او میخواهیم سواد یاد بگیرد. چرا؟ چون سواد چیزی است که ما را داناتر میکند و درک و فهم ما را بالا میبرد. منظور از سواد، سواد دانشگاهی نیست؛ ما داریم دربارهٔ «سوادِ کنگرهای» صحبت میکنیم. سواد کنگرهای یعنی علم زندگی کردن را به ما یاد میدهد. کجا را سراغ دارید که علم زندگی کردن را به شما یاد بدهد؟ کدام دانشگاه، کدام مرکز، کدام کالج یا پزشک؟ تنها جایی که این سواد را به ما میآموزد، کنگره ۶۰ است.
پس دانایی یعنی چه؟ ما که دانا نبودیم؟ چرا این همه دربارهٔ دانایی صحبت میشود و چرا آقای مهندس این همه سیدی در این باره دارند؟ برای اینکه ما سواد زندگی کردن را یاد بگیریم. سواد زندگی یعنی من که یک زمانی مصرفکننده و گوشهگیر بودم، در خانهای که نزدیک بود سقفش روی سرم بریزد، حالا حداقل برای ۲۰۰ نفر صحبت میکنم. این کم است؟ این همان سواد کنگرهای است که به من یاد داده است.
یادم نرود که من حدود ۸ یا ۹ سال است در کنگره هستم و آموختههایم را منتقل میکنم. من هم مثل شما یک روز رهجو بودم و هنوز هم رهجو هستم، فرقی نمیکند سفر اول یا دوم. یاد گرفتم چگونه با همنوعم، با خانواده، همسر، مادر، پدر و فرزندم برخورد کنم. قبلاً بلد نبودم؛ با کوچکترین تشنج پرخاشگری میکردم و جبهه میگرفتم. خداوند توفیق داد که در کنگره ۶۰ باشم، آموزش ببینم و یاد بگیرم که به همنوعانم هم خدمت کنم.
شما که اینجا نشستهاید و من که اینجا هستم، آقا محمود که روزی راهنمای من بود و اکنون هم هست و دیگر دوستان دیدهبان، برای چه کسانی این همه رفتوآمد میکنند؟ برای رهایی یک نفر. این همان سواد کنگرهای است. چطور میتوانم از تاریکی رها شوم؟ باید سواد یاد بگیرم؛ سواد رها شدن از تاریکی.
دیگر بیشتر از این صحبت نمیکنم. زمانم تمام شد. متشکرم که به صحبتهایم گوش دادید. امیدوارم بدانیم در چه جایگاهی هستیم و کنگره ۶۰ چه توفیقی است برای کسانی که بر این صندلیها نشستهاند. ما داریم یاد میگیریم چگونه زندگی کنیم.