English Version
This Site Is Available In English

ابتدا باید فرمانبرداری را بیاموزم

ابتدا باید فرمانبرداری را بیاموزم

وقتی برای اولین بار موضوع فرمانبرداری تا فرماندهی را شنیدم؛ شاید مانند بسیاری از انسان‌ها فکر می‌کردم فرماندهی یعنی این‌که انسان بتواند دیگران را مدیریت کند و حرف خودش را به دیگران بقبولاند؛ اما امروز با آموزش‌هایی که در کنگره گرفته‌ام، معنای این کلمه برای من کاملاً تغییر کرده است. من یاد گرفتم که برای فرمانده شدن، ابتدا باید فرمانبرداری را بیاموزم.

شاید در ابتدا فرمانبرداری برای من سخت بود؛ چون هر انسانی دوست دارد خودش تصمیم بگیرد و تصور می‌کند راهی که خودش انتخاب کرده، درست‌ترین راه است؛ اما به مرور فهمیدم زمانی که آموزش درست وجود نداشته باشد، ممکن است انسان با اطمینان کامل، راه اشتباه را انتخاب کند. کنگره به من آموخت که فرمانبرداری یعنی پذیرفتن آموزش و عمل کردن به آن؛ یعنی گاهی لازم است غرور و خواسته‌های خودم را کنار بگذارم، گوش کنم و اجازه بدهم کسی که این مسیر را تجربه کرده است، راه را به من نشان بدهد.

برای من این موضوع فقط یک آموزش تئوری نیست. وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم می‌بینم چقدر مواقعی بوده که می‌خواستم همه‌چیز را کنترل کنم؛ رفتار دیگران، شرایط زندگی و حتی اتفاقاتی را که اصلاً در اختیار من نبودند؛ اما امروز، کم‌کم در حال یادگیری این هستم که ابتدا خودم را تغییر بدهم. من فهمیده‌ام که فرماندهی واقعی از درون خود انسان آغاز می‌شود.

اگر نتوانم بر خشم، ترس، ناامیدی و خواسته‌های لحظه‌ای خود فرماندهی کنم، چگونه می‌توانم انتظار داشته باشم زندگی‌ام در مسیر درستی قرار بگیرد؟ امروز وقتی می‌خواهم تصمیمی بگیرم، سعی می‌کنم قبل از هر چیز از خودم بپرسم: «آیا این تصمیم از روی آموزش است یا از روی احساس و عجله؟» به نظر من، یکی از زیباترین قسمت‌های این مسیر این است که انسان کم‌کم طعم اختیار واقعی را می‌چشد.

وقتی یاد می‌گیریم مسئولیت رفتار و انتخاب‌های خودمان را بپذیریم، دیگر لازم نیست همیشه به دنبال مقصر بگردیم؛ بلکه می‌فهمیم که تغییر، از خود ما آغاز می‌شود. من هنوز در ابتدای این مسیر هستم و خودم را کامل نمی‌دانم. هنوز چیزهای زیادی وجود دارد که باید بیاموزم و روی خودم کار کنم؛ اما همین که امروز می‌توانم بعضی از اشتباهات گذشته‌ام را ببینم، برای من یک قدم بزرگ است.

امروز احساس می‌کنم فرمانبرداری برای من دیگر به معنای ضعیف بودن نیست؛ برعکس، یعنی آن‌قدر آگاه باشم که بدانم کجا باید گوش کنم، کجا باید آموزش بگیرم و کجا باید از خواسته‌های خود عبور کنم. فرماندهی نیز برای من یعنی این‌که سکان زندگی خود را به دست بگیرم و با ادامه دادن این مسیر و عمل کردن به آموزش‌ها، روزی به جایی برسم که واقعاً فرمانده خوبی برای خودم باشم.

نویسنده: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون هجدهم)
رابط خبری: همسفر الهام  رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون هجدهم)
ارسال: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هفدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .